سیب | سیمین غانم
@Bahmnbekesh
«من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتهای بیتابی میخوام»
@nahang52hertz
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتهای بیتابی میخوام»
@nahang52hertz
این رو نهنگ گذاشته و هرکی خواست میتونه گوش بده جز تو که از من آسمون آبی نمیخوای و دروغ نگو.
الان یادم اومد توی انیمیشن رئیس مزرعه، یه صحنه بود که گاوه و خوکه بیحوصله لش کرده بودن یه گوشه و موشه از روی شکم گاوه میپرید روی شکم خوکه و دوباره گاوه و به همین ترتیب. هربار رو شکم گاوه بود یه کلمههایی تو این مایهها میگفت: پیتزا، قرمهسبزی، استیک...
رو شکم خوکه که فرود میومد میگفت: کوفت، زهرمار، مرگ...
:))))))
لعنت خدا به هوش و نبوغت گلوری.
پ.ن: بالاخره دارن فرار مرغی ۲ رو میسازن و خوشحالم.
رو شکم خوکه که فرود میومد میگفت: کوفت، زهرمار، مرگ...
:))))))
لعنت خدا به هوش و نبوغت گلوری.
پ.ن: بالاخره دارن فرار مرغی ۲ رو میسازن و خوشحالم.
اولین و آخرین دعوای خیابونی زندگیم رو هشت سال پیش تو همین پارک کردم. سایهی خود گذشتهم رو میبینم جلوم که با یه چشم خونی و کبود تکیه داده به همین درخت.
چقدر میتونه عوض شه همهچی.
چقدر میتونه عوض شه همهچی.
استاد توی گروه زده بچهها سپهر هنوز وجود خارجی داره؟ کاش میشد جواب بدم سوال منم همینه استاد. سوال منم همینه.
مهدی امروز زنگ زد. دستم بند بود و جواب ندادم. خودم بهش زنگ زدم و سلام نکرده بهش گفتم مهدی بپوش میام بریم کافه.
گفت: عزادارم آقا سپهر. مادرم رفت.
چطوری میشه با این درد همدلی کرد؟
گفت: عزادارم آقا سپهر. مادرم رفت.
چطوری میشه با این درد همدلی کرد؟
آتیش اون جهنم رو تحمل نکردم که تهش سرمای این زمهریر حقم باشه.
ترک خوردنم طبیعیه.
ترک خوردنم طبیعیه.