وقتی ملت از بُردگیمی که معرفی میکنم خوششون میاد یه جوری خوشحال میشم انگار من طراحم!
نمیدونم خشکشویی محل اینو جایی خونده بود یا از خودش گفت ولی گفت درخت باش. واسه بعضیها ریشه، واسه بعضیها تکیهگاه، واسه بعضیها سایهی سر.
Forwarded from That guy over there!
بهم گفتی «من تنها چیزی که میخوام یه سقفه» بهت سقف رو هدیه دادم اما نگفتی اونو از آسمون میخوای نه از زمین. سقف همون سقف بود ولی من آسمون نبودم!
دنیا خیلی جای عجیبیه.
یه روز توی پیادهرو از کنار یکی رد میشی،
سه سال بعد اون آدم میشه رفیق گرمابه و گلستانت.
یه روز توی پیادهرو از کنار یکی رد میشی،
سه سال بعد اون آدم میشه رفیق گرمابه و گلستانت.
من و اکسم دو سال قبل از آشناییمون توی یه دورهی نویسندگی شرکت کرده بودیم همزمان و اینو بعدا فهمیدیم طبیعتاً.
از اون خاطرهها بود که اگه باهم ازدواج میکردیم، میتونستم بچهها رو بنشونم رو کاناپهی روبهروم و بهشون بگم How I Met Your Mother.
از اون خاطرهها بود که اگه باهم ازدواج میکردیم، میتونستم بچهها رو بنشونم رو کاناپهی روبهروم و بهشون بگم How I Met Your Mother.
سیب | سیمین غانم
@Bahmnbekesh
«من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتهای بیتابی میخوام»
@nahang52hertz
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتهای بیتابی میخوام»
@nahang52hertz
این رو نهنگ گذاشته و هرکی خواست میتونه گوش بده جز تو که از من آسمون آبی نمیخوای و دروغ نگو.