Forwarded from کارامل ماکیاتو
اگه backstreet boys گوش میدی بیا باهم اینترکشن داشته باشیم.
کارامل ماکیاتو
اگه backstreet boys گوش میدی بیا باهم اینترکشن داشته باشیم.
جالب شد. همین الان داشتم یکی از آهنگهاشون رو زمزمه میکردم بعد سالها، یهو این پست رو دیدم. بسیار خب:
«یکبار که دنبال ردت رفته بودم
من به خودم، از پشتسر، شلیک کردم.»
رو شاعر تقدیم میکنه به همهی استاکرهای خودآزار.
من به خودم، از پشتسر، شلیک کردم.»
رو شاعر تقدیم میکنه به همهی استاکرهای خودآزار.
صدای مهدی یراحی منو میبره به نوزدهسالگی. به سالهای اولی که آلبوم امپراطور اومده بود. به ترم اول دانشگاه. به غربت و خوابگاه و اون همه لهجه که هیچکدوم مال من نبود.
من اصلاً نفهمیدم کِی سپهر شدم. یه روز چشمهام رو باز کردم و هرجا رو نگاه کردم، ابر بود.
ولی تو زندگی من عدو چنان سبب خِیر شد که کینه که ازش ندارم هیچ، اگه ایران بود رو سرم میذاشتم و حلواحلواش میکردم.
خصوصاً این آهنگ. این آهنگ هنوز توی یه خط زمانی دیگه، داره تو هندزفریِ منِ ۱۹ ساله میخونه. یه سهشنبهی پاییزی تو سال ۹۳ که چهارساعت کلاس نقشهکشی بهخاطر کسالتِ استاد کنسل شده و من ساعت ۷ و نیم صبح دارم برمیگردم خوابگاه و کارگرهای ساختمون پشت دانشگاه، تازه کتری سیاهشون رو گذاشتن روی آتیش. هنوز نه عاشق شدم نه توی این شهر کسی رو میشناسم. این آهنگ برام، معصومانه بیمعنی و خیلی خیلی قشنگه.
Forwarded from کاف
بعد از شام، ورود به خلوت پدر ممنوع بود. بچه بودم و کنجکاو، داخل خزیدم تا ببینم چه میکند. پدرم فارغ از دنیا، سر روی پای مادرم گذاشته بود و نوازش میشد. متوجه حضورم شد و صدایم کرد. با ترس نزدیک رفتم؛ گفت اگر تا سی سالگی، پایی برای سر گذاشتن پیدا نکردی، سرت را یک گوشه بگذار و بمیر!
Miklós Jancsó
Lidia @kafiha
Miklós Jancsó
Lidia @kafiha
استاد مشاورم ایمیل فرستاده برای من و استاد راهنما و مدیرگروه با عنوان proposal similarity report فلانی. بعد ریپورت ایرانداک رو بیهیچ توضیحی پیوست کرده و اسم فایل هست irandoc plagiarism!
منی که حتی یه یه کلمهم رو بیرفرنس نیاوردم با قلبی در دهان فایل رو باز کردم و دیدم نوشتن و امضا کردن که پروپوزال دارای صفر درصد همانندی با دیگر منابع است.
خدا اسب کنه شما رو با این تایتل زدنتون. خایه کردم.
منی که حتی یه یه کلمهم رو بیرفرنس نیاوردم با قلبی در دهان فایل رو باز کردم و دیدم نوشتن و امضا کردن که پروپوزال دارای صفر درصد همانندی با دیگر منابع است.
خدا اسب کنه شما رو با این تایتل زدنتون. خایه کردم.
تماس رو قطع کردم و بُهتزده نشستم روی تخت. باور نمیکنم این حال عجیب و اون گذشتهی غریب و آیندهای رو که نمیخوام بهش امید ببندم. داری چیکار میکنی اوستا با ما؟ چی میگذره توی سرت؟
به مورخ چهاردهم شهریور ماه ۱۴۰۱، درحالیکه آیس کارامل ماکیاتو رو از نی سبز پلاستیکی بالا میکشم تا قهوهی بیکیفیت، شیر کمچرب و سیروپ زیاد از حد غلیظم رو تموم کنم، دریافتم که بدرود باید گفت به سبحان و کافهش.