من آدم مذهبیای بودم ولی بعد دبیر ادبیاتمون گفت «نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت... به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد.» در مورد حضرت محمده و تمام باورهام فروپاشید.
غمزه چیه مرد، تو پیامبر یه امت بودی!
غمزه چیه مرد، تو پیامبر یه امت بودی!
گاهی یادم میره تراپیست پول میگیره و شغلش اینه سراپا گوش باشه و همدلی کنه. خیلی خوشحالم که دکتر همجنس انتخاب کردم. اونقدر تنهام که اگه زن بود یا گی بودم قطعا عاشقش میشدم.
Forwarded from بآ اَهورآ..! (اهــورا جـهانـبخشی)
یه درخت بکار توو ششهات، تا هم ازش اکسیژن بگیری و هم بهش تکیه بدی..!
Forwarded from پرندهِ مسافرکِش
اون قلب که میفرستی فایده ندارد
بیا با دستای خودت توی سینهام بکار.
بیا با دستای خودت توی سینهام بکار.
انگار زندگی همینه. از اول عمر تا بیستسالگی پازل و جورچین و لگوهات رو به هم میریزن، از بیست به بعد میگن حالا این تو و این هم مسیر رشد فردی. مَردی؟ بساز.
از لاسهای بیدلیل، کراشهای بیمعنی، نود ناشناس و روابط ندیده و نشناختهی صرفاً مجازی، خوشم نمیآد. من یه پیر سگم که در آستانه سی سالگی دیگه عمر عاطفی برام نمونده بخوام پای مجازی تلفش کنم. ترجیح میدم تنها بمونم تا از روی لجبازی یا نیاز، خودم و بقیه رو به دردسر بندازم.
یه بار از یه بزرگتر شنیدم جهانبینی آدمها تقریباً هر ده سال یه بار زیر و رو میشه. الان که نگاه میکنم میبینم برای من دوبار شده تا حالا و به نظر میرسه تخس و غد و شکسته، دارم میرم سمت سومیش.