یه لحظه هوای ترم اول لیسانس زد به سرم. خوابگاه و پوسترهای متالیکا روی کمد. گیمآوترونز و غربت و چای با هماتاقیهایی که کجان الان اصلا؟
Forwarded from That guy over there!
درد داره ولی قبل از اینکه برسه به قلبت باید قطع بشه!
Forwarded from برنامه ناشناس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش بتونم تنشها رو توی سرم اسلوموشن کنم. وقتی جو اتاق متشنجه اگه بتونم سرعت مکالمات رو یه کم پایین بیارم تحلیل بهتری دارم از شرایط و به موقعیت، پاسخ میدم. نه به فرد، واکنش!
امشب پنج دقیقه به هم ریختم و نیم ساعت دلخور بودم و سه ساعت توی فکر و الان بالاخره به نتیجه رسیدم که شاید لازم بود و نقطه عطف زندگیم باشه این تجربه.
یه ارتش توی وجودمه که هر روز باید بهش نظم بدم. چون الان غمگینم دوتا از گروهانهام گم شدن و یه گردانم ناقصه. گاهی زندگی خیلی شبیه کلاسهای ریاضی میشه. ۸ صبح شنبه وقتی تمرینهات رو حل نکردی و جلو تخته هم دستشوییت میگیره.
حالوهوای دم افطار خونهی پدر و مادرم رو همیشه دوست داشتم. دوست دارم. و یه روز، عمیقاً دلتنگش خواهم شد.
توی این فیلمه بانو بینوش دارن توالت میشورن و نکن ژولیت خانوم تو رو خدا، بده من اون فرچه رو!