به آرایشگرم میگم هوا گرمه رضا، صفرش کن. شونهی دو میندازه میگه «پاییز نزدیکه عجولانه گه نخور.» :))
شت
ساعت ۴ خوابیدم ۷ و ربع بیدار شدم.
تابستون خوابیدم الان مشهد پاییزه.
با چشای نیمهباز خودمو کشوندم تا کافه سبحان.
ساعت ۴ خوابیدم ۷ و ربع بیدار شدم.
تابستون خوابیدم الان مشهد پاییزه.
با چشای نیمهباز خودمو کشوندم تا کافه سبحان.
من بندهی اون اِکسیام که بعد ده یازده سال، طوری باهام حرف میزنه انگار همهچی خواب بوده و ما هیچوقت، هرگز، دروغه!
داشتم فکر میکردم جوش جدیدم چطوری دراومده و نوتلای خالی سق میزدم که ناگهان Aha Moment.
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
گِدايى نكن. هرچقدر حالت بد بود براى بغل شدن و دوست داشته شدن گدايى نكن. بشين سر جات. به زندگيت برس.