دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
آنتی بیوتیک نیست مادرجنده ها‌
دمتون گرم که شناس و ناشناس و آشنا و رفیق جویای حالم بودین بچه‌ها. ردیفم. یه کوید ساده‌س و زنده می‌مونم.
پ.ن: چه جالب. هیچوقت فکر نمی‌کردم بتونم به کوید بگم ساده.
Forwarded from کاف
توی بیهوشی، وقتی عمل تموم شد و مریضو باید برگردونیم، بهش "ریوِرس" می زنیم...
یکم بعدش آروم آروم به هوش میاد و بیشترِ وقتا زیر لب هی با خودش یه اسمی رو تکرار می کنه...
میگن تاثیر داروهای بیهوشیه، میگن هذیون بعد از عمله و هیچ اهمیتی نداره، اما یه بار یکی از مربیامون که حسابی پیرِ این رشته بود میگفت اگه به مریضاتون دقت کنین می بینین بیشتریاشون توی اوج بی قراری و درد و لرز بعد از عمل، وقتی که هوش و حواسشون سر جاش نیست و هویت خودشونم هنوز یادشون نمیاد، هی یه اسمو تکرار می کنن؛
صاحب اون اسم عزیزترین شخص زندگیِ اون مریضه، حتی اگه ازش بپرسین، میفهمین اون موقعی که بیهوشیش عمیق شده بوده هم، توی رویا و توهمش صاحب اون اسمو کنار خودش می دیده و حسش میکرده و گاهی وقتا که سطح هوشیاریشون نسبتا بالا بره میپرسن فلانی که الان اینجا بود، بالا سرم وایستاده بود، کجا رفت پس؟!
استادمون راست می گفت، خیلیا وقتی به هوش میان اسم همسرشونو میگن، اسم نامزدشونو، یا اسم خواهر و برادر و مادر و پدر و رفیقشونو حتی؛
انگار بهشون قوت قلب میده، انگار به خاطر اون اسم دوباره برمیگردن به این دنیا و سیاهیاش، اما بعضیام اسمایی رو میگن که وصل میشه به یه احساس ناب و خالص ولی از دست رفته توی گذشته، اسمی که هیچ ربطی به حالِ الانشون و آدمای زندگیشون نداره...
میدونی؟!
من یه نفر مطمئنم موقع برگشتن از بیهوشی که سهله، روز محشر هم، موقع رستاخیز و بلند شدن از قبر باز اسم تورو میارم...
حتی اگه اون روز اسمِ تو،
بی ربط ترین اسمِ زندگیِ من باشه!

👤طاهره اباذری

Lidia @kafiha
Forwarded from ناپیرو (ABAN)
تو نیستی همه‌ش شبه. هی زمستونه‌. غروب جمعه‌ست. بی‌خوابم ساعت دوی صبح و نخ آخر سیگاره. از اون‌ور شهر کوبیدم اومدم این‌ور شهر واسه خاطر کافه‌ای که بسته‌س. تو نیستی بستنی آب می‌شه. ته‌دیگ می‌سوزه. هندونه سفیده. کلیدی که کپی کردم درو باز نمی‌کنه. جای حساسِ شعار اسپری تموم می‌شه. آستین تی‌شرتم گیر می‌کنه به دستگیره‌ی در. توی تاکسی طرف آفتاب می‌شینم. صدام وسط ویس گرفتن دورگه می‌شه. عضله‌ی پشت پام تو خواب می‌گیره. تو نیستی رُمانی که سه ماهه دارم می‌خونم بد تموم می‌شه. بازیگر اصلی سریال مورد علاقه‌م می‌میره. گربه‌ی غریبه‌ای که توی خیابون ناز می‌کنم برام شاخ و شونه می‌کشه. جورابم توی مهمونی سوراخ می‌شه. لای در مترو می‌مونم. کیوب آخر سودوکو یه هفت اضافه‌ست می‌‌فهمم همه‌ش غلطه. کتونی‌ای که تازه خریدم پامو می‌زنه. تو نیستی ضدحاله؛ همه‌چی. زندگی. این خونه. حتی من به این قشنگی، تو نیستی ضدحالم.
از یه موسسه زنگ زدن پیشنهاد تدریس دادن بهم. میگم شماره‌مو از کجا آوردین میگن از اولیای شاگردهای سابق‌‌تون. می‌دونستم میلف‌بازی‌هام یه روزی دردسر می‌شه.
آی تویی که توی ناشناس تف می‌کنی، بات‌ رو خاموش کردی. تُف‌بَک!
Forwarded from صادقانه
حس اون دختر سفید پوست رو دارم که کووید و آنفولانزا و تب و لرز و سردرد سیاه پوست بالاسرش واستادن و با لبخند نگاش میکنن
چون من دواتم و از هر شرایطی باید یه چسناله دربیارم: بیمارم. بیا مارم باش! 🐍
Forwarded from دِل (دل‌آرام)
منو از تنها چیزی که نمی‌تونی بترسونی تنهاییه.
Forwarded from نیسای
توی آینه‌ی خیال، چقد بهم میایم.
زمان نمی‌گذره.
زمان یه جوری نمی‌گذره انگار تخصصی‌ها رو نخوندم و سر آزمون قلمچی‌ام. یه جوری نمی‌گذره انگار دو روزه چیزی نخوردم و تن‌ماهی گذاشتم بجوشه. یه جوری نمی‌گذره انگار سوار اتوبوس مشهد تهران شدم. یه جوری نمی‌گذره انگار توی فرودگاه نشستم تا هواپیمات بشینه.
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
توی کانال کاف نوشته "ولی تن آدم اگر به تن کسی که دوستش داره نخوره مریض میشه"
میخوای نشونی بدی پیداش کنیم بهش بگیم برگرده که مریض نمونی لااقل؟
https://t.me/kafiha/260731
کرم نریزین دیوثا. آمپول زدم خوب می‌شم.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
به یاد آن شب که دیدیم چقدر سیر بگایی‌هامان شبیه هم بوده و شدیم "هم‌گا"ی هم.
کانتکت سید «هم‌گا» سیو شد همون شب. :))
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در فقر بغل به سر می‌برم.
شما فکر کن یه دبیر ریاضی چقدر باید تروماساز باشه که من ده سال بعد از دیپلمم هنوز باید خواب ببینم این پفیوز می‌برتم پای تخته و قد گچ توی دستم (بله، ما گچ داشتیم) بارم نیست.
بیا. انقد نازم نکردی تنم به ناز طبیبان نیازمند شد.