با تهمونده باوری که به ستار دارم امیدوارم به هردومون آرامش بده بچهجون. نکن با خودت.
Forwarded from _overthinker_
راستی میدونستی کار اصلیت خون رسانیه؟ نه که با تصمیمات گند بزنی به زندگیم عزیزم.
Forwarded from That guy over there!
من برگهای زردم رو جدا میکنم میریزم دور و برگهای سبزم رو انتشار میدم!
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
هنوز مونده اوج دوست داشتن منو ببینی. من هرگز نمیتونم بخوابم اگر پتوم رو با تو قسمت شم. چون همیشه میترسم از اینکه مبادا توی خواب پتو رو سمت خودم بکشم و تو تا صبح بدون پتو یخ کنی. هرگز نمیتونم بدون وجود تو لقمهای توی دهنم بذارم. یا تو باید سر این سفره باشی یا اگرم روزهی قهر گرفتی، پات به پات گرسنه میمونم و لب به هیچی نمیزنم. اونم منی که جونم به غذا بستهست و بدون غذا متلاشیم. نمیدونم این حد از دوستداشتن چقدر منطقیه. اما من وقتی یکی رو دوست داشته باشم همهی وجودم رو تقدیمش میکنم. و فراموش میکنم دیروز چه آدمی بودم و امروز چقدر متفاوت دارم رفتار میکنم.
مَرد سانفرانسیسکویی
هنوز مونده اوج دوست داشتن منو ببینی. من هرگز نمیتونم بخوابم اگر پتوم رو با تو قسمت شم. چون همیشه میترسم از اینکه مبادا توی خواب پتو رو سمت خودم بکشم و تو تا صبح بدون پتو یخ کنی. هرگز نمیتونم بدون وجود تو لقمهای توی دهنم بذارم. یا تو باید سر این سفره…
نمیدونم درستش اینه رابطه از اوج دوست داشتن شروع شه یا به اوج دوست داشتن برسه. در هر دو حالت اوج دوست داشتن منم همینه. ولی از اولی خیری ندیدم و به نظرم باید به دومی فرصت بدم.
یه کلمههایی رو ارزیاب هایلایت میکنه بدون توضیح که اگه بری از خودش بپرسی مشکل کجاست میگه نمیدونم.
داشتم تجربهی این مکالمه رو.
خدا شاهده که داشتم.
داشتم تجربهی این مکالمه رو.
خدا شاهده که داشتم.
Forwarded from Green hair girl and her books
حضورت توی زندگیم مثل بوی خاک بعد از بارونه. ملایم و روحنواز.
زدم کتفم رو ناقص کردم و دو شبه نصفه شب با درد بیدار میشم، پماد موضعی میمالم و دوباره سعی میکنم بخوابم که همونطور که میبینید بینتیجهست. اما قسمت جذاب ماجرا اینه که سامر به طرز عجیبی میاد دقیقا روی همون نقطهی کتفم راه میره و ماساژم میده.