دلم میخواد بهت بگم دلم برات تنگ شده. ولی به نظر نمیآد حسی رو زنده کنه توی وجودت دیگه.
صادق و والا معرکهن. یه مسألهی خیلی مهم و احساسی مطرح شده توی گروهمون، وسطش دارن به همدیگه نود میدن.
تبدیل به سکسچت شده. وسطهاش هم یه «سپهر به نظرم نکن این کار رو.» یا «سپهر نگرانیم به گا بری» و «سپهر بیشتر فکر کن» میگن ولی کل ماجرا در مورد قرار شب جمعهی دونفرهشونه. انتخاب رفیق صد از صد.
That guy over there!
وقتی مامان بهم زنگ میزنه:
مامان امروز چهاربار حالم رو پرسید پشت تلفن و سه بار گفت خبری نیست؟ نمیدونم میخواد چی بشنوه وقتی همهمون میدونیم مادرها زنگ نمیزنن حالت رو بپرسن، زنگ میزنن حال خوبت رو بپرسن.
باز همهچی داره آوار میشه رو مخم ولی سامر روی پام خوابه و نمیتونم پاشم شلوارک بپوشم.
Forwarded from تربیت فرزندان صالح (matina)
ما نون دلمونو میخوریم، حالا چه غلط چه درست.
با تهمونده باوری که به ستار دارم امیدوارم به هردومون آرامش بده بچهجون. نکن با خودت.
Forwarded from _overthinker_
راستی میدونستی کار اصلیت خون رسانیه؟ نه که با تصمیمات گند بزنی به زندگیم عزیزم.
Forwarded from That guy over there!
من برگهای زردم رو جدا میکنم میریزم دور و برگهای سبزم رو انتشار میدم!
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
هنوز مونده اوج دوست داشتن منو ببینی. من هرگز نمیتونم بخوابم اگر پتوم رو با تو قسمت شم. چون همیشه میترسم از اینکه مبادا توی خواب پتو رو سمت خودم بکشم و تو تا صبح بدون پتو یخ کنی. هرگز نمیتونم بدون وجود تو لقمهای توی دهنم بذارم. یا تو باید سر این سفره باشی یا اگرم روزهی قهر گرفتی، پات به پات گرسنه میمونم و لب به هیچی نمیزنم. اونم منی که جونم به غذا بستهست و بدون غذا متلاشیم. نمیدونم این حد از دوستداشتن چقدر منطقیه. اما من وقتی یکی رو دوست داشته باشم همهی وجودم رو تقدیمش میکنم. و فراموش میکنم دیروز چه آدمی بودم و امروز چقدر متفاوت دارم رفتار میکنم.
مَرد سانفرانسیسکویی
هنوز مونده اوج دوست داشتن منو ببینی. من هرگز نمیتونم بخوابم اگر پتوم رو با تو قسمت شم. چون همیشه میترسم از اینکه مبادا توی خواب پتو رو سمت خودم بکشم و تو تا صبح بدون پتو یخ کنی. هرگز نمیتونم بدون وجود تو لقمهای توی دهنم بذارم. یا تو باید سر این سفره…
نمیدونم درستش اینه رابطه از اوج دوست داشتن شروع شه یا به اوج دوست داشتن برسه. در هر دو حالت اوج دوست داشتن منم همینه. ولی از اولی خیری ندیدم و به نظرم باید به دومی فرصت بدم.