دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
من شاید فقط بتونم برات دوتا شکلات بگیرم ولی همون دوتا رو کیت‌کت و مارس می‌گیرم.
بی‌انصافیه تحمل این همه غم، برای یه مشت دل‌وروده و پوست و استخونی که اسمش رو گذاشتن آدم.
زمین مهربونه. یه شب بالاخره بغلم می‌کنه و دیگه بعدش هیچ صبحی بیدار نمیشم.
گربه دوست نداشته باشی، واقعاً کنسلی.
اینو دیگه جدی می‌گم.
من به شعر پرسی شلی فکر می‌کنم. به مجسمه‌ای که زیر ماسه‌ی زمان دفن شده و جز نصف صورت چیزی ازش بیرون نبود، خیره به برهوت، روی سنگش نوشته بودن:
`My name is Ozymandias, King of Kings: Look on my works, ye mighty, and despair!'

نشستی تا انقلابِ مهدی،
ها؟
بعضی جمله‌ها تتو می‌شن تو سرت. عذرخواهی پاکشون نمی‌کنه. شاید بخشیده شن و کینه نشن. اما فراموش نمی‌شن. یه جوری می‌مونن که هیچ آلزایمری درمانشون نمی‌کنه. یه جوری می‌مونن که کرم هیچ گوری تجزیه‌شون نمی‌کنه.
اینا معمولاً همون جمله‌هایی‌ان که صاف زدن توی برجک عزت نفست.
«لاشیِ بلد» اگه شبکه بود،
می‌شد من‌وتو.
ایرانِ ما گربه نیست.
شیره. یوزه.
پیروزه!
"Respecting you" is my love language.
مثل کسی‌ام که یه ماهه غذا نخورده. پیتزا گذاشتی جلوم. گرسنه‌م. قطعاً گرسنه‌‌م. ولی نکن. نده غذا بهم. من یه ماهه غذا نخوردم!
یه روز یه فیلم می‌سازم به اسم «از گا برگشته»
اشنو کشیدن رو نباید یاد می‌گرفتم.
عزیزم، نذار ببرنم.
فریدا هیوز یه ویدئو گذاشته از ردیف گل‌های باغچه‌ش و با صدایی که خیلی شبیه سیلویاست، تشبیهشون کرده به مسیر افکارش.

باغبون و شاعری که میشی وقتی پدرت تد هیوز باشه و مادرت سیلویا پلاث.
«توی پاییزمجاور... وسطای ماه آذر،
شد قرارمون که باهم، بزنیم به سیم آخر.»
دلم می‌خواد از سیاهی بپرسم: «دلت نمی‌لرزه وقتی به ضیافت رنگ‌ شلیک می‌کنی؟»
چقدر عجیبه که گفتن یه جمله‌ی ساده،
ممنوعه و اینطوری حناق می‌شه توی گلو.
ما اگر دین نداشتیم، آزاده بودیم.
شما که آزاده نبودید، کاش دین داشتید.
بی‌خیال مَرد. بی‌خیال.
Leave and let live!