دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
شما هم پاشین به کارهاتون برسین، لنگ ظهره.
Forwarded from نور
دوستی‌های خوبی که با دلایل مزخرف تموم می‌شن بیشتر از بقیه با دلتنگی میان سراغت.
Forwarded from کامران ولش کن
دلم لَک زده بغلت کنم.
Forwarded from دوات
بعضی کارها «باید» انجام شه آقا جان. درد دارم و وقت ندارم و نمیشه و نمیتونم نداره.
روز می‌شمردم پریود شی برات خوراکی بخرم‌ و کیسه آب گرم کنم. کسخل بودم. قبول. «ولی» هم نداره. کسخل بودم. کسخل.
واقعا کدوم کسخلی می‌شینه منتظر که دوست‌دخترش پریود شه؟
جز اون. نه جز اون. اون واقعا مسأله استرس‌زاییه. نه، نه، اون رو قبول دارم. جز اون!
کاش سوپرمارکت کنار دانشگاه هنوز هم از اون مینی‌هیولاهای پارچه‌ای می‌فروخت. که چی؟ نمی‌دونم. می‌خریدم دیگه.
فکر کنم فصل دوم پایان‌نامه رو تموم کردم. البته اگه باز بهم برنگرده و پینگ‌پونگ نشه. همچنان احساس می‌کنم ناقصه. که هست. می‌دونم می‌تونه بهتر باشه. ولی من بهترین خودم رو هم که ارائه بدم باز استاد غر می‌زنه و میگه جای کار داره. پس بهتره به جای ۱۰۰، ۸۰ رو بدم بهش که در نهایت به ۹۰ راضی شه. وگرنه تا ۱۳۰ رو ازم نگیره ول کن نیست. کاش رها کنم فعلا و به بقیه کارها برسم.
خــــُب!
سامر داشت کنارم خودشو تمیز می‌کرد که خیلی اتفاقی ته یه لیسش هم خورد به دست من. برای اینکه مطمئن شه واسم سوتفاهم نشده و پررو نمی‌شم، بلافاصله یه جوری گازم گرفت که چسب‌زخم لازم شدم.
طلاق نگیرید عزیزان. عواقبش روی اعصاب بچه‌تون جبران‌ناپذیره.

پی.نوشت: ناشناسم سوراخ شد. خیر. بنده موافق ماندن اجباری به خاطر بچه! نیستم. این پست راجع به سامره.
بچه‌ها شورش نکنید. پست بالا یه شوخیه در ادامه‌ی پست قبلش و اشاره داره به اعصاب ضعیف سامر.
ولی حالا که بحثش شد، هیچوقت نذارین کسی جز زوج‌درمانگر بهتون مشورت طلاق یا ادامه بده. بچه هم خدایی داره. کاش با تروما بزرگ نشه ولی اگه بشه هم آدمیزاده و یاد می‌گیره باهاش راه بیاد. والدینی که همو دوست ندارن و زندگیشون رو دوست ندارن ترومای عظیم‌تری براش دارن تا والدینی که جدا شدن و هر کدوم تو مسیر خودشون موفق ولی خوش‌حالن. در هرحال گربه اگه میارین تو زندگیتون رو تربیتش وقت بذارین مثل این پدرسگِ من وحشی نشه. چهارتا انگشت موند برام.
نوبت تلافی من رسیده اما من هنوزم باهات مهربونم. این‌جور وقت‌ها خیلی بیش‌تر حالم از خودم بهم می‌خوره که نمی‌تونم مثل اون دوران خودت، سرت تلافی کنم.
همین‌الان از لای‌ کرکره‌ها باریکه‌‌ی نور افتاده بود رو دیوار. یهو دیگه نیست. همیشه از غروب جا می‌مونم. خورشید جوری ازم فرار می‌کنه انگار می‌تونه. من آسمونم احمق. تو توی قلب منی!
Daryaye Maghreb
Minoram
از کانال خانوم مفرد.
یه ساعت‌هایی از روز رو دیگه نمی‌شه تنها سر کرد. باید لپ‌تاپ رو بذارم و برم توی کافه‌ی سبحان قهوه درجه سه بخورم و به مکالماتش با رفیقاش در مورد کلش‌آوکلنز، مافیا، ماشین و سکس گوش بدم.
دنیا دو روزه عزیزِ من.
سی‌سالمون شد و یه روزش رفت.
من فقط یه روز دیگه عاشقت می‌مونما.
با فکر درست‌کردن ساندویچ شاورما برای شام رفتم بیرون و با بربری و تخم‌مرغ و گوجه برگشتم.
خدا یه جایی یه چیزی می‌گه تو این مایه‌ها که شما اگه می‌دونستین من چقدر دوستون دارم کف‌وخون قاتی می‌کردین.
خواستم بگم منم همینطور ستار، منم همینطور.
خوشم نمیاد همه‌چی رو سیاه ببینم. سیاه دیدنِ همیشگیِ همه‌چیز عصبیم می‌کنه. رنگ محبوبم سیاهیه که با هر رنگی ترکیب شده. سیاه و قرمز. سیاه و زرد. سیاه و بنفش. سیاه و هرچی. زندگی سیاه و سفیده. نُه بار از سیاهی بنویسم یه بار سفیدش می‌کنم.
ده بار از سیاهی بخونم، خسته می‌شم و اعتمادم رو به قدرتت از دست می‌دم.