من از آدمی که با دیدن زوجها حسرت میخورد، تبدیل شدم به آدمی که با دیدن زوجها کیف میکرد و حالا دارم از این آدم تبدیل میشم به آدمی که وقتی زوجها رو میبینه فکر میکنه دارن وقتشون رو تلف میکنن.
حوصلهی مرگ و زندگی رو ندارم.
کاش مادرم سقطم میکرد.
حوصلهی مرگ و زندگی رو ندارم.
کاش مادرم سقطم میکرد.
دوات
امشب انگار یه تیکهی دیگه از پازل رو پیدا کردم. امیدوارم تا هفتهی دیگه دوباره کاملش کنم.
آها. یه تیکه دیگهش هم پیدا شد امشب.
خبر خوب امروز تایید ساخت سریال هفت فصلی هری پاتر بود. فقط ای کاش HBO کلاسهای خصوصی! دامبلدور رو نشونمون نده. به خدا نمیتونم. از من برنمیاد. هریپاتر رو نه. لطفاً.
نمیخوابم چون دارم علائم اینسومنیا رو گوگل میکنم یا چون دارم علائم اینسومنیا رو گوگل میکنم نمیخوابم؟
خیلی جالبه که در نهایت احساساتت به تخم کسی نیست. آدم نیستیم همه مگه؟ چه خبره تو دنیا؟
راستش من کتاب «هاشمی رفسنجانی در بوتهی نقد» رو هیچوقت نخوندم. من اصلا تخمم هم نیست اگه خدابیامرز رو روی درخت نقد مینشوندن. من این کتاب رو خریدم تا توجه تو رو جلب کنم و چت رو باهات کش بدم و یه روزی ببوسمت.
بعدها فهمیدم برای تو هم مهم نبود اگه یه جنگل نقد سبز کنن واسه اکبر.
بعدها فهمیدم برای تو هم مهم نبود اگه یه جنگل نقد سبز کنن واسه اکبر.
خب، اگه با پست بالا توجهتون رو جلب کردم، حالا دستبهسینه و مودب بشینین و پستهای پایین رو بخونین:
انگار لاس لازمهی شروع ارتباط عاطفیه.
جذابیت ماجرا اونجاست که هردو طرف میدونن ماهیت کاری که دارن میکنن لاسیدنه، ولی به روی خودشون نمیارن وقت حرف زدن در مورد اکبر هاشمی رفسنجانی! توی دلشون پروانهها طوفان میکنن. این فرآیند برای منم هیجانانگیز و لذتبخش بوده همیشه و هیچجوره نفیش نمیکنم.
این از این.
جذابیت ماجرا اونجاست که هردو طرف میدونن ماهیت کاری که دارن میکنن لاسیدنه، ولی به روی خودشون نمیارن وقت حرف زدن در مورد اکبر هاشمی رفسنجانی! توی دلشون پروانهها طوفان میکنن. این فرآیند برای منم هیجانانگیز و لذتبخش بوده همیشه و هیچجوره نفیش نمیکنم.
این از این.
خیلی نوشتم ولی پاک کردم. اعصاب نمیذارن واسه آدم. بذارین یکم آب بخورم و دور میدون نبرد قدم بزنم و کظم غیظ کنم و غذای سامر رو درست کنم، میام میگم بقیهاش رو.
خب، کظم غیظ کردم و دیدم بیخیال. گفتن نداره. ولی همین یه مورد رو داشته باشین عزیزان که لاس اگر میزنید، شناس و مرغوب بزنید و در صورتی این کار رو بکنید که ببینید طرف مقابل هم مایله انگار که ساعت چهار صبح باهاتون در مورد هاشمی رفسنجانی و ناایمنی اهل قلم صحبت کنه. اگه ناشناسید، اگه لاستون در حد یه جمله «روت کراشم»ئه یا اگه میبینید هم شناسید هم سخنور، اما مخاطبتون جایی که شما ایستادید واینستاده، وقتتون رو تلف نکنید.
ما عاشق میشدیم این شد عاقبت کارمون.
وای به حال نسل شما که فقط کراش میزنین.
ما عاشق میشدیم این شد عاقبت کارمون.
وای به حال نسل شما که فقط کراش میزنین.