دوات
17.8K subscribers
195 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
امشب رو میزبان برادرم و جای خالی PS5 بیشتر از هر وقت دیگه‌ای توی این خونه احساس می‌شه.
Forwarded from نگفتنیا
اگه مو نداری، کلی فرق داری.
Forwarded from آوای یک رویا (سجاد احمدی پور)
آرومم و امیدوار و کمی غمگین.
بعد از اون ناشناسی که یه چیزی گفت و ازش پرسیدم «خودتی؟» و صادقانه جواب داد «نه.»، معصومانه‌ترین پیشامد زندگیم این بود که صبح بعد مستی بیدار شدم و دیدم خودم کنار تختم سطل گذاشتم که اگه باز تگری زدم خونه رو به لجن نکشم.
جدا از شوخی، غریبم من ننه. غریب.
ولی خب به کیرم. یه تی‌شرت نارنجی ناروتو من رو با تمام شهر آشتی می‌ده!
Forwarded from دوات
همخونه م میپرسه: عشق سالهای بلوا واس مارکزه؟
+ هست آره. عباس گارسیا مارکز.
نه که دلتنگت نباشم. هستم. دلتنگ تمام اون روز و شب‌هامون. خنده‌هامون. بازی‌هامون. فیلم و سریال دیدن‌هامون. گربه‌بازی‌مون. زندگیمون. دلتنگ همه‌چیزهایی که خودت می‌دونی. خودت یادته. ما تو رَگی بودیم. نداشتیم باهم. یکی بودیم.
نمی‌دونم میخونی اینجا رو یا نه. می‌دونم دلم واسه آدمی که بودی تنگ شده نه آدمی که هستی و دیگه نمی‌شناسم. اما خب به قول همون پرتقال من، یا شاید هم پرتقال تو، کی می‌دونست که.. چی سرنوشتمونه؟
پسر چه شب‌هایی رو سحر کردی.
اکیپ هم مثل جورابه دیگه، بو‌ که گرفت باید عوض کنی.
دلگیر نیستم ازت نه، دلم گیرته.
Forwarded from دِل (دل‌آرام)
دلبر، دلت بسوزه برای روزهایی که داریم از دست میدیم، بیا.
Forwarded from دِل (دل‌آرام)
یکی که به دوات دسترسی داره بهش بگه آیدی اینستاشو بده.
دِل
یکی که به دوات دسترسی داره بهش بگه آیدی اینستاشو بده.
گفتم بهش. عذرخواهی کرد و گفت اینستاش نیمه‌کاریه و ترجیح می‌ده پرایوت بمونه.
به داداشم می‌گم داری میای از فلان پارک که شبیه جنگل ممنوعه‌ست رد می‌شی، بغل اتاقک نگهبانیش که پارک‌بانش شبیه هگریده یه زیرگذر هست. زیرگذره شبیه تونل دیوانه‌سازهای فیلم هری‌پاتر پنجه و غروب به بعد خطرناکه. دیدی کسی پایینه احتیاط کن برگرد بالا چند متر دورتر از پل هوایـ...
می‌گه نخواستم بابا اسنپ می‌گیرم، حوصله ندارم تو راه خونه‌ت وارد تونل‌های مخفی شم دنبال برتی‌باتز و ستاره بگردم و با موجودات انفجاری و شاخ‌دم‌ مجارستانی بجنگم!

اصلا مغز اقتصادی نداره.
درک. اسنیپ! بگیر ازت امتیاز کم کنه نقره‌داغ شی.
توی کتاب شب‌های روشن خوندم «اشک در گلو» و دلم خواست ببوسم دست‌های سروش حبیبیِ بزرگ رو. بمونی برامون مرد.
اصلاً باشه. داستایوفسکی چرت. به نظر شما چرته. بنویسید اینو. بنویسید فلانی به نظر من چرت می‌نویسه. به نظر من آدم مزخرفیه. به نظر من اینطوری میاد. شاید واقعا اینطوری نباشه.
همین به نظر من رو یاد بگیریم توی مکالمات روزمره به کار ببریم شیش‌ واحد روشن‌فکرتر شدیم بدون پیپ و قهوه!
این شروین شما هم با «چشماتو ببند» امشبش تا دسته در من فرو کرد.
Forwarded from ناپیرو (ABAN)
روابط انسانی هم نوعی دادوستده. کسی نمی‌گه این قهوه مال دوستت دارم‌ئیه که صبح بهم گفتی، به جوک بی‌مزه‌ت خندیدم چون هفته‌ی پیش باهام اومدی خرید، آخر هفته می‌برمت شمال آخه حق با من نبود ولی سکوت کردی. کسی نمی‌گه ولی یه چرتکه‌ی ذهنی تمام این حساب‌کتاب‌ها رو نگه می‌داره و اَکثرن ناخودآگاه. مساله و زاویه داشتن با این حال‌وهوای تجاری برای من بسیار قابل درکه؛ این‌که یه‌نفر خوشحال نباشه در اِزای گرفتن هر چیزی مجبور شه چیزی ارائه بده و دلش spontaneity بخواد، قابل درکه چون باحال نیست. حقیقت تقریبن هیچ‌وقت باحال نیست؛ منم خوش‌ترم بود اون‌قدر عشق و انرژی در همه‌ی ما جریان داشت که می‌تونستیم بی‌هیچ سوخت و کمکی زندگیِ دیگری رو لبریز کنیم از درک و عاطفه و اِسمارتیز ولی حقیقت اینه: همه خسته و کلافه‌ن و آدم‌هایی که به بده‌بسّون اعتقاد ندارن، در واقع به «بده» اعتقاد ندارن و «سوندن» رو master کردن!
نه. واقعاً نه. درک که توی باشگاه سیاتیک گرفت و درد دارم و گشنه‌م و خونه ناهار ندارم و هوا گرمه و بطری آبم رو هم مربی برداشت جوری توش نمک ریخت که شده آبِ خزر. ولی نه. محاله من دویست تومن استیک مرغ بخورم و سی تومن اسنپ‌ بگیرم وقتی می‌تونم با دو هزارتومن برسم خونه و تخم‌مرغ آب‌پز کنم. محاله! دور شو ای شیطانِ رجیم. سنگ. سنگ.
«برو، تعارف نداریم.
اون آقازاده‌ست و من یه سرباز فراری.»
:))))