دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
انگار یه تخم‌مرغ شانسی توی دستمه که نمی‌دونم چیه جایزه‌ش، ولی می‌دونم جایزه داره به هرحال و همین برام کافیه فعلا.
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
یه وقتایی یه چیزایی از گذشته‌م یادم میاد که اصلا به درد الانم نمیخورن. اینکه مثلا چقد دوستش داشتم.
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
کاش قدری تو هم میخواستی.
اگه قهوه‌ی شیش به بعد رو با یه ماگ دوغ‌ شتر جایگزین کنم قطعا خواب راحت‌تری خواهم داشت!
فکر کنم مشکل اونجا بود که یه گوشه نشستم و صبر کردم. درستش اینه بپربپر کنم و طناب بزنم.
دل من بیدی نیست به این بادها...
وووی نوتیفش!
عشق که تموم کردیم ولی می‌تونم بهت بستنی بدم.
I can't believe how much I loved you.
از نقطه عطف قبلی تا الان، شیب تغییر حتمی اما کند بوده‌. به نظرم نقطه‌ی بعدی نزدیکه و حس می‌کنم این یکی تندتره.
«اگه نمی‌تونی رها کنی، باهاش کنار بیا.»
جمله‌ی خوبی بود که دو سه روزی هست دارم بهش فکر می‌کنم.
کاش رادیو دیو اپیزود جدید بده.
«صدام کن بگم جون! با منی؟!»
خوبه. نظم محیط داره عادت می‌شه.
اما باید به افکار و کارها هم تزریق شه.
حتی به اهداف و تصمیم‌هام.
مهمه. خیلی خیلی مهمه.
احساس نقشی نداره دیگه گمونم.
هرچی که هست منطق و نیازه.
منم دیگه درست مثل بقیه.
آماده‌ی نتیجه‌ش هستم.
Forwarded from سامر
دژخسدزثخزپزکیکزوزتیخ دم حیتژ‌
بسه دیگه، برم خرید و برگردم پای کار.
من صبرهام رو کردم، امیدهام رو بستم و عشق‌هام رو هم دادم. ولی کافی نبود و زوری هم نیست این چیزها. اگه دوسش داری و به هر دلیل منطقی یا غیرمنطقی نمی‌خواد، باهاش کنار بیا. اسارت نیست. عشقه. بلدی؟
خیلی دلم می‌خواد با ناهارم سالاد شیرازی بخورم ولی ناهار درست نکردم.
دوست‌داشتن تو آخرین مرز معصومیتِ کودکانه‌ی من بود. از این‌جا به بعدش آهنه و منطق و پول.
حس می‌کنم اخرین احساساتی هم که باعث می‌شدن قلبم یخ نزنه تموم شدن.
یه پسربچه‌ی پنج شیش ساله با سطل لگوهاش اومد توی اتوبوس و یهو زندگی بوی بازی و رنگ مهدکودک گرفت. نرم شد. عین خمیر بازی زرد و آبی و صورتی.