امروز گردنم رو خاروندم و به نظرم خیلی ناز بود.
رایگان تست کن شاید خونآشام شدی!
رایگان تست کن شاید خونآشام شدی!
شرایط با این دختره یه جوریه که باید رفت و گفت so...what should we do with this major crush؟!
انقد دوستت داشتم که اگه کسی پشت تلفن تو رو میخندوند، با خندهت لبخند میزدم. بدون اینکه بدونم چی گفته مارمولک. ولی خندهت. آخ خندهت.
اکسم رو که نه ولی سه ایکس لارجم رو دیدم و گفت «تو هنوزم عین نوجوونی caringیی. درست کن خودت رو احمقخان.»
یه ذره مونده تا یه چیزایی بشن جزو ایدوئولوژیم. تلخن و دوست ندارم بشن جزو باورهای اساسی خودِ چهلسالهم. کاش زودتر یه اتفاقی بیفته و خلافشون رو ثابت کنه. وگرنه چهلسالهی نچسب و بدعنقی میشم که هیچجوره باور نمیکنه احساسات انسانی رو.
Forwarded from That guy over there!
دیگه تنها راهی که به ذهنم میرسه بستن دهن و خاموش کردن احساساتمه!
از ساعت ده دیشب مشغول کارم.
الان همون ساعتیه که باید لپتاپ رو میبستم و میخزیدم زیر پتوت.
الان همون ساعتیه که باید لپتاپ رو میبستم و میخزیدم زیر پتوت.