دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
ولی وای از بندش روی شونه‌ت، وقتی که پیراهن تنته.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
سپهر اگر این نزدیکی‌ها بود شاید جفتمان دیگر انقدر گرسنه نمی‌ماندیم.
پلی لیستمان.
سپهر اگر این نزدیکی‌ها بود شاید جفتمان دیگر انقدر گرسنه نمی‌ماندیم.
باشد ولی من الان با این پست‌های آخر یک چیز دیگر هم هستم اگر مسئولیت قبول می‌کنی.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
می‌گویند لواط حرام است؛ اما از روی مرام است.
پس بسم الله.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سردردم. گرسنه‌م و غریبه‌ست خونه‌م برام.
دلم می‌خواد به یکی بگم باهم درستش میکنیم. ولی انگار هر کی باید خودش درستش کنه. شاید اصلا کسی نخواد با تو درستش کنه. ولی کلا وایب خوبی داره این جمله و من واقعا دلم میخواست کسی رو داشتم که بهش اینو بگم و دوست داشته باشه اینو ازم بشنوه. باهم درستش می‌کنیم در هرحال.
بعدشم باهم میریم سفر!
ها آها پررو نشم دیگه اوکی گرفتم.
امشب می‌خوابم. فردا هم مثل امروزه و هیچی و هیشکی سرجاش نیست.
خیاط نیستم ولی بلدم تمام تی‌شرت‌هات رو گشاد کنم.
بابا این گرسنگی باگه واقعاً.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
سادات مجلس من را ببخشند‌. الان یادم آمد دیشب خواب فساد سه تایی مردانه دیدم. فکر کنم به خاطر وضع اینترنت است.
انقدر فیلترشکن‌هایم وصل نشدند که مغزم خودش یک دانه با کتگوری جالب‌انگیز و متفاوت برایم ساخت.
تو هیچ جنبه‌ی شوخی نداری امیرلطیفی. هیچ.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
این همه دل ببند٬ برنامه بچین٬ خواب ببین٬ آخر بگوید شوخی بوده.
تو هم برو.
:)))))))))))))))))))
دیوارهای این خونه نازکن. من می‌شنوم چجوری دارن شکل می‌گیرن تروماهای مردی که ۲۷ ساله خواهد بود وقتی من ۴۸ ساله‌م. می‌شنوم چطوری بهش می‌گن کافی نیست. می‌گن بچه‌های مردم بهترن. می‌گن دوسش ندارن.
یهو باتری خالی می‌‌کنم. یهو. خیلی یهو.
بیخیال، غودا می‌کنیم. خوبیم!
کی هستی تو که دیدن اسمت روی گوشی کافیه تا دوزخ و برزخ و بهشت دانته رو مرور کنم.
من وقتی میام کافه سبحان، دریدا و پروژه و پروپوزال و مقاله رو میذارم خونه و با کتونی سالن و شلوار بگ و تی‌شرت و پیراهن خونه میام و مود ناشیانه‌ترین لهجه‌ی مشهدیم رو آن می‌کنم و به جای عشق، از زِید حرف می‌زنم!
یعنی می‌گم هر نکته مکانی.
بعد سبحان یه تکیه‌کلام جالبی داره که من فقط از خودش شنیدم. وقتی می‌خواد بگه یه چیزی خیلی کمه، میگه «در حد احساسات!»
یعنی اگه بخوای به قهوه‌ت یه جوری شکر اضافه کنه که خراب نشه، باید بهش بگی در حد احساسات اضافه کن سبحان.
آفتاب افتاده روی کتونی‌هام و دلتنگم و تهوع دارم و به این فکر می‌کنم که در حد احساسات من، می‌شه چقدر شکر!
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
یه حال حاضر از سامر نمیدی دستمون؟