آخراشه. همهچی آخراشه. دو سه تا اپیزود بیشتر نمونده تا بدونِ آشنایی با مادر، خونه تخلیه شه و به پایان برسه فصل دهمِ دوستان.
همین الان یا من یادم بره چیزهایی رو که یادم مونده،
یا تو یادت بیاد چیزهایی که یادت رفته.
بیحساب شیم.
یا تو یادت بیاد چیزهایی که یادت رفته.
بیحساب شیم.
کلاس دوم که بودم فکرش رو نمیکردم بیست سال دیگه خودم شیش صبح برای خودم ساندویچ مرغ درست میکنم و میذارم توی کولهم.
باید زلزلهی چند شب پیش مشهد رو بیارم بنشونم جلوی ترکهای این کاغذدیواریها و بگم:
حالا ازش عذر خواهی کن!
دوباره درست شد؟
متوجه میشی؟
حالا ازش عذر خواهی کن!
دوباره درست شد؟
متوجه میشی؟
✍1
دوات
از آهنگهای لانا متنفرم.
صدای جادویی این زن من رو پرت میکنه به شیش سال پیش. انگار به حد کافی دور نیستم از حال.
دوات
صدای جادویی این زن من رو پرت میکنه به شیش سال پیش. انگار به حد کافی دور نیستم از حال.
نوشیدنی آیریش را هورت میکشد.
به راننده اتوبوس گفتم: منکارتم رو جا گذاشتم، نقد هم همرام نیست. بیام بالا؟
گفت: چه خوب! تا حالا کجا بودی؟ بیا بالا. :))
گفت: چه خوب! تا حالا کجا بودی؟ بیا بالا. :))
دلم میخواد به شهر بگم سرها بالا، رنگینکمون رو نیگا؟ ولی خب کی به آسمون نگاه میکنه؟
عشق سنگ بیاره پول کاغذه.
عشق کاغذ بیاره پول قیچیه.
عشق قیچی بیاره پول سنگه.
میگی نه؟
بیا این چهاردست پیرهن بیشتر،
پاره که کردی حرف میزنیم.
عشق کاغذ بیاره پول قیچیه.
عشق قیچی بیاره پول سنگه.
میگی نه؟
بیا این چهاردست پیرهن بیشتر،
پاره که کردی حرف میزنیم.