Forwarded from ماهبُد (Narcissus)
عشق شاید، اما بنظرم احترام قطعا دو نفر رو کنار هم نگه میداره.
Forwarded from هشت صُبح (Amirhossein)
دلبر اگه در دلتو وا کنی در خونمونو میدم اینطوری طراحی کنن. تنلش نباش دیگه، پاشو بیا سر راهم.
#عاشقانه_های_یک_ناشی
#عاشقانه_های_یک_ناشی
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
توضيح نده. توصيف نكن. تعريف نكن. بذار خودم كشفت كنم. بذار اون حس كنجكاوى منو بكشه. خودم بايد بفهمم، بدون اينكه مجبور بشى به توضيح دادن.
اگه همهی هشتاد میلیون نفر هموطنم شده فقط واسه ده ثانیه بزنن روی ترمز و سکوت کنن و هرجا هستن وایسن و گوش تیز کنن، میشنون که من دارم با تمام وجودم ضجه میزنم: کمک!
بچهمحلهای ما همه رضان و علامتشون سکوته. هیچ صدایی نمیاد. نه صدای انقلاب اینا، نه صدای انقلاب ژینا.
دلم عطر کتونیِ نو میخواد که مامان خریده برام. عصر سهشنبه. چون فردا ساعت آخر ورزش داریم و من کفش فوتبالم پاره بود.
تموم شده قصه. گرگه هر سهتا بزغاله رو خورده و شرلوک هلمز مرده. هرچی بعدش میشنوی دروغه که خوابت ببره.
تایید میکنم. تایید میکنم که دستهای نجیب و راههای عجیب و کلیدهای غریبی در راه بود.
دریدا میگه «تو نمیتونی گذشته رو تکرار کنی سپهر.» و من گوشامو میگیرم و آواز میخونم. مطمئنم یه جایی توی حافظهی هگل، ما کامل شدیم.