Forwarded from That guy over there!
اینکه با دوستات بری بیرون غذا بخوری خوبه ولی اینکه دعوتشون کنی و براشون آشپزی کنی خیلی جذابتره!
قدیمها عمو و دایی و خاله و عمه میافتادن توی کوچهپسکوچههای محل، تحقیق!
الان چندتا کلیک کافیه تا بدونی کی زیده، کی همراه زندگی. اول ببین خودت دنبال کدومی.
الان چندتا کلیک کافیه تا بدونی کی زیده، کی همراه زندگی. اول ببین خودت دنبال کدومی.
باریستای محل از توی پیادهرو خرکشم کرد برد توی کافه و یه کارامل ماکیاتو مهمونم کرد چون دلش برام تنگ شده بود.
ستار این بچه باعشقهات رو بیشتر کن رو زمین!
ستار این بچه باعشقهات رو بیشتر کن رو زمین!
یه آدمی توی گذشتهی من گم شده بود. حدوداً ده سال پیش. آزارم داد. زیاد. نبخشیده فراموشش کرده بودم. امروز لای یه کتاب قدیمی یه یادداشت ازش دیدم که خطخطیش کرده بود و نمیشد خوندش. فقط زیرش نوشته بود «حلالم کن.» و امضاش کرده بود.
چه عجیبه روزگار.
حلالت عزیز، نمیدونم کجایی ولی تو باید اونجا میبودی که من اینجا باشم. حلالت.
چه عجیبه روزگار.
حلالت عزیز، نمیدونم کجایی ولی تو باید اونجا میبودی که من اینجا باشم. حلالت.
برنامهها و اهداف تیرماه رو مرور کردم. فاصله بین تیری که انتظار داشتم و تیری که نشست، فاصلهی بین البرز تا جیهون بود. پشت این همه تغییر، یه آرش کمانگیر جون داد انگار.
دوات
زنگ زدم یکی از رفقا رو بیدار کنم، گوشی رو برمیداره با صدای خوابآلود میگه: «سپهر، زید میخوام!» سلام عزیزم، صبح تو هم بخیر. :))
این دوستمون هم به مُراد دلش رسید. فقط الان که حال طرف رو پرسیدم گفت: « فلونی کیه؟ زن دادااااااااااش!»
یعنی میگم شما صبر کنین، گردنگیرها از یه سنی به بعد درست میشه کمکم. :))
یعنی میگم شما صبر کنین، گردنگیرها از یه سنی به بعد درست میشه کمکم. :))
کار بسه. بقیهی روز رو میذاریم روی تمیزکاری. چایی رو دم کنیم و عود رو روشن و بشنویم آقای کوهن رو که میفرمان اگر بوکسور میخواهی، من به میان رینگ میروم.