بعضی موسیقی و عطرها رو توی لحظه نمیفهمی طعمشون رو. اما گاهی میدونی. میدونی این عطر، این اهنگ، یه روزی، شیش ماه دیگه، دو سال دیگه، ده سال دیگه، توی یه هوایی تو گوش و مشامت میپیچه که عیناً همون هوا برمیگرده بهت. همون موقع حسش میکردم. عطر خاصی نداشت ولی بینی درون من بو میکشید نوستالژی رو که اون تابستون قرار بود تو این تابستون سرم بیاره.
Forwarded from برنامه ناشناس
بابا تو خیلی بامزهای اه. بامزهترین و درعینحال عبوسترینی. 😐
حقیقتا بیا تحویل بگیر سرکار خانم. همه در عجبن که چرا نیستی. 😒
بابا تو خیلی بامزهای اه. بامزهترین و درعینحال عبوسترینی. 😐
حقیقتا بیا تحویل بگیر سرکار خانم. همه در عجبن که چرا نیستی. 😒
ول کن سرکار خانوم رو
نخواست که نخواست
دوستان با مدرک موثق شماره الهه خانوم حصاری رو برام درآوردن و خدا رو بنده نیستم دیگه :)))))))
شب و روزگار خوش!!
خب، گفتی chi tnte... (صدایش دور میشود.)
نخواست که نخواست
دوستان با مدرک موثق شماره الهه خانوم حصاری رو برام درآوردن و خدا رو بنده نیستم دیگه :)))))))
شب و روزگار خوش!!
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
غمگین شدم که انگار هیچوقت هیچ جایی نبودم.
به آرایشگرم میگم هوا گرمه رضا، صفرش کن. شونهی دو میندازه میگه «پاییز نزدیکه عجولانه گه نخور.» :))
شت
ساعت ۴ خوابیدم ۷ و ربع بیدار شدم.
تابستون خوابیدم الان مشهد پاییزه.
با چشای نیمهباز خودمو کشوندم تا کافه سبحان.
ساعت ۴ خوابیدم ۷ و ربع بیدار شدم.
تابستون خوابیدم الان مشهد پاییزه.
با چشای نیمهباز خودمو کشوندم تا کافه سبحان.
من بندهی اون اِکسیام که بعد ده یازده سال، طوری باهام حرف میزنه انگار همهچی خواب بوده و ما هیچوقت، هرگز، دروغه!