دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
مرخرف‌ترین ساندویچ خوراک زندگیم رو زهرمار کردم!
الان یادم اومد توی انیمیشن رئیس مزرعه، یه صحنه بود که گاوه و خوکه بی‌حوصله لش کرده بودن یه گوشه و موشه از روی شکم گاوه می‌پرید روی شکم خوکه و دوباره گاوه و به همین ترتیب. هربار رو شکم گاوه بود یه کلمه‌هایی تو این مایه‌ها می‌گفت: پیتزا، قرمه‌سبزی، استیک...
رو شکم خوکه که فرود میومد میگفت: کوفت، زهرمار، مرگ...
:))))))
لعنت خدا به هوش و نبوغت گلوری‌.

پ.ن: بالاخره دارن فرار مرغی ۲ رو می‌سازن و خوشحالم.
اولین و آخرین دعوای خیابونی زندگیم رو هشت سال پیش تو همین پارک کردم. سایه‌ی خود گذشته‌م رو می‌بینم جلوم که با یه چشم خونی و کبود تکیه داده به همین درخت.
چقدر می‌تونه عوض شه همه‌چی.
هنوز فروردینیم؟! خااااار این کارو.
ولی زمستون نمی‌خواد دست از سر این شهر برداره انگار.
استاد توی گروه زده بچه‌ها سپهر هنوز وجود خارجی داره؟ کاش می‌شد جواب بدم سوال منم همینه استاد. سوال منم همینه.
مهدی امروز زنگ زد. دستم بند بود و جواب ندادم. خودم بهش زنگ زدم و سلام نکرده بهش گفتم مهدی بپوش میام بریم کافه.
گفت: عزادارم آقا سپهر. مادرم رفت.

چطوری می‌شه با این درد همدلی کرد؟
سلام چطوری؟
عیبی نداره یه مشت بزنم توی صورتت؟
کوهیژن و کوهیرنس پست‌هام صد از صد.
عین واتسپ ارور می‌دم و بالا نمیام.
وقتشه آپدیت شم و بکشم بیرون!
if i go, i'm goin
Gregory Alan Isakov
And I will go if you ask me to,
I will stay if you dare.

@ifuckedmymind
محرکم از عشق داره می‌شه خشم.
ناروتو بودم و ساسکه شدم.
یویوئم.
دیگه قلمم به این چیزهایی که براش اومدین و موندنی شدین نمی‌ره. حکایت منم شد حکایت یزدان. مگه می‌نوشتم من؟
آتیش اون جهنم رو تحمل نکردم که تهش سرمای این زمهریر حقم باشه.
ترک خوردنم طبیعیه.
حیف‌و‌میل شدم.
هرچی لازم دارین بردارین از این کانال.
خب خب خب
صادق‌م 😁🥃
سپهر رو ریموو کردم، کودتا در جریانه!
دوات در امن و امانه تا سپهر سر عقل بیاد.
دوات
هرچی لازم دارین بردارین از این کانال.
هرچی هم برداشتین، بذارین سرجاش.
امشب شب مهمیه برام.
یا رو می‌شه زندگیم، یا زیر.
در هر دو صورت زیرورو می‌شه.
در هر دو صورت برای تمام عمرم سرنوشت‌سازه.
توی دو روز گذشته هر نیم ساعت یه حمله‌ی عصبی رو گذروندم. یه چشمم به چمدونمه که باز افتاده وسط اتاق، یه چشمم به گوشیمه که مثل سنگ قبر، ساکته. تلخ‌کامم و غذا نمی‌خورم. از گذشته زخم خوردم، به آینده امیدوار نیستم اما قطعا از این حال عبور خواهم کرد چون نمی‌ارزید. نمی‌ارزید. این عمر رو به من داده بودن و من صرف دیگری کردمش به این امید که دیگری هم همین کار رو می‌کنه. اشتباه بود و نمی‌ارزید. بیماری بود و عوارض داشت. به هرکسی یه زندگی میدن. زندگی خودتون رو بکنین و بده‌بستون راه نندازین.
امشب چه «من» بمونم چه «ما» شیم،
خود سابقم رو خاک که نه، خاکستر می‌کنم و از نو زاده می‌شم.
بلدم. قبلا یه بار این کار رو کردم.