دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
حقیقتا اگه توان و تمرکزی رو که امشب دارم می‌ذارم، تو این دو هفته می‌ذاشتم، فردا دفاع می‌کردم نه اینکه تازه فصل دو رو تموم کنم. دهنت سرویس سپهر گنین گذشته. همیشه همه‌ی کارهای سخت رو به سوپرسپهر سنسی آینده می‌سپاری. خب من الان پاره شدم. از چشم‌هام کافئین و خواب می‌زنه بیرون و یه دستم هم لمس شده و گشنمه. چیزم تو چیزت.
دیگه دارم خاموش می‌شم. می‌‌خوابم تا جگرم رشد کنه و عقابِ شنبه بیاد بخورتش. پرومته‌ی نوینم، دربند روزمرگی.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
زمان می‌برد تا بفهمی او زیبا و سکسی و همه چیز تمام نبود؛ تو عاشقش بودی.
دوات pinned Deleted message
اصولاً نظر کسی رو که در زمینه‌ای تخصص نداره در مورد اون زمینه نپرسید. خاله‌خرسه‌ها زیادن. میان درستش کنن می‌زنن اون چشمش رو هم کور می‌کنن. من چه می‌دونم کدوم تصمیم و کار درسته. من اگه میدونستم زندگی عاطفی خودم فاجعه نبود. الان جای این نسکافه آماده یکی یه ماگ قهوه تازه‌دم می‌داد دستم که برسم به کارم. وقت خودتون و من رو نگیرید. خواهش می‌کنم. یه روزی شاید ادبیات انگلیسی رو با جیره مواجبش! آموزش بدم در حد توان، ولی نظر منو راجع به چیزی که در موردش علم و آگاهی ندارم و مستقیما وابسته‌س به حلال یا حروم کردن جوونیتون، نپرسید.
شما هم پاشین به کارهاتون برسین، لنگ ظهره.
Forwarded from نور
دوستی‌های خوبی که با دلایل مزخرف تموم می‌شن بیشتر از بقیه با دلتنگی میان سراغت.
Forwarded from کامران ولش کن
دلم لَک زده بغلت کنم.
Forwarded from دوات
بعضی کارها «باید» انجام شه آقا جان. درد دارم و وقت ندارم و نمیشه و نمیتونم نداره.
روز می‌شمردم پریود شی برات خوراکی بخرم‌ و کیسه آب گرم کنم. کسخل بودم. قبول. «ولی» هم نداره. کسخل بودم. کسخل.
واقعا کدوم کسخلی می‌شینه منتظر که دوست‌دخترش پریود شه؟
جز اون. نه جز اون. اون واقعا مسأله استرس‌زاییه. نه، نه، اون رو قبول دارم. جز اون!
کاش سوپرمارکت کنار دانشگاه هنوز هم از اون مینی‌هیولاهای پارچه‌ای می‌فروخت. که چی؟ نمی‌دونم. می‌خریدم دیگه.
فکر کنم فصل دوم پایان‌نامه رو تموم کردم. البته اگه باز بهم برنگرده و پینگ‌پونگ نشه. همچنان احساس می‌کنم ناقصه. که هست. می‌دونم می‌تونه بهتر باشه. ولی من بهترین خودم رو هم که ارائه بدم باز استاد غر می‌زنه و میگه جای کار داره. پس بهتره به جای ۱۰۰، ۸۰ رو بدم بهش که در نهایت به ۹۰ راضی شه. وگرنه تا ۱۳۰ رو ازم نگیره ول کن نیست. کاش رها کنم فعلا و به بقیه کارها برسم.
خــــُب!
سامر داشت کنارم خودشو تمیز می‌کرد که خیلی اتفاقی ته یه لیسش هم خورد به دست من. برای اینکه مطمئن شه واسم سوتفاهم نشده و پررو نمی‌شم، بلافاصله یه جوری گازم گرفت که چسب‌زخم لازم شدم.
طلاق نگیرید عزیزان. عواقبش روی اعصاب بچه‌تون جبران‌ناپذیره.

پی.نوشت: ناشناسم سوراخ شد. خیر. بنده موافق ماندن اجباری به خاطر بچه! نیستم. این پست راجع به سامره.
بچه‌ها شورش نکنید. پست بالا یه شوخیه در ادامه‌ی پست قبلش و اشاره داره به اعصاب ضعیف سامر.
ولی حالا که بحثش شد، هیچوقت نذارین کسی جز زوج‌درمانگر بهتون مشورت طلاق یا ادامه بده. بچه هم خدایی داره. کاش با تروما بزرگ نشه ولی اگه بشه هم آدمیزاده و یاد می‌گیره باهاش راه بیاد. والدینی که همو دوست ندارن و زندگیشون رو دوست ندارن ترومای عظیم‌تری براش دارن تا والدینی که جدا شدن و هر کدوم تو مسیر خودشون موفق ولی خوش‌حالن. در هرحال گربه اگه میارین تو زندگیتون رو تربیتش وقت بذارین مثل این پدرسگِ من وحشی نشه. چهارتا انگشت موند برام.
نوبت تلافی من رسیده اما من هنوزم باهات مهربونم. این‌جور وقت‌ها خیلی بیش‌تر حالم از خودم بهم می‌خوره که نمی‌تونم مثل اون دوران خودت، سرت تلافی کنم.
همین‌الان از لای‌ کرکره‌ها باریکه‌‌ی نور افتاده بود رو دیوار. یهو دیگه نیست. همیشه از غروب جا می‌مونم. خورشید جوری ازم فرار می‌کنه انگار می‌تونه. من آسمونم احمق. تو توی قلب منی!
Daryaye Maghreb
Minoram
از کانال خانوم مفرد.