دیشب با دوستان از خیر یه فستفود معقول گذشتیم چون دوتا مغازه بالاتر یه ساندویچی بود که صادق گفت «بریم اینجا، اینجا کثیفتره» و ما گفتیم باشه.
دلدرد امونم رو بریده از صبح. آخه چرا جوان ایرانی؟ چرا؟ چه عداوتی با ساندویچ تمیز داری؟
دلدرد امونم رو بریده از صبح. آخه چرا جوان ایرانی؟ چرا؟ چه عداوتی با ساندویچ تمیز داری؟
دارم بلا میارم سر خودم و آگاهانهست این آزار. فقط نمیدونم ریشه کجاست. شاید هم میدونم و تخممه. نه. که اگر بود به این حرفها نمیکشید.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
بدبختی با من خار داشت که رفتی با دیگران بدبخت شوی؟
هفتهی پیشرو هفتهی مهمیه. تو این هفته یه انتظارهایی از خودم دارم که توی سه ماه گذشته روی همدیگه نداشتم. اگرچه پستم داره شبیه طالعبینی متولدین دِی تقویم رنگیرنگی میشه اما اگه، اگه، اگه به برنامههام برسم، آخر این ماه بُز از کوه بالا میره و شکارچی با برساووش درگیر میشه و سگ بزرگ، سگ کوچک رو بو میکشه و من دوباره کوله میبندم.
نشر تصمیم گرفته به جای پنج جلد کتاب، ده جلد به مترجم هدیه کنه. بعلاوه پنج جلد تجدیدچاپ قبلی. الان اینطوریه که یه کارتن کتاب رسیده برای من و هیچ چارهای ندارم جز اینکه همهشونو از عرض بکنم توی صادق.
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام دوات
چرا از عرض به صادق؟
پخش کن بین دواتیتیا به قید قرعه.
سلام دوات
چرا از عرض به صادق؟
پخش کن بین دواتیتیا به قید قرعه.
Forwarded from صادقانه
از سرمای اوضاعم، گردنم کج و خودم مچاله شدم
گرمای آغوشت درستش میکنه، میدونم!
گرمای آغوشت درستش میکنه، میدونم!