دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
بی یه من عسل هم شیرینی.
با یه من عسل، چه بهتر!
گاهی که بیشتر فکر میکنم، ذوق می‌کنم که زندگیم با تموم بگایی‌هاش هنوز هم داره پخش می‌شه و هنوز کنسل نشده.
بیا پایین پشتمو لگد کن.
با این خلقتت.
فکر نکن. فکر نکن. تو رو محض رضا آرایشگر کاربلدت هم که شده فکر نکن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درفت اولیه‌م در برابر چیزی که امشب دارم می‌نویسم نقاشی بود. اونم نه هر نقاشی. از اون نقاشی‌ها که استاد به یه دایره وسط کاغذ اشاره می‌کرد می‌پرسید این چیه؟ منم چهارسالم بود و می‌گفتم درخت.
تا قهوه آماده میشه اینم یادآوری کنم که ترکیب سالاد شیرازی با سس ماست واقعا خوبه!
عزیزم من نه سیاهم نه سفید. من هودیم، کپم، خودم، حتی گربه‌م خاکستریه.
آره. شما اگه ورزشکاری بیا این قولنج رو بشکن دیگه. سر راه هم یه چایی بانو. مرسی!
حقیقتا اگه توان و تمرکزی رو که امشب دارم می‌ذارم، تو این دو هفته می‌ذاشتم، فردا دفاع می‌کردم نه اینکه تازه فصل دو رو تموم کنم. دهنت سرویس سپهر گنین گذشته. همیشه همه‌ی کارهای سخت رو به سوپرسپهر سنسی آینده می‌سپاری. خب من الان پاره شدم. از چشم‌هام کافئین و خواب می‌زنه بیرون و یه دستم هم لمس شده و گشنمه. چیزم تو چیزت.
دیگه دارم خاموش می‌شم. می‌‌خوابم تا جگرم رشد کنه و عقابِ شنبه بیاد بخورتش. پرومته‌ی نوینم، دربند روزمرگی.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
زمان می‌برد تا بفهمی او زیبا و سکسی و همه چیز تمام نبود؛ تو عاشقش بودی.
دوات pinned Deleted message
اصولاً نظر کسی رو که در زمینه‌ای تخصص نداره در مورد اون زمینه نپرسید. خاله‌خرسه‌ها زیادن. میان درستش کنن می‌زنن اون چشمش رو هم کور می‌کنن. من چه می‌دونم کدوم تصمیم و کار درسته. من اگه میدونستم زندگی عاطفی خودم فاجعه نبود. الان جای این نسکافه آماده یکی یه ماگ قهوه تازه‌دم می‌داد دستم که برسم به کارم. وقت خودتون و من رو نگیرید. خواهش می‌کنم. یه روزی شاید ادبیات انگلیسی رو با جیره مواجبش! آموزش بدم در حد توان، ولی نظر منو راجع به چیزی که در موردش علم و آگاهی ندارم و مستقیما وابسته‌س به حلال یا حروم کردن جوونیتون، نپرسید.
شما هم پاشین به کارهاتون برسین، لنگ ظهره.
Forwarded from نور
دوستی‌های خوبی که با دلایل مزخرف تموم می‌شن بیشتر از بقیه با دلتنگی میان سراغت.
Forwarded from کامران ولش کن
دلم لَک زده بغلت کنم.
Forwarded from دوات
بعضی کارها «باید» انجام شه آقا جان. درد دارم و وقت ندارم و نمیشه و نمیتونم نداره.
روز می‌شمردم پریود شی برات خوراکی بخرم‌ و کیسه آب گرم کنم. کسخل بودم. قبول. «ولی» هم نداره. کسخل بودم. کسخل.
واقعا کدوم کسخلی می‌شینه منتظر که دوست‌دخترش پریود شه؟
جز اون. نه جز اون. اون واقعا مسأله استرس‌زاییه. نه، نه، اون رو قبول دارم. جز اون!
کاش سوپرمارکت کنار دانشگاه هنوز هم از اون مینی‌هیولاهای پارچه‌ای می‌فروخت. که چی؟ نمی‌دونم. می‌خریدم دیگه.