دوات
17.8K subscribers
197 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
نمی‌دونم برای چی باید بنویسم.‌ هرچقدر فکر میکنم دلیلی پیدا نمی‌کنم. گرفتار شکلِ خفیفی از اون great depression بعد از جنگ جهانی شدم که نویسنده‌ها رو فلج کرده بود.
خداحافظی نمی‌کنم ولی فعلاً تا دلیلی برای نوشتن پیدا نکنم، نمی‌نویسم.
قلم رو دواتی کردم و نگه داشتم بین زمین و هوا. داره خشک می‌شه جوهر. این راهش نیست. باید بذارمش کنار و در دوات رو یه مدتی ببندم.

گفتنی‌های این روزها رو در توان خودم گفتم‌ و خوشبختانه دیگه صداهای رساتر از من هم زیاده. روزمره‌نویسی و تصویر ادامه‌ی زندگی بی‌معنی به نظر می‌رسه. این سال‌های اخیر اونقدرها آدم بامزه‌ای نبودم که دلتنگ جوک‌هام شین و انگیزه دادن برای رسیدن به اهداف شخصی‌تون هم کار من نیست و این کانال هیچوقت اهداف آموزشی یا تجاری هم نداشته.

می‌مونه عشق. که خب اینم مال من نیست دیگه. ندارمش. وقتشه بپذیرمش و بسپارمت به بعدی. مثل من مجنون نمی‌شه. ولی می‌دونم دیوونه‌ش می‌کنی! :))
عشق حالا مال توئه. مال اونه. مال شماست.
مراقبش باشین.
Anjir(انجير)
Babak Khangholi
«عشق درده، غصه‌ست، اشتباهه..»

از موظیک
Audio
«تو که با مو سرِ یاری نداری،
چرا هر نیمه‌شو آیی به خوابوم؟»
Gereftar
Fereydoon Foroughi
«اما لحظه‌ای رسید. لحظه‌ی پریدن و رها شدن.»
آخه چقد‌ قشنگی تو. چقد؟
Mah va Palang - Doholchi.com
Kourosh Yaghmaei - Doholchi.com
«که هر دو باورمان زآغاز به یک‌دگر نرسیدن بود.»
Hitler & Stalin
Shine N Shid
«تو ملکه‌ی من بودی،
واست بودم عین تزار.»
Door az Inja
Shine N Shid
«واقعاً هستی یا من ساختمت؟»

@shinenshid
دلم اضطراب دیداری رو می‌خواست
که کبابم کرده دلتنگیش.
Mese To
Shine N Shid
«همه وجودم، می‌خواد روح و جسمتو.»
سردمه.
بیا در هم بپیچیم.
Saghi
Hasharrat
«خونه‌ی امیدمه. بذار بمونم.»
همه‌چی به گا رفته و همه‌چی روبه‌راهه. خیلی ناامیدم و عجیب امیدوارم. مثل سگ ترسیدم و پاهام مثل سیمان محکمه. بغض گلوم رو می‌گیره و خم به ابروم نمیاد. دلتنگم و یه قدم هم به سمتت برنمیدارم. غمگینم و لبخندهام واقعیه. ساکتم و حرف می‌زنم. نگرانم و خیالم راحته. از آینده فراری‌ام و بهش پناه می‌برم. تو رو خیلی دوست دارم و ازت بیشترین فاصله رو می‌گیرم. دلگیرم و خوشحالم. وسط خطرم و احساس امنیت می‌کنم. از خودم بیزارم و دست نوازش به سرم می‌کشم. می‌دونم ازم خوشت اومده و ازت بدم نمی‌آد و ناامیدت میکنم. از تنهایی خسته‌م و در رو روت می‌بندم. دلم بغل می‌خواد و با کوچکترین لمس از جا می‌پرم.
تو دوره‌ی عجیبی‌ام و زندگی‌ تا حالا هیچوقت اینقدر برام جذاب نبوده.
باورم نمیشه ولی انگار ز غوره حلوا ساختم.
می‌گه «پست‌هات اونقدر واضح نیست که همه بفهمن.» می‌گم «عیبی نداره. از این چهارهزارتا یه نفر هم بفهمه سه امتیاز استوژیتاک بودنم رو‌ می‌گیرم.» نمی‌خنده و پشت‌چشم نازک می‌کنه. خدایا باور کن من بامزه‌م و به من یه دلبر بردگیمر عطا کن.
«فعلا مهم هدفه ولی وقتش می‌رسه که زندگی‌نامه‌شونو پاره کنم.»
هیچی نمی‌خوام از تو. غمت برای من بسه.
می‌رسم به هرچی باید. به وقتش. به وقتش.
به وقتش.
حال، عطری نداره. باید بشه گذشته که مشامت رو پر کنه.
فاک یو، یو فاکینگ فاک.
Forwarded from دوات
دوبار شکستی برگرد برو، خدا نیستم که!
نور میتریل‌ ببخش به تاریکی این خونه.
بشو اربابِ حلقه‌ی دور انگشتم.
عیبی نداره‌ اگه فانتزی دوست نداری.
بشین تو. من چایی می‌ذارم.