هم از نالهی مداوم بیزارم و هم فاز انگیزشی مداوم خستهم میکنه. به تعادل برسیم، تعادل باحاله.
دلم میخواست بین این جماعت بودی تا از لیست کانتکتهای این تلگرام کوفتی میکَندَمت، بعد مجازی رو میسپردیم به مجازیا و واقعاً زندگی میکردیم.
یه شب مهمونی لازمم. بزرگ و خرتوخر.
لاس و رقص و مستی با غریبهها.
بعد برگردم خونه سر کار و درس.
لاس و رقص و مستی با غریبهها.
بعد برگردم خونه سر کار و درس.
اولین بینشهای کارآفرین شدن رو سر این پروژه دارم دریافت میکنم. حاضرم مترجم استخدام کنم براش.
اسم فایل رو گذاشتم Sep.
کنترل اِس گرفتم و زیر فایل نوشت:
Word is saving Sep...
بله، همینطوره.
کنترل اِس گرفتم و زیر فایل نوشت:
Word is saving Sep...
بله، همینطوره.
صبحها شونه عقب، سینه سپر، مرد و مردونه.
شبها جنین میشم تو خونهای که رحم نداره.
شبها جنین میشم تو خونهای که رحم نداره.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
«میخوام دوباره تو بغل همون که یه روز غرورشو کشتی بخوابی.»
ویندوزم رو آپدیت کردم و سیو هر هفت ماموریت Black Opsم پرید. من رو بدین به سگ گرسنهی بزرگ و جلوش رو نگیرین. من قسمت اونم.