دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
:)
نشده تو خیابون‌های مشهد دعوا ببینم، کلمه‌ی «ناموس» با هر عنوانی استفاده نشه.
انسان چطور می‌تونه قدرت تحمل رنجی رو داشته باشه که خودش توان اعمالش رو روی دیگران نداره یا برعکس؟
یه چیزی که بارها و بارها بهم ثابت شده اینه که مردها گاهی به راحتی و بدون یک کلمه حرف زدن همو درک می‌کنن.
مودم پایین بود، ولی بعد حمید رو با این تیپ تصور کردم و خندیدم.
شما «قُلی» رو نمی‌شناسین،
ولی اگه کسی می‌شناستش،
من امروز گذاشتمش دم در.
اگر نصف قاطعیتی که توی یه سری مسائل دارم رو توی برخورد با خودم داشتم در عرض یک هفته عین سرو قد می‌کشیدم.
دوات pinned Deleted message
یه چیزی هست که حال درونی من رو گاه‌گداری عجیب خوب می‌کنه. میاد، راه نفس رو باز می‌کنه و می‌ره. هنوز نمی‌دونم چیه یا حتی شاید سایه‌ی حضور کیه، اما هرچی و هرکی که هست، دستم بهش برسه و بشناسمش، محاله بذارم بره.
این‌سوی جشنِ دل.
خنده‌ها و زخم‌هات باهم چند، عزیزم؟
Forwarded from جدی | Jeddi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جدی ۱۷
در اجرای زنده‌ی آنتراکت...

خرید بلیط
https://gishot.ir/e?m=163231

@jeddipodcasts
جدی | Jeddi
جدی ۱۷ در اجرای زنده‌ی آنتراکت... خرید بلیط https://gishot.ir/e?m=163231 @jeddipodcasts
می‌رم این اجرا رو هم یه‌نفره می‌بینم.
احساس می‌کنم قبلش باید وصیت‌نامه‌م رو بذارم زیر بالشت و به صادق هم کلید بدم.
محض اطمینان.
Forwarded from پنجِ‌صبح‌
مثل گذشته، و شونصدتا کتابی که دست شما آشنایان دور و نزدیک هست.

فقط کافیه اون پیام،متن،شعر،آهنگ،عکس، غر و … هرچی که اینجا واستون با بقیه پست‌هاش فرق داره رو بذارین تو کانالاتون، توییترتون، اینستاگرامتون، تثریدزتون یا هرچی که من بلد نیستم!

واسم اسکرینشو بفرستین ببینم چی‌و دوست داشتین، زندگی کردین یا کشیدین!

یه چند روزی فرصت میدم تا همه ببینن پیامو. بعدش دیگه ببینیم جز آدم‌ِ مهم زندگیم به کیا قراره کتاب کودک هدیه بدم.

@imehrnaz
#همین دیگه. ارادتمند مـِ ه
مــِ ه رفیق خوب من و ساقی کتابمه‌. تا حالا نشده جنسی بخوام و در لحظه نتونه جور کنه. پای حرفش هست و این قرعه‌کشی‌های کانالش مدتیه که دیگه یه جور رسم شده توی پنج صبح.
این پست یه تبلیغ نیست.
یه نوشابه‌ی دِلیه که من برای رفیقم باز کردم‌ چون کاردرسته این آدم.
از امروز اگه نتونم رها کنم، دستم رو قطع می‌کنم.
خشم من به تنهایی می‌تونه جور پنج احساس اصلی دیگه‌ای رو که پل اکمن دسته‌بندی کرده بکشه.
گفتن بهت بگم:
پشیمون می‌شی.
به سوز عاشقی قسم،
که دل‌خون می‌شی.
پیرم کردی.
به بعضی چهره‌ها نگاه می‌کنی و می‌فهمی ترکیب برنده فقط پدر و مادرش.
فتبارک‌الله!
من دیگه نمی‌ترسم از این سوراخ گزیده شم. تهش رو چندباری دیدم. بدنم خودبه‌خود پادزهر تولید می‌کنه. زهر این نیش روی من کارساز نیست دیگه. انگار این مارها رو خوردم و حالا افعی شدم. من از نیش این افعی روی تن نفر بعدی می‌ترسم. حالا من ته اون سوراخ نشستم. حالا من اونی‌ام که آسیب نمی‌بینه ولی ممکنه آسیب بزنه و بره. من شاید یه افعی شاخدار خوش‌خنده‌ و خوش‌پوش باشم با ادکلن اونتوس کرید، ولی وقتی برگردم خونه و دسته‌گل‌ت رو بذارم یه گوشه و لباسم رو عوض کنم، یه افعی شاخدار برهنه‌م که می‌خزم زیر پتوم و فلس‌هام رو می‌شمارم و به بار این مسئولیت فکر می‌کنم.