Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
غمگین شدم که انگار هیچوقت هیچ جایی نبودم.
به آرایشگرم میگم هوا گرمه رضا، صفرش کن. شونهی دو میندازه میگه «پاییز نزدیکه عجولانه گه نخور.» :))
شت
ساعت ۴ خوابیدم ۷ و ربع بیدار شدم.
تابستون خوابیدم الان مشهد پاییزه.
با چشای نیمهباز خودمو کشوندم تا کافه سبحان.
ساعت ۴ خوابیدم ۷ و ربع بیدار شدم.
تابستون خوابیدم الان مشهد پاییزه.
با چشای نیمهباز خودمو کشوندم تا کافه سبحان.
من بندهی اون اِکسیام که بعد ده یازده سال، طوری باهام حرف میزنه انگار همهچی خواب بوده و ما هیچوقت، هرگز، دروغه!