دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
اومدم عین بچه‌های خوب بنویسم نظر دریدا راجع به فلان چیز چی بوده. بعد دیدم دریدا حرفش رو بر اساس یه بخشی از یکی از کتاب‌های افلاطون زده. بعد دیدم اون بخش از کتاب افلاطون یه مکالمه فرضی بین سقراط و یه کورممد آتنیه. بعد دیدم توی اون مکالمه، سقراط مکالمه‌ی یه ایزد مصری و پادشاه مصر رو برای کورممد تعریف می‌کنه.
حالا باید برگردم ببینم منظور سقراط از تعریف این قصه برای کورممد آتنی چی بوده که افلاطون نوشته اینو تا منظوری رو برسونه که دریدا بیاد توی کتابش نقضش کنه که بعد از کل این ماجرا یه چهارچوب نقد دربیارم فلان مجموعه‌ شعر رو بچپونم توش.

ایدیبیات ایسونه
ایدیبیات ایسونه
ایدیبیات ایسونه My ass! 🦖
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
دیگه وقتشه که به fanny brawneت نامه بنویسی.
دلبر بیا غذا درست کن یه امشبو.
نه تو بشین خسته‌ای.
پیتزا می‌خوری دیگه؟
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
به عنوان یک دانشجوی رشته ادبیات انگلیسی، ادبیات انگلیسی رو به چجور آدمایی پیشنهاد نمی‌کنی؟
دوات
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ به عنوان یک دانشجوی رشته ادبیات انگلیسی، ادبیات انگلیسی رو به چجور آدمایی پیشنهاد نمی‌کنی؟
دوران لیسانس یه استاد معرکه داشتم که از دوران دانشجویی خودش یه خاطره معرکه گفت و توی ذهنم موند. گفت همون سال اول سر یکی از کلاس‌های شعر اذیت شده و از کلاس زده بیرون. بعد کلاس رفته پیش استادش (که مدیر گروه هم بوده) و بهش گفته میخواد انصراف بده. استاده پرسیده چرا و ایشون گفته چون این رشته حالمو بد می‌کنه. اعصابمو خرد می‌کنه. بهم می‌ریزه منو. دیوونه می‌کنه منو.
استادش گفته مگه عاقلی؟
ایشون گفته یعنی چی و استادش گفته این رشته مال آدمای دیوونه‌ست. اگه عاقلی انصراف بده برو دکتر و مهندس شو. اگه دیوونه‌ای بمون.

البته که ده سال بعد همون استاد میشه رئیس دانشگاه بنده و این دانشجو رو به عنوان استاد شعر استخدام می‌کنه.

خلاصه به آدم‌های عاقل.
به آدمای عاقل پیشنهاد نمیکنم.
خوندم ولی به روی خودم نمیارم خجالت نکشی!
پس من یه چایی بذارم تا خونه، خونه شه.
شما اگه میدونستین میثم چه پسر گلیه محال بود پیداش نکنین!
آقای نادر خسروی، مرسی که توی ترجمه‌ت نوشتی یونانی‌ها حیوون قربانی می‌کردن تا تلطیفش کنی. ولی من تحقیق کردم، آدم بوده. آدم‌های زشت(!) رو قربانی می‌کردن که شهرشون پاک شه.
مهدکودکِ تمدن.
Forwarded from That guy over there!
کاش برنامم از روتین تبدیل بشه به رومیلف!
کاش به جای شب‌های تو، به روزهای خودم فکر کنم.
Oh the things we do for love.
{غرورش را از بالای برج هل می‌دهد.}
خرس قوی خوردم که خوابم نبره. غافل از اینکه زمستونه و قوی‌ترین خرس‌ها هم پیش پیش لالا...
#دواتعکس
پاشو، پاشو برف رو ببین مشهد.
چونه‌ی خواب‌آلودم از کف دستم سُر می‌خوره و با سر می‌رم توی کتابِ باز. بینی دردناکم رو می‌مالم‌ و کتاب رو می‌بندم. خرس‌ قوی کمکی نکرد. ششمین پادشاه خواب رو دیدم و دارم میرم به دیدار هفتمی که چشمم میفته به پنجره و سفیدی می‌ره. یاد کوریِ سپیدِ ساراماگو می‌افتم و نکنه پادشاه هفتم خسرو پرویز بوده و من پیکِ بخت‌برگشته‌ی محمد به ساسانیان. نکنه نامه‌ی مولا پاره شده و یاد تاریخ نموند چی به سر من اومد. کور شدم یا مرگ این همه سفید و ساکته؟ مغزم که بیدار می‌شه می‌شینم روی مبل و خیره میمونم به دونه‌های برف که اگه خوب گوش کنم زمزمه می‌کنن «هیس!»، انگار میخوان یاد همدیگه بندازن که شهر نباید بیدار شه. ولی من بیدارم. خبر ندارن که بیدارم. اگه امشب بودی، خوابت راحت بود. چون خب. آره. تازه بعدش هم شام پیتزا. بعدش هم باز دوباره... آره. بعدش هم گفته بودی زیاد بیدار نمونم و لب‌هام رو بوسیده بودی و رفته بودی بخوابی. ولی من خواب راحتت رو خراب می‌کردم. میومدم آروم بیدارت می‌کردم. توی گوش‌ت می‌گفتم «عزیزم... ما وسط یه راز بیداریم!»

#دواتعکس
Shit. Not again.
این هوسرل هم واقعا زندگی نداشته ها. همش هی علم علم علم علم. بابا بشین دو دقیقه خسته باش.
پاستا درست کردم و لب نزدم.
مقوله‌ی عجیبیه دلتنگی.
خیلی دوست دارم بدونم وقتی ماشین دارین و قرار گذاشتین ولی دیر می‌رسین، کجا دارین چه محصولی رو ارائه می‌دین وقتی عزیزتون منتظره اینور؟