یه جوری شیفته آدما میشیم نمیفهمیم کی و چجوری شفته مون میکنن، میچسبیم به دیوار. نگا.
توبیاس وولف یه داستان کوتاه داره به اسم "say yes". برشیه از یه شب زندگی یه زوج، وقتی دارن ظرف های شام رو میشورن.
مکالمه اینطوری شروع میشه
که خانوم بی هوا می پرسه "من اگه سیاه پوست بودم، بازم باهام ازدواج می کردی؟"، مرد یکه میخوره. آدم نژادپرستی نیست. ولی میره توی فکر. سعی میکنه بحث کنه. حرف بزنه و زن رو قانع کنه که خب حالا که نیستی!!
زنه اما قفلی زده حالا اگه بودم چی؟
کل داستان بر اساس همین کشمکش دیالوگی میره جلو و آخرش مرد میگه
"Jesus, Ann. All right. No."
و خانوم ناراحت میشه.
حالا بگذریم از انالیز داستان و درست و غلط بودن واکنش دو طرف، مردسالاری و زن سالاری و هر پیامی که پشتش داره.
وولف نویسنده تواناییه. بدون فکر نمی نویسه. داستان هم قلم زیبایی داره.
اما اگه اون مرد به جای No، میگفت Yes. زن باز هم ناراحت میشد. چون اون Yes دیگه بیات بود! درس بگیریم بحث نکنیم، اعصاب ها لازمن واس روزای بدتر. همون اول say yes و خلاص.
مکالمه اینطوری شروع میشه
که خانوم بی هوا می پرسه "من اگه سیاه پوست بودم، بازم باهام ازدواج می کردی؟"، مرد یکه میخوره. آدم نژادپرستی نیست. ولی میره توی فکر. سعی میکنه بحث کنه. حرف بزنه و زن رو قانع کنه که خب حالا که نیستی!!
زنه اما قفلی زده حالا اگه بودم چی؟
کل داستان بر اساس همین کشمکش دیالوگی میره جلو و آخرش مرد میگه
"Jesus, Ann. All right. No."
و خانوم ناراحت میشه.
حالا بگذریم از انالیز داستان و درست و غلط بودن واکنش دو طرف، مردسالاری و زن سالاری و هر پیامی که پشتش داره.
وولف نویسنده تواناییه. بدون فکر نمی نویسه. داستان هم قلم زیبایی داره.
اما اگه اون مرد به جای No، میگفت Yes. زن باز هم ناراحت میشد. چون اون Yes دیگه بیات بود! درس بگیریم بحث نکنیم، اعصاب ها لازمن واس روزای بدتر. همون اول say yes و خلاص.
من فک کنم نیمه های گمشده مون همدیگه رو پیدا کردن، رفتن سر خونه زندگیشون و با دوتا بچه، هنوز به ما نگفتن.
آدما عاشق ماهن، ولی هیشکی تو کف خورشید نیست. چون ماه طاقچه بالا میذاره. هلال میشه، چهارده میشه، یه شب هس یه شب نیس. کار نداریم واس خاطر خورشیده که ماه دیده میشه ولی
خواهرم، حجابت!
خواهرم، حجابت!
هربار سگ های رفیقامو می بینم میگم سگ میخوام. باز میام خونه این گربه لامصب دل میبره.
آخرش یه گربه سگ میگیرم
اثر پیتر هانان.
آخرش یه گربه سگ میگیرم
اثر پیتر هانان.
Forwarded from روزهای ...
فقط اونجایی که کولر خونه رو تازه سرویس کردن و خونه رو بوی پوشال برداشته!
من اگر سرطانم بگیرم باز بزرگترین دردم اینه خودمو سرزنش میکنم که چرا ضربه روحی و مالی زدم به عزیزام.
اینایی که امروز می بیننت فردا دعوتی مهمونیشون خیلی اجتماعی تر از کامفورت زون منن. Respect البته. ولی خب.
Forwarded from میدونی چیه ... (sepehr)
کنار کشیدن خیلی هم خوبه. تو جمع باس غلافش کنی.
من اونقد تو بچگیم سختی کشیدم که مطمئن بودم بزرگ شم ماشین هم بخرم باز گرافیکش بالاست و نصب نمیشه.