دوات
17.8K subscribers
195 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
احتمالا تا وقتی تو نیای و نگی «مَردِ من، نکش.» می‌کشم.
سینا حجازی واقعا کُس‌خله و سبکش هم کسخلیسمه!
من تو جلسه‌ی دفاعم می‌پرم همه رو گاز می‌گیرم چون بهترین دفاع، حمله‌ست.
اگه الان داشتمت برات تولد می‌گرفتم. نه چون تولدت بود، چون هوس کیک تولد کردم و مطمئنم برای تو هم یه کیک و کادوی نطلبیده، مُراد بود.
ولی هرجا می‌خونم فنگ شویی، تصویر هگرید میاد توی ذهنم که داره سگش رو می‌سابه.
شاید اگه سرجمع‌مون کنن دو به دو روی هم قد یه جنتی عمر نکنیم. چرا عاشق نمی‌مونیم؟
«انقد توو هم بودیم،
نفهمیدیم تهِ فیلم چی شد!»
The moment it hits you:
You have no lover.
باشه.
حالم اینطوریه که هرکی پیاز داره بده من خرد کنم، هرکی خوزستانه بده من گردوخاکش رو پلک بزنم، هرکی شورش کرد گاز اشک‌آورش رو بزنین توی چشم من.
اگه backstreet boys گوش میدی بیا باهم اینترکشن داشته باشیم.
کارامل‌ ماکیاتو
اگه backstreet boys گوش میدی بیا باهم اینترکشن داشته باشیم.
جالب شد. همین الان داشتم یکی از آهنگ‌هاشون رو زمزمه می‌کردم بعد سالها، یهو این پست رو دیدم. بسیار خب:
اگه نوجوان دهه‌ی هشتاد هستید، من رو بابت اون «آخ»ی که الان گفتید، ببخشید.
«یک‌بار که دنبال ردت رفته بودم
من به خودم، از پشت‌سر، شلیک کردم.»

رو شاعر تقدیم می‌کنه به همه‌ی استاکرهای خودآزار.
الان یه تکستی دریافت کردم که واقعا پشم‌هایم کو. چه کسی بود صدا زد دوات؟
صدای مهدی یراحی منو می‌بره به نوزده‌سالگی. به سال‌های اولی که آلبوم امپراطور اومده بود. به ترم اول دانشگاه. به غربت و خوابگاه و اون همه لهجه که هیچ‌کدوم مال من نبود.
من اصلاً نفهمیدم کِی سپهر شدم. یه روز چشم‌هام رو باز کردم و هرجا رو نگاه کردم، ابر بود.
ولی تو زندگی من عدو‌ چنان سبب خِیر شد که کینه که ازش ندارم هیچ، اگه ایران بود رو سرم می‌ذاشتم و حلواحلواش می‌کردم.
خصوصاً این آهنگ. این آهنگ هنوز توی یه خط زمانی دیگه، داره تو هندزفریِ منِ ۱۹ ساله می‌خونه. یه سه‌شنبه‌ی پاییزی تو سال ۹۳ که چهارساعت کلاس نقشه‌کشی به‌خاطر کسالتِ استاد کنسل شده و من ساعت ۷ و نیم صبح دارم برمی‌گردم خوابگاه و کارگرهای ساختمون پشت دانشگاه، تازه کتری سیاهشون رو گذاشتن روی آتیش. هنوز نه عاشق شدم نه توی این شهر کسی رو می‌شناسم. این آهنگ برام، معصومانه بی‌معنی و خیلی خیلی قشنگه.
نمی‌دونم. شاید بقیه‌ی آینده هم همین‌قدر «پشمام!» باشه.