بعد سبحان یه تکیهکلام جالبی داره که من فقط از خودش شنیدم. وقتی میخواد بگه یه چیزی خیلی کمه، میگه «در حد احساسات!»
یعنی اگه بخوای به قهوهت یه جوری شکر اضافه کنه که خراب نشه، باید بهش بگی در حد احساسات اضافه کن سبحان.
آفتاب افتاده روی کتونیهام و دلتنگم و تهوع دارم و به این فکر میکنم که در حد احساسات من، میشه چقدر شکر!
یعنی اگه بخوای به قهوهت یه جوری شکر اضافه کنه که خراب نشه، باید بهش بگی در حد احساسات اضافه کن سبحان.
آفتاب افتاده روی کتونیهام و دلتنگم و تهوع دارم و به این فکر میکنم که در حد احساسات من، میشه چقدر شکر!
و دیگر جملات انرژیزای مشابهی که میتونین به عزیزانتون بگین و دلگرمشون کنین. والّا!
سی سالمون شد.
یه روز از دو روز دنیا رفت.
همش با این و اون بیرون بودی.
بسه عزیزم. یه روزش رو بیا خونه.
یه روز از دو روز دنیا رفت.
همش با این و اون بیرون بودی.
بسه عزیزم. یه روزش رو بیا خونه.
سامر پرید بالا و با خودش کرکره پردهی اتاق رو آورد پایین. فردا خورشید بیدارم میکنه.
اینجوری که من امروز بیدار شدم باید برام خوند واقُواقُواق هاپوئه چشش وا شده.
Telegram
دو در یک
همیشه به این فکر میکنم وقتی بچه بودم چیکار میکردم که زبان انگلیسی نخوندم، چیکار میکردم که هیچ کدوم از کارتون هایی که در رابطه باهاش صحبت میکنید رو ندیدم، چیکار میکردم که هیچکدوم از کارایی که شما کردید رو من نکردم و الان فهمیدم. یکی از اصلی ترین فعالیت های…
آروارهی مار یه جوریه که واقعا افت داره نیش و این سوسولبازیها براش. گاز بگیر، عین یه مررررد گاز بگیر مار.