کاف
میگید پسر احساساتی تو رابطه بازندست ، باشه ولی بازنده ی اصلی دختریه ک ی پسر احساساتی رو از دست میده … HoomanIzadi Silverfox @Kafiha
عه پس من بردم و من بردم
چلوکبابو من خوردم
پسرا شیرن مث شمشیرن
لالای لای لالای لای
چلوکبابو من خوردم
پسرا شیرن مث شمشیرن
لالای لای لالای لای
من عاشق اینم که وقتی از بیرون میام چای تازه دم باشه. با تیشرت و شلوارک لم بدم روی کاناپه انیمه ببینم، یکی توی آشپزخونه اینطرف و اونطرف بره و بوی لازانیا پیچیده باشه توی خونه. یا اصلا بعد چایی برم دوش بگیرم و بیام و میز رو چیده باشن.
من عاشق این لشبازیهام ولی واسه تو نه. واسه تو، بیا من خونهم. فریلنسرم دیگه، خونهم. بیا ببین ظرفها رو شستم. بیا ببین چایی تازهدمه. بیا برو دوش بگیر نوشیدنی بعدش با من. بیا ماساژ خستگیهات با من. بیا کیمدوقلو و بستنی با من. بیا قهوه با من. ماهی یه بار پُر دردی. بیا بخواب روی کاناپه برو توی گوشیت، کیسه آبگرمت با من. فیلم و سریالهای پُر کراشت رو ببین، من تو آشپزخونه میرم اینور و اونور، پاستا با گوشت قلقلی و اصلا جهنم و ضرر، لازانیا هم با من.
من عاشق این لشبازیهام ولی واسه تو نه. واسه تو، بیا من خونهم. فریلنسرم دیگه، خونهم. بیا ببین ظرفها رو شستم. بیا ببین چایی تازهدمه. بیا برو دوش بگیر نوشیدنی بعدش با من. بیا ماساژ خستگیهات با من. بیا کیمدوقلو و بستنی با من. بیا قهوه با من. ماهی یه بار پُر دردی. بیا بخواب روی کاناپه برو توی گوشیت، کیسه آبگرمت با من. فیلم و سریالهای پُر کراشت رو ببین، من تو آشپزخونه میرم اینور و اونور، پاستا با گوشت قلقلی و اصلا جهنم و ضرر، لازانیا هم با من.
اینکه تو رو بلدم همونقدری به کارم میاد که سینوس کسینوس دبیرستانم. تهش بتونم عین تد به بارنی، واسه همسر آیندهات کلاس خصوصی بذارم که بدونه وقتی نصفهشب میترسی چطوری بغلت کنه.
شاید یه نونی دراومد ازش حداقل.
شاید یه نونی دراومد ازش حداقل.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
بعضی وقت ها حس میکنم چند نفری داریم برای یک نفر مینویسیم.
مثل اینکه یه سیاهی لشکر باشی توی فیلمهای وودی آلن.
یا یه باگ، وسط یکی از میدونهای بازی کامپیوتری Mafia.
یا یه باگ، وسط یکی از میدونهای بازی کامپیوتری Mafia.
قدمزدن توی شهر با jazz بیکلام توی هندزفریم، سرگرمی جدیدمه که بسیار لذتبخشه و صورت شهر رو به چشمهاتون زیبا میکنه. پیشنهاد میکنم امتحان کنین.
دوات
شاید قویترین قدم امروزم این بود که روی ایدهآلگراییم پا گذاشتم بالاخره و درفت اولیه پروپوزال رو فرستادم واسه استاد و نشستم منتظر که هیت بده.
بعد از تقریباً پنج ماه، تازه امروز پروپوزالم تایید و ثبت ایرانداک شد.
اگه الان داشتمت برات تولد میگرفتم. نه چون تولدت بود، چون هوس کیک تولد کردم و مطمئنم برای تو هم یه کیک و کادوی نطلبیده، مُراد بود.