من اصلا میمون. ولی اگه بودی مثل سیمبا روی صخرهی افتخار میگرفتمت بالا تا همه ببیننت.
مایلز مونروی مرحوم معتقده که ارزشمندترین خاک دنیا قبرستونه. به خاطر تمام رویاها و ایدههایی که شکل نگرفتن و واسه همیشه توش دفن شدن.
حالا که ساعت از دو گذشته، لپتاپ رو میبندم و پاورچین پاورچین میرم سراغ نورتون آنتولوژی. دور از چشم دریدا، هیوز و کل این پستمدرنیسم سگپدر. حیف سانتیمانتالیسم. حیف شمع. حیف کاغذهای پوستی. حیف قلمپرها. حیف دوات.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
من انقدر ورجن توی رابطهام عاشق و احمق و وابسته و بدبخت است که همان بهتر که این بیصاحاب را ترک کردم.
آها ورژن!!
یک ساعت است دارم فکر میکنم چطور گذاشتهاند امیرلطیفی به این زیبایی virgin بماند!
یک ساعت است دارم فکر میکنم چطور گذاشتهاند امیرلطیفی به این زیبایی virgin بماند!
دوات
تا کِی، جانِ من؟ تا کِی؟
به قول آقامون بلیک،
Till some blind hand
Shall brush my wing.
Till some blind hand
Shall brush my wing.
Forwarded from پرندهِ مسافرکِش
یکسری از ناشناسها چنان بوی آشنای گم گشته رو میدن که دلم میخواد اسمش صدا بزنم بگم: تویی؟!
از خانومایی که به حجاب اسلامی برای خودشون اعتقاد دارن بدون اینکه بکننش تو حلق بقیه خیلی خوشم میاد. دیدمشون که لبخند میزنن به خانومهای دیگه با پوشش معمولی و مکالمات ساده روزمره رو پیش میبرن. «چقدر رنگ موهات خوشگله!» رو شنیدم ازشون بدون اینکه بعدش بخوان با همون پنبه سر ببرن و بگن «حیف نیست زیباییهات رو کسی جز همسرت ببینه؟!» کم دیدم این آدما رو. خصوصا توی مشهد. واقعاً کمن. ولی پسر چقدر قشنگ و خوبن. تعریف واژهی احترام متقابلن.
دارم سعی میکنم واژه بیحجاب رو از لغتنامه روزمرهم حذف کنم. کسی بیحجاب و لخت نیست توی این مملکت. یکی پوشش معمولی داره و یکی حجاب اسلامی.
یه روزی دخترمون اسکرینشات های کانالم رو توی فضای متاورس پنجبعدیش به اشتراک میذاره و همه میفهمن من دیوانه بودم، تو چموش!
یه جوری خراسان رو دوست دارم که تقریباً مطمئنم اگه در نهایت همینجا دفن شم، خاکش خاک نیست. گرم، نرم و بغله.