دلم عطر کتونیِ نو میخواد که مامان خریده برام. عصر سهشنبه. چون فردا ساعت آخر ورزش داریم و من کفش فوتبالم پاره بود.
تموم شده قصه. گرگه هر سهتا بزغاله رو خورده و شرلوک هلمز مرده. هرچی بعدش میشنوی دروغه که خوابت ببره.
تایید میکنم. تایید میکنم که دستهای نجیب و راههای عجیب و کلیدهای غریبی در راه بود.
دریدا میگه «تو نمیتونی گذشته رو تکرار کنی سپهر.» و من گوشامو میگیرم و آواز میخونم. مطمئنم یه جایی توی حافظهی هگل، ما کامل شدیم.
خیلی بزرگ شدم ولی هنوز سادهم. کاش یهکم راهراه بودم با خالخالهای زرد و بنفش و یه برچسب نایکی سبز فیک.
Forwarded from پرنسس کانسوئِلا بناناهَمیک
از این بدسلیقه تر نمیتونستی باشی سپهر جان؟ :)
https://t.me/well13/22257
https://t.me/well13/22257
محمدرضا نوشته امروز توی تقویم روز رضایت از مجردیه. منم رضایت دارم. فقط وقتشو کمتر کنین.
نوشیدنی کرهای واقعی احتمالا مزهی کارامل ماکیاتو میده با عطریاد کره و کمی هم سرت رو گرم میکنه. من به این دلستر سرد و تلخی که کافه سکوی نهوسهچهارم داره به اسم نوشیدنی کرهای ارائه میده معترضم.
خیلی مریضم ولی right کردم امروز نوشیدنی کرهای درست کنم که اتفاقاً برای گلوم خیلی هم بَده.
Forwarded from پاندایی که دوست داشت تکشاخ باشه
میگفت هوا یه جوریه انگار دامبلدور مرده.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
هدف کل دنیا نیست. هدف حداقل یکنفره. من حتی اگر توی زندگیم بتونم برای یکنفر هم مفید باشم، رسالتم رو پشتسر گذاشتم.
الان چهلوپنج دقیقهست که پسر همسایه با دوستاش بیخ اتاق خواب من آمبولانسبازی میکنن و جز درآوردن صدای آژیرش هیچیش رو بلد نیستن. بابا خب قانقان کنین. ویراژ بدین. تصادف کنین خراب شه آمبولانستون شاید ده دقیقه بتونه کپه مرگش رو بذاره مریض اینور دیوار!
اگه تا آخر این هفته به کارام برسم خودمو حداقل تا نیشابور و عطار و خیامش میکشونم. اگه نه تا توس و فردوسی و اخوان و شجریان. آغوش باز کن خراسان.
کل خونه بوی وانیل گرفته.
البته اینکه موقع درست کردن نوشیدنی کرهای یه کانال نود نشونم دادن و دستم خورد همهچیو ریختم رو گاز هم بیتاثیر نیست.
البته اینکه موقع درست کردن نوشیدنی کرهای یه کانال نود نشونم دادن و دستم خورد همهچیو ریختم رو گاز هم بیتاثیر نیست.
Forwarded from پیچک
دخترخالهام تو این سه روز ده بار ازم پرسید: کی بزرگ میشم قد تو؟
بیخیال شو بچه جان. بزرگ نشو. خبری نیست جون جفتمون. اصلا جا باز کن منم برگردم.
بیخیال شو بچه جان. بزرگ نشو. خبری نیست جون جفتمون. اصلا جا باز کن منم برگردم.
یاد روزی افتادم که به مامان گفتم «هیچجوره راه نداره برگردم اون تو؟» چشمغره رفت البته. ولی درک کرد که ای کاش اول باهام مشورت میکرد.