سردرد امشب یعنی نه درس ممکنه نه کار. باید زود بخوابم که خیلی زود بیدار شم. مشکل اینجاست که تقریبا دو ساعت اول خوابم کلا بیداری و فکر و خیاله.
Forwarded from پیچک
متروی مشهد خیلی لاکچریه بابا. نو و شیک و پیکه. برقشو از بالا سر میگیره. اصلا دستفروش نداره. تازه تو تونل هم نیست و بیرونو میتونی ببینی. بعد میگن تهران.
متروی تهران پیش متروی مشهد مثل کنسرو ساردینه به کمپوت گیلاس. ساردینها هم از فرط فشردگی بهم له شدن.
متروی تهران پیش متروی مشهد مثل کنسرو ساردینه به کمپوت گیلاس. ساردینها هم از فرط فشردگی بهم له شدن.
پیچک
متروی مشهد خیلی لاکچریه بابا. نو و شیک و پیکه. برقشو از بالا سر میگیره. اصلا دستفروش نداره. تازه تو تونل هم نیست و بیرونو میتونی ببینی. بعد میگن تهران. متروی تهران پیش متروی مشهد مثل کنسرو ساردینه به کمپوت گیلاس. ساردینها هم از فرط فشردگی بهم له شدن.
همه ایستگاهاش که بیرون نیست ولی آره.
در کل ما خوبیم و خفنیم و تهران پیف.
در کل ما خوبیم و خفنیم و تهران پیف.
مآهَنا
این روزا انقدر لاسای سنگین میزنن که فکر نکنم کسی به "سلام اینو متوجه میشی؟" بگه لاس دوات!
به «سلام خانوم فلانی. حال شما؟ چه خبرا؟ گربهتون بهتر شد؟ سفر چطور بود؟ خیلی مخلصیم. قربون شما. یه سوال داشتم خدمتتون، البته میدونم آخر هفتهست و درگیر شکلات و خرسین... عهه نیستین؟! خب پس ولنتاینتون مبارک!» چی؟
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
خبر فورى❗️
اينجانب، از اين لحظه به بعد به طور رسمى با دوات وارد جنگ مى شود.
اينجانب، از اين لحظه به بعد به طور رسمى با دوات وارد جنگ مى شود.
من این نبودم. من انتظار داشتم. انتظار داشتم غذام آماده باشه با گارنیش و سالاد. لباسم اتو داشته باشه. خونهم تمیز باشه. وقتی درگیر کارم کسی مزاحمم نشه. گربه یکی دیگه رو بیدار کنه برای غذا. چایی دم شه، ریخته شه، بیاد. من توی یه خونوادهی مردسالار بزرگ شدم. خونوادهای که از وقتی یادم میاد آقایون بعد غذا لم دادن و گپ زدن و چایی آماده خوردن و سیگار کشیدن و خانومها سفره رو جمع کردن. و این لم دادن و چایی خوردن و سیگار کشیدن وقتی زنها دارن خموراست میشن، برام نماد مردانگی و اقتدار بود.
من مدیونم به این تنهایی. به اون نقطهای که به خودم اومدم و دیدم قرار نیست فرشتهی مهربون بیاد و نجاتم بده.
هر روز غذا بخری ورشکست میشی،
غذا نخوری مریض میشی بدبخت. میمیری!
دختر کیه، پسر کدومه؟
اقتدار؟! اینکه همش چشمت به دست بقیه باشه و نتونی برای خودت یه لقمه غذا درست کنی یا لباست رو اتو کنی با جورابت رو بدوزی یا دوتا چایی بریزی برای خودت و کسی که دوستش داری خودِ خودِ ضعفه مرد!
هنوزم راه دارم. زیاد.
ولی راستش خیلی هم راه اومدم. خیلی زیاد.
من مدیونم به این تنهایی. به اون نقطهای که به خودم اومدم و دیدم قرار نیست فرشتهی مهربون بیاد و نجاتم بده.
هر روز غذا بخری ورشکست میشی،
غذا نخوری مریض میشی بدبخت. میمیری!
دختر کیه، پسر کدومه؟
اقتدار؟! اینکه همش چشمت به دست بقیه باشه و نتونی برای خودت یه لقمه غذا درست کنی یا لباست رو اتو کنی با جورابت رو بدوزی یا دوتا چایی بریزی برای خودت و کسی که دوستش داری خودِ خودِ ضعفه مرد!
هنوزم راه دارم. زیاد.
ولی راستش خیلی هم راه اومدم. خیلی زیاد.
✍2
واقعا یادم نمیاد آخرینباری که کسی چیزی رو از دل من درآورده کِی بوده. نکنه تمام اشتباههای دنیا رو من میکنم؟
Forwarded from That guy over there!
اتفاقا چند وقت پیش میخواستم قرمهسبزی درست کنم که دندونم شکست. چلنج اکسپتد دوات!