دوات
17.8K subscribers
195 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
به داداشم می‌گم داری میای از فلان پارک که شبیه جنگل ممنوعه‌ست رد می‌شی، بغل اتاقک نگهبانیش که پارک‌بانش شبیه هگریده یه زیرگذر هست. زیرگذره شبیه تونل دیوانه‌سازهای فیلم هری‌پاتر پنجه و غروب به بعد خطرناکه. دیدی کسی پایینه احتیاط کن برگرد بالا چند متر دورتر از پل هوایـ...
می‌گه نخواستم بابا اسنپ می‌گیرم، حوصله ندارم تو راه خونه‌ت وارد تونل‌های مخفی شم دنبال برتی‌باتز و ستاره بگردم و با موجودات انفجاری و شاخ‌دم‌ مجارستانی بجنگم!

اصلا مغز اقتصادی نداره.
درک. اسنیپ! بگیر ازت امتیاز کم کنه نقره‌داغ شی.
توی کتاب شب‌های روشن خوندم «اشک در گلو» و دلم خواست ببوسم دست‌های سروش حبیبیِ بزرگ رو. بمونی برامون مرد.
اصلاً باشه. داستایوفسکی چرت. به نظر شما چرته. بنویسید اینو. بنویسید فلانی به نظر من چرت می‌نویسه. به نظر من آدم مزخرفیه. به نظر من اینطوری میاد. شاید واقعا اینطوری نباشه.
همین به نظر من رو یاد بگیریم توی مکالمات روزمره به کار ببریم شیش‌ واحد روشن‌فکرتر شدیم بدون پیپ و قهوه!
این شروین شما هم با «چشماتو ببند» امشبش تا دسته در من فرو کرد.
Forwarded from ناپیرو (ABAN)
روابط انسانی هم نوعی دادوستده. کسی نمی‌گه این قهوه مال دوستت دارم‌ئیه که صبح بهم گفتی، به جوک بی‌مزه‌ت خندیدم چون هفته‌ی پیش باهام اومدی خرید، آخر هفته می‌برمت شمال آخه حق با من نبود ولی سکوت کردی. کسی نمی‌گه ولی یه چرتکه‌ی ذهنی تمام این حساب‌کتاب‌ها رو نگه می‌داره و اَکثرن ناخودآگاه. مساله و زاویه داشتن با این حال‌وهوای تجاری برای من بسیار قابل درکه؛ این‌که یه‌نفر خوشحال نباشه در اِزای گرفتن هر چیزی مجبور شه چیزی ارائه بده و دلش spontaneity بخواد، قابل درکه چون باحال نیست. حقیقت تقریبن هیچ‌وقت باحال نیست؛ منم خوش‌ترم بود اون‌قدر عشق و انرژی در همه‌ی ما جریان داشت که می‌تونستیم بی‌هیچ سوخت و کمکی زندگیِ دیگری رو لبریز کنیم از درک و عاطفه و اِسمارتیز ولی حقیقت اینه: همه خسته و کلافه‌ن و آدم‌هایی که به بده‌بسّون اعتقاد ندارن، در واقع به «بده» اعتقاد ندارن و «سوندن» رو master کردن!
نه. واقعاً نه. درک که توی باشگاه سیاتیک گرفت و درد دارم و گشنه‌م و خونه ناهار ندارم و هوا گرمه و بطری آبم رو هم مربی برداشت جوری توش نمک ریخت که شده آبِ خزر. ولی نه. محاله من دویست تومن استیک مرغ بخورم و سی تومن اسنپ‌ بگیرم وقتی می‌تونم با دو هزارتومن برسم خونه و تخم‌مرغ آب‌پز کنم. محاله! دور شو ای شیطانِ رجیم. سنگ. سنگ.
«برو، تعارف نداریم.
اون آقازاده‌ست و من یه سرباز فراری.»
:))))
Forwarded from 𝑀𝑂𝑂𝐷 (Saturn)
چه دختران زیبایی وجود دارند اسماعیل و ما چه بی رحمانه دیگه دلمون نمی خواد.
سریال The Bear رو پیشنهاد می‌کنم به همه‌ی علاقه‌مندان به آشپزی و البته دلتنگانِ لیپ گلگر!
Forwarded from ناپیرو (ABAN)
گفتم «من فکر کردم هرچی بشه تو همیشه هستی» گفت «اونایی که همیشه هستن هم یه موقع‌هایی دیگه نیستن» گفتم «یعنی چی؟!» گفت «ببین کاکتوس اصلن آب نمی‌خواد، ولی کاکتوس هم آب می‌خواد!»

> سروش صحت
سیاتیک چنان انداختتم که الان حداقل انتظارم از سامر اینه پوزه‌ش رو ببنده.
ولی خب‌ به قول مادر «ناز نکن اگه نازکش نداری.»
پاشو مرد. کیرته.
Forwarded from کیومرث. (𝐇𝐄𝐃𝐈𝐄)
هوا یه جوریه که رشت خود بهشت.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
گرگان برزخ.
مشهد جهنم.
شب‌های روشن رو تموم کردم. تمام تنم آتیشه.
اینم بمونه.
اگه شاعر بودم شعرت رو می‌گفتم. اگه خواننده بودم می‌خوندمت، آهنگ‌ساز بودم موسیقی‌ت می‌کردم، مجسمه‌ساز بودم می‌ساختمت، عکاس بودم قابت می‌کردم. اگه نقاش بودم می‌کشیدمت‌.
نیستم هیچ‌کدوم. هنری ندارم.
ولی می‌نویسمت یه روز.
فکر به سفر شاید تنها نقطه‌ی روشن روزهامه.
نمی‌دونم چرا حداقل غرور خودم نجاتم نمی‌ده از این غم؟