حالم خوبه مثل پاسپورتگمکردهی مضطربی که شب قبل پرواز، گربهش پاسپورت رو میگیره به دندونش میاره میذاره جلوش.
میتونستم به خاطرت زندگی کنم.
میتونستم برات زندگی بسازم.
صبح رفت. خورشید رفت.
زوزهی شغالها بلند شد.
خوابیدم توی گور.
میتونستم برات زندگی بسازم.
صبح رفت. خورشید رفت.
زوزهی شغالها بلند شد.
خوابیدم توی گور.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی هفتهزاروسیصدواندی آدم رو عنتر و منتر ِ یه معشوق بهتخمدونمِ غایب کردم و باز بهم ناشناس میدین بنویس.
هربار میبینم نوتیفها کاری به کارم ندارن جز کار!، بیشتر میفهمم توی گوشی برام نریده کسی و مرگ و زندگی همین بیرونه.
Forwarded from حضوری اتفاقی
میدونی چند نفر با متنهایی که برات نوشتم، جوش خوردن، پیوند خوردن، عین پیچک دور هم پیچیدن؟
تو چطور تونستی پشت کنی به این همه حس؟
تو چطور تونستی پشت کنی به این همه حس؟
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
چه چشمهایی دارم. الله اکبر.
چرا هیچکس تا به حال به من نگفت.
چرا هیچکس تا به حال به من نگفت.
Forwarded from حضوری اتفاقی
ولی سپهر تو یکی از بهترین شنوندههای دنیایی و خوشحالم که هستی تو این جهان