Forwarded from That guy over there!
میدونید اکثر روابط به جایی ختم میشن که یک نفر دست از دوست داشتن اون یکی برمیداره. حالا به هر دلیلی. مقصر یا بیگناه. حالا چی میشه؟ هرکدوم بلاخره بعد از مدت زمانی که طول میکشه حالشون خوب بشه میرن سمت یکی دیگه و این چرخه ادامه پیدا میکنه. نه اینطور روابط برای من نیستن. اگه توی رابطه هستم اینطوریه که حتی وقتی سخت میشه دوستت داشت مسیر رو طوری انتخاب میکنم که به روال عادی برگردیم چون تو ارزشش رو داری. حالا از من میخوای اجتماعیتر باشم؟ توی انتخابام سختگیر نباشم؟
Go and fuck yourself bruh!
Go and fuck yourself bruh!
ببین، سالم نیست رابطهای که بهت آرامش نمیده و حتی عصبیترت هم میکنه. یا درستش کن یا تمومش کن.
فکر نکنی ندیدمت تو ایستگاه اتوبوس. میدونم تو هم منو دیدی. کاش میدونستی دلم چقدر باهات صافه. کاش میتونستی تجربهاش کنی این عشق و آرامشی رو که میتونم بهت بدم.
کینه بزرگترین مانع آرامش و پیشرفته.
پولدار باشیم و یار در بر و اوضاع به کام و هیچ مشکلی نداشته باشیم اما کینه داشته باشیم، توی جهنم درجا زدیم.
این رو منی دارم بهتون میگم که شترها بهم میگفتن حاجی بخشش از بزرگانه.
پولدار باشیم و یار در بر و اوضاع به کام و هیچ مشکلی نداشته باشیم اما کینه داشته باشیم، توی جهنم درجا زدیم.
این رو منی دارم بهتون میگم که شترها بهم میگفتن حاجی بخشش از بزرگانه.
تراپیست گفت نیازت چیه؟
گفتم هیچی.
گفت خونه؟
گفتم نه.
گفت ماشین؟
گفتم نه.
گفت پول؟
گفتم نه.
گفت سکس؟
گفتم نه.
اسم تو رو گفت و لحنش سوالی بود.
ساکت شدم. به نیازهای تو فکر کردم.
به خونه، ماشین، پول، سکس.
من بینشون نبودم.
گفتم نه.
گفتم هیچی.
گفت خونه؟
گفتم نه.
گفت ماشین؟
گفتم نه.
گفت پول؟
گفتم نه.
گفت سکس؟
گفتم نه.
اسم تو رو گفت و لحنش سوالی بود.
ساکت شدم. به نیازهای تو فکر کردم.
به خونه، ماشین، پول، سکس.
من بینشون نبودم.
گفتم نه.
انگار فعل «نوشیدن»ـم.
هستم و خیلی مهمه که باشم.
ولی به زبونت نمیام مبادا مسخرهت کنن.
هستم و خیلی مهمه که باشم.
ولی به زبونت نمیام مبادا مسخرهت کنن.
امروز شیشتا دختروپسر کنار هم راه میرفتن و عرض پیادهرو رو گرفته بودن. به زور رد شم از کنارشون. چرخیدم و با لبخند گفتم «بچهها عرضی راه نرین دیگه، زیادین.»
خندیدن همه و تایید کردن، جز یه پسر که درجا جواب داد «همینه که هست!»
نشنیده گرفتم و خندههاشون برام کافی بود. ولی توی یه دنیای موازی از دخترها میپرسم «این شازده دوسپسر کدومتونه؟ مراقب خودت باش. خیلی کار داره تا مرد شه!»
خندیدن همه و تایید کردن، جز یه پسر که درجا جواب داد «همینه که هست!»
نشنیده گرفتم و خندههاشون برام کافی بود. ولی توی یه دنیای موازی از دخترها میپرسم «این شازده دوسپسر کدومتونه؟ مراقب خودت باش. خیلی کار داره تا مرد شه!»
✍2
چی میارن تو بچگی به سرمون که بردهی واکنشِ برنده میشیم به جای پاسخ آگاهانه؟ چرا باید انقدر طول بکشه و درس و کتاب و تحصیل و تجربه لازم باشه تا یاد بگیریم زندگی اجتماعی رو؟ والدین چیه وظیفهشون پس؟
✍1
ترس انواع مختلف داره. اینکه من بترسم ایدز بگیرم یه نوع ترسه، اینکه من بترسم به تو بگم ایدز دارم یه نوع دیگه از ترس.
اولیش منطقیه،
دومیش یعنی تو ریدی توی امنیت.
اولیش منطقیه،
دومیش یعنی تو ریدی توی امنیت.
✍1
Forwarded from پیچک
عزیزم، چشم بذار؛ فعلاً هم بازشون نکن. تا هر جا بلدی بشمار، تا من اول خودمو پیدا کنم.
صدای جیغ واقعا رو مخمه.
چه از خشم باشه، چه از ترس، چه از خوشحالی، چه مال بچه، چه زن، چه مرد، جیغ میشنوم در لحظه متنفر میشم از دنیا.
دلیلشم خیلی خوب میدونم.
چه از خشم باشه، چه از ترس، چه از خوشحالی، چه مال بچه، چه زن، چه مرد، جیغ میشنوم در لحظه متنفر میشم از دنیا.
دلیلشم خیلی خوب میدونم.
✍2