گفته بودم به ۵۵۰۰ رسیدیم منتظر دومیش باشین. جدیدها اگه نمیدونن اولیش چی بوده، مهم نیست. چون قدیمیها هم نمیخواد منتظر دومیش باشن. اصلا صبر کنید آنها که در راهند برسند و آنها که رفتهاند بازآیند.
همه که سر جمع شدیم،
منتظر اولیش باشین.
همه که سر جمع شدیم،
منتظر اولیش باشین.
خب دیگه، از هرچه بگذریم سخن عشق خوشتر است! خلاصه ده دوازده روز بهم فرصت بدین تا با یه سورپرایز مشتی برگردم.
دوستون دارم. سالم بمونین و زنده بمونین.
دوستون دارم. سالم بمونین و زنده بمونین.
Forwarded from صادقانه
آرامش میخوای ؟ دوتا گزینه داری
گور !
یا بغل اونی که دوستش داری
گور !
یا بغل اونی که دوستش داری
چک کردم. امروز از چپ بیدار شدم. سهبار سر سامر داد زدم که خفه شه و عطش عجیبی برای مشتزدن به دیوار دارم.
به یه دختر چینی که داره از افغانستان میاد ایران پیشنهاد میزبانی دادم و عین سگ پشیمونم. الان وقت مهمان خارجی گرفتن نبود مرد.
به صادق گفتم ناهار بیا دائاش برات پاستا درست میکنم و بهت مشت نمیزنم ولی تلهست. به اونم مشت میزنم.
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
سرايدار ساختمون زنگ زد گفت اگه بيدارى چايى دم كردم، مياى پايين؟ رفتم پيشش. بعد از اينكه چايى برام ريخت گفت: " توى اين اوضاع با تنهايى نميشه كنار اومد ديگه. "
من هم با نگهبانهای مجتمع چای میخورم بعضی شبها. اتفاق جالبیه و مکالمهها باحاله.
به دختره گفتم مراقب باش بالا بسیجی وایستاده. چشمک زد و خندید و گفت: «فدای سرم!»
چقد قشنگین شماها.
چقد قشنگین شماها.
شبی که توی کلات کمپ کردیم، توی نور هدلامپِ رویا، یه کرم شبتاب دیدم که توی تاریکی شب چرخید و گم شد. اولینبار بود. کاش دوباره برگردم به اون لحظه. برای بار دوم ببینمش و باز برگردم ظرفها رو بشورم و منتظر رفیقام بمونم.