یه آدمی توی گذشتهی من گم شده بود. حدوداً ده سال پیش. آزارم داد. زیاد. نبخشیده فراموشش کرده بودم. امروز لای یه کتاب قدیمی یه یادداشت ازش دیدم که خطخطیش کرده بود و نمیشد خوندش. فقط زیرش نوشته بود «حلالم کن.» و امضاش کرده بود.
چه عجیبه روزگار.
حلالت عزیز، نمیدونم کجایی ولی تو باید اونجا میبودی که من اینجا باشم. حلالت.
چه عجیبه روزگار.
حلالت عزیز، نمیدونم کجایی ولی تو باید اونجا میبودی که من اینجا باشم. حلالت.
برنامهها و اهداف تیرماه رو مرور کردم. فاصله بین تیری که انتظار داشتم و تیری که نشست، فاصلهی بین البرز تا جیهون بود. پشت این همه تغییر، یه آرش کمانگیر جون داد انگار.
دوات
زنگ زدم یکی از رفقا رو بیدار کنم، گوشی رو برمیداره با صدای خوابآلود میگه: «سپهر، زید میخوام!» سلام عزیزم، صبح تو هم بخیر. :))
این دوستمون هم به مُراد دلش رسید. فقط الان که حال طرف رو پرسیدم گفت: « فلونی کیه؟ زن دادااااااااااش!»
یعنی میگم شما صبر کنین، گردنگیرها از یه سنی به بعد درست میشه کمکم. :))
یعنی میگم شما صبر کنین، گردنگیرها از یه سنی به بعد درست میشه کمکم. :))
کار بسه. بقیهی روز رو میذاریم روی تمیزکاری. چایی رو دم کنیم و عود رو روشن و بشنویم آقای کوهن رو که میفرمان اگر بوکسور میخواهی، من به میان رینگ میروم.
ضمن اینکه یه یادآوری بکنم بچهها برای این کار. اول اینکه دمتون گرم واقعا. خیلی دمتون گرم. دانیا میگه ۲۳۰ نفر از دوات کمکش کردن. بهتون افتخار میکنم و ازتون ممنونم. اگه براتون مقدور بود برای بقیه کسانی که میدونین از خدمات بلوبانک استفاده میکنن هم بفرستین که ایشالا کار تا حد زیادی جمع شه!
Forwarded from هشت صُبح (AH)
اينجوريه كه شما دو بار يكيو با خودت ببر تو جمع غريبه و تخريبش كن، بقيه هم به تبعيت از شما همون كارو ميكنن. يكي رو ببر آقا و خانم صداش كن، بازم اون جمع به تبعيت از شما آقا يا خانم صداش ميكنن.
ارج و احترام رفيق و پارتنر شما تو يه جمع غريبه كاملا دست شماس.
شمايي كه تعيين ميكني تو جمع باهاش چطور رفتار بشه.
ارج و احترام رفيق و پارتنر شما تو يه جمع غريبه كاملا دست شماس.
شمايي كه تعيين ميكني تو جمع باهاش چطور رفتار بشه.
درست همون موقعی که با خودم میگم «من اگه بودم...»، باید به خودم یادآور شم که من نیستم، اونه. تمام.
دلم میخواد به ستار بگم درسته که رشتهای بر گردنم افکندی، ولی ای دوست! این پیراهن است، افسار نیست.
بچهها درخواست یه لطف دارم. این پست رو میذارم بمونه تا فردا. اگه خَیِر یا موسسه خیریهای میشناسین توی مشهد برای کمک به هزینه درمان بیمارهای سرطانی، معرفی کنید بهم توی کامنتهاش و خودش رو هم فوروارد کنین.
هزینههای درمان بالاست و ما عزیزی داریم که داره درد میکشه و خونوادش تحت فشار مالی شدیدن.
هزینههای درمان بالاست و ما عزیزی داریم که داره درد میکشه و خونوادش تحت فشار مالی شدیدن.
بچهها سلام. اول از همه مرسی بابت معرفی خیریهها، ما پیگیرشون هستیم. محک احتمالا کمکی نکنه چون مخصوص کودکانه و عزیز ما پدر خانوادهن.
من با خونواده صحبت کردم. خیلی ممنونتون شدن و دعای خیرشون همین الانش هم پشت سرتون هست. درخواست و انتظاری ندارن. اما با اجازهی خودشون من یه شماره کارت میذارم اینجا برای کسایی که خودشون شخصاً میخوان کمکی بکنن به این مسأله. هزینهها زیاد و درهمبرهمه رفقا. من چون خودم تو جریان جزئیات روند درمان نیستم نمیتونم در نهایت برای کمکهای مالی شما گزارش و رسید بذارم که بدونید هر ریالش خرج چی شده. هرکی تصمیم به کمک گرفت به هر میزانی که مایل بود، منِ دوات تنها اطمینانی که میتونم بهش بدم اینه که شخصا ده ساله این خونواده رو میشناسم و برام محترمن و میدونم اگه پنجاه هزارتومن هم جمع شه، خرج همون چیزی میشه که به نیتش کمک میکنین.
دم همهتون گرم. چه کسایی که خیریه معرفی کردن، چه کسایی که حتی هزارتومن لطف دارن، چه کسایی که خوندن و همدلی کردن و دعا. درد بدیه سرطان. ای کاش هیچ خونوادهای هیچ جوره به هیچ شکلی درگیرش نشه.
------
بعداً اضافه شده:
بچهها، به لطف شما ایشون بستری و به سلامتی مرخص شدن.
اما در هر حال سرطان بیماری ادامهداریه و هزینهها همچنان بالاست. من این شماره کارت رو از اینجا برنمیدارم و بهتون اطمینان میدم اگه هنوز کسی بین شما هست که قصد کمک داشته باشه جای درستی هزینه میشه لطفش.
در همه حال عزیزید و بینهایت به داشتنتون افتخار میکنم.
-----
اضافه شده در آذرماه ۱۴۰۲:
پدر بزرگوار و عزیز رفیقمون امید، آروم و راحت خوابیدن. ممنونم از اینکه کنارمون بودین.
به گوش ایشون رسیده بود که آدمها از سرتاسر ایران کمکش کردن و براش دعا کردن. خوشحال شد. انرژی گرفت و با تمام توان زندگی کرد و با قدرت جنگید.
لطفاً فاتحه، سکوت، انرژی، لبخند و یا هرچیزی که بهش اعتقاد دارید رو بهشون هدیه کنید.
بینهایت ازتون ممنونم.
من با خونواده صحبت کردم. خیلی ممنونتون شدن و دعای خیرشون همین الانش هم پشت سرتون هست. درخواست و انتظاری ندارن. اما با اجازهی خودشون من یه شماره کارت میذارم اینجا برای کسایی که خودشون شخصاً میخوان کمکی بکنن به این مسأله. هزینهها زیاد و درهمبرهمه رفقا. من چون خودم تو جریان جزئیات روند درمان نیستم نمیتونم در نهایت برای کمکهای مالی شما گزارش و رسید بذارم که بدونید هر ریالش خرج چی شده. هرکی تصمیم به کمک گرفت به هر میزانی که مایل بود، منِ دوات تنها اطمینانی که میتونم بهش بدم اینه که شخصا ده ساله این خونواده رو میشناسم و برام محترمن و میدونم اگه پنجاه هزارتومن هم جمع شه، خرج همون چیزی میشه که به نیتش کمک میکنین.
دم همهتون گرم. چه کسایی که خیریه معرفی کردن، چه کسایی که حتی هزارتومن لطف دارن، چه کسایی که خوندن و همدلی کردن و دعا. درد بدیه سرطان. ای کاش هیچ خونوادهای هیچ جوره به هیچ شکلی درگیرش نشه.
------
بعداً اضافه شده:
بچهها، به لطف شما ایشون بستری و به سلامتی مرخص شدن.
اما در هر حال سرطان بیماری ادامهداریه و هزینهها همچنان بالاست. من این شماره کارت رو از اینجا برنمیدارم و بهتون اطمینان میدم اگه هنوز کسی بین شما هست که قصد کمک داشته باشه جای درستی هزینه میشه لطفش.
در همه حال عزیزید و بینهایت به داشتنتون افتخار میکنم.
-----
اضافه شده در آذرماه ۱۴۰۲:
پدر بزرگوار و عزیز رفیقمون امید، آروم و راحت خوابیدن. ممنونم از اینکه کنارمون بودین.
به گوش ایشون رسیده بود که آدمها از سرتاسر ایران کمکش کردن و براش دعا کردن. خوشحال شد. انرژی گرفت و با تمام توان زندگی کرد و با قدرت جنگید.
لطفاً فاتحه، سکوت، انرژی، لبخند و یا هرچیزی که بهش اعتقاد دارید رو بهشون هدیه کنید.
بینهایت ازتون ممنونم.
بچهها، مبلغ نهایی به لطف شما، امشب شد 10,376,000 تومن! من خیلی تشکرها دارم ازتون که اینطوری روسفیدم کردین. اما به نظرم بهتره پیام خودش رو براتون بذارم: