دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
Forwarded from دو در یک
پازل، لگو، مداد رنگی، لوازم التحریر، از اون کتاب هایی که توش نقاشی داره باید رنگ کنی و جوراب و کفش های رنگی میخوام؛ کودکی میخوام آقا جان کودکی.
جاروبرقی رو دادم تعمیر و با جارو خاک‌انداز افتادم به جون خونه. چی می‌خوای دیگه؟ چادر ببندم کمرم قبوله؟!
فاصله‌ی واکنش تا پاسخ، شاید فقط سی ثانیه سکوته.
این خارجکیا یجوری تو فیلم‌هاشون همیشه آماده‌ی سکسن انگار ماییم که شیلنگ نداریم!
کان (ک.ر.ب امیرلطیفی) ناشورها.
Forwarded from مدفن
#چالش_نوشتن / شب سیزدهم:
یه لیست از کارهایی بنویس که اگه نمی‌ترسیدی انجامشون می‌دادی. (به نظرت چه تاثیری تو زندگی‌ت می‌ذاشتن؟)
خیلی به این سوال فکر کردم و خیلی خوشحالم که لیستی ندارم. هرچی به ذهنم رسید در نهایت به این ختم شد که اگه نمی‌ترسیدم هم انجامشون نمی‌دادم چون به نظرم آسیب‌زان و ترس نباشه، عقل و منطقم نمی‌ذاره انجامشون بدم. انگار مدتیه که دیگه نمی‌ترسم. هرکاری صلاح بدونم انجام شه رو انجام می‌دم.
این big eye studioی نازنین یه تقویم رومیزی مشتی از هری‌پاتر زده که به آخریش رسیدم ولی رسیدم. انقدر باحاله حاضرم کل اتاقم رو به خاطرش مرتب کنم میز که سهله.
عزیزم من مرد توئم و خونه و ماشین و شکار گوزن با من و قوی‌ام و فیگور. ولی حالا تو هم هرچیزی با تم هری‌پاتر دیدی بخر برام بذار قوی‌تر و وایکینگ‌تر شم. و کمی شوکوپارس تیوپی.
یکی از راه‌های ابراز عشق به گربه‌ها، اینه که وقتی آرومه و حالت کشتارش غیرفعاله، خیره شی بهش و بعد پلک بزنی. محکم و طولانی. این یعنی «دوستت دارم.»
اگه گربه در جواب پلک طولانی یا به اصطلاح چشمک گربه‌ای زد، یعنی پیام رو دریافت کرده و متقابلاً دوستتون داره.
اکس نجیبی داشتم که حتی بعد از جدایی هم معتقد بود من تا همیشه و برای هرکسی وارد زندگیم شه یه natural loverم. حدس میزنم هفته‌ی گذشته که از جلوی مرکز تحقیقات پزشکی هسته‌ای احمدآباد رد می‌شدم در محدوده‌ی تششعات رادیواکتیویته تبدیل به نوعی unnatural lover شدم. عوارضش هم اینه که به خورشت کرفس علاقه‌مند شدم.
چیه؟
انتظار تغییر دیگه‌ای داشتی؟
ویتامین سی توی بروکلی باعث افزایش ترشح اکسی‌توسین توی بدن میشه.
به بیان ساده‌تر، یه کلم من رو بیشتر دوست داره تا تو.
یه پروژه‌ی فردی برداشتم:
خرم اگه شیش عصر به بعد قهوه بخورم.
وقتی خونه تنهام و درگیر کار، غذا نمی‌خورم. هیچی. حتی آب هم یادم می‌ره بخورم. اگه از اون قهوه‌ی صبح که زنده‌م می‌کنه بگذرم، عملاً روزه‌م.
بهشت رو به یه ماگ قهوه باختم.
وقتی به بزرگسال‌ها کمک کنید که ازتون کمک می‌خوان و لاغیر. بچه نیستن. دیگه قدشون بلند شده و به کلید برق می‌رسه. اگه روشنش نمی‌کنن واسه اینه که تاریکی رو انتخاب کردن.
لعنت به مملکتی که توش بابت درآمد بالا «آره» می‌شنوی و بابت درآمد پایین «نه» و در هر دو صورت برات منطقیه جواب‌ها.
چرا انتخابی می‌کنم که بهم آسیب می‌زنه؟
چون از خودم خشمگینم.
چرا از خودم خشمگینم؟
چون انتخابی کردم که بهم آسیب زده.
امروز رفتم میوه‌فروشی و همه تعجب کردن.
فلفل دلمه‌ای پرسید مطمئنی؟ می‌خوای یه‌کم دست نگه داریم بیشتر فکر کنیم؟
بانوی میوه‌فروش بسیار زیبا بودن ولی سخت می‌شد روشون تمرکز کرد. یه قفس با پنج‌تا مرغ عشق پشت‌سرش بود که یکیشون فیلم‌بردار بود و بقیه سخت مشغول کار.
شدیداً نیاز دارم به کسی که جلوش آسیب‌پذیر باشم و پول ویزیت نگیره.
بغل کن جای این کارا.