بخوای برای بخشش آدما منتظر عذرخواهیشون باشی کینه تا گلوت بالا میاد و راه تنفس خودت رو میبنده. شاید اونا حتی یادشون هم نیست.
Forwarded from مدفن
#چالش_نوشتن / شب سوم:
لحظهای از زندگیت رو بنویس که وقتی بهش فکر میکنی، لبخند میشینه روی لبت.
لحظهای از زندگیت رو بنویس که وقتی بهش فکر میکنی، لبخند میشینه روی لبت.
دوات
ولی از غرهاش که بگذرم، پروژهم کتاب خوبیه و میشه ازش یاد گرفت واقعاً.
ولی من خار این کارو.
تغییر همینطوری شروع میشه. نشستی سرجات و بعد کمکم غریبه میشی با آشناترین جنبههای زندگیت. قسمت سختش هم دقیقاً همینجاشه. چارهش چیه؟ همراهی. مقاومت اشتباهه چون فکر میکنی داری مقاومت میکنی. در واقع فقط دستوپا زدی و بیدلیل خودت رو خسته کردی.
زمان میگذره، تو رو هم با خودش میبره.
چه بخوای، چه نخواهی.
زمان میگذره، تو رو هم با خودش میبره.
چه بخوای، چه نخواهی.
این روزا زیاد خیره میشم به یه نقطه.
فوکوس میشه اون نقطه و دورش تار.
پلک نمیزنم و فکر میکنم. فکر میکنم.
فوکوس میشه اون نقطه و دورش تار.
پلک نمیزنم و فکر میکنم. فکر میکنم.