دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه خانوم زیبا با موهای کوتاه هایلایت نقره‌ای با دوچرخه از جلومون رد شد و بهمون لبخند زد. داشتم به شرباتسکی می‌گفتم درسته زندگی وسط انقلاب آرزوی هیچکس نبوده. ولی اگه یه سال پیش بهت می‌گفتن همچین صحنه‌هایی رو توی مشهد می‌بینی باورت می‌شد؟
می‌خوام بگم شب‌هامون تلخه.
ولی چقدر شیرینه روزهامون لامصب.
چه معصومانه می‌خوامت.
پاره‌م.
واقعاً پاره‌م.
Forwarded from صادقانه
رفتم تو گور و برگشتم
هیچی اندازه بغل اونی که دوستش دارین آرامش نمی‌ده
تِموم!
می‌رم غریبه‌ها رو بغل کنم جای تو.
بگرد ببین بین این همه درد، آخرین‌باری که خوشحالم کردی کِی بود اصلا؟
بغلم شارژ شد. صددرصد.
کراش من را زد.
عالی شد.
بیا بغلم.
درستش می‌کنم.
Forwarded from حضوری اتفاقی
دارم گذر سپهر اینا رو گوش میدم.

دوات من این همه گوش‌ت ر اذیت کردم با صدام، بعد اولین باری که باید خوندنت ر بشنوم تو پادکستته؟
حالا شاید هم شد!
زندگی همون روزهاییه که صبح تا شب، شارژ گوشیت از ۱۰۰ شده باشه ۸۰ مثلاً.
دنبالت نمی‌گردم.
ولی قایم هم نمی‌شم.
وایمیستم کنارت تا چشم‌هات رو باز کنی و ببینیم. سوک‌سوک‌ هم نمی‌کنم. چشم‌هات رو باز کن و من رو بگیر!
زندگیم انگار یه ذره گذاشته رو بودجه‌ش و ادکلنش رو عوض کرده.
چشمتو بگیره هم آلوچه هم آب‌اناری که اراده کردی خریدم برات. اسم نمی‌برم آبروت نره موژان.
هوا یه جوریه که بیا بریم.
کاپشنم مال تو.
نمی‌خواستم باهات بخوابم فقط.
میخواستم باهات بیدار شم.
به فرداها فکر می‌کنم. به چهل‌سالگی. به حبیب و برف سنگین بر مزارش. سبحان میگه یه آهنگ بذارم حالتون خراب شه؟ یکی می‌گه بسه دیگه حاجی. لبخند می‌زنم. نقد کافی برای قهوه همراهم نیست. می‌گه غمت نباشه. برو سه روز دیگه بیا کارت بکش. نیکوتین سرازیر میشه تا نوک انگشت‌های پام. سبحان میگه برف اومده در حد احساسات!
به هفته‌ای که گذشت فکر می‌کنم. به عطرِ تازه‌ای که مشامم رو پر کرده و سبحان به اسپیکرش ولوم می‌ده:
«دیوانه... مرا به دست کی سپردی؟»
مرد برای هضم دلتنگی‌هاش
گریه نمی‌کنه، عَـــــر می‌زنه!