دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
نه می‌صرفه هر روز اسنپ‌فود بگیرم نه حوصله آشپزی دارم. کاش کلا گرسنه نمی‌شدم.
راستش دستپختم بد نیست. آشپزی رو هم دوست دارم. ولی واسه‌ی بقیه، نه خودم.
قبل باشگاه با میوه سرپام‌ و بعدش هم با پروماست کاله.
گاهی حتی حوصله‌ ندارم تخم‌مرغ آب‌پز کنم.
همه فکر‌ میکنن خیلی زحمت کشیدم که دیگه شکم ندارم و خفن رو رژیمم. در واقع صرفاً حوصله ندارم و البته میل. حتی یه بار هم برنامه رژیم غذایی که مربی داده رو نگاه نکردم.
ولی خب دلم برای باقالی‌قاتوق‌هات تنگ شده، بی‌معرفت.
Ingooneh
Shahin Najafi
«هرشب، تجاوز به یک خاطره.»
امروز کلا روز جالبی بود توی مجتمع.‌
پامو گذاشتم توی راهرو، پسربچه همسایه با دوتا نیم‌وجبی قد خودش سه‌تا اسلحه کلت و هفت‌تیر و کلاشینکف نشونه رفته بودن بهم. ناخودآگاه دستامو بردم بالا خشکم زد. :)) همون موقع یهو آلارم آتش‌نشانی بلوک که مشکل داره فعال شد و اینا ترسیدن دویدن پایین، پسربچه همسایه از کنارم رد می‌شد گفت: «این دفعه رو شانس آوردی!»
بعضی موسیقی‌ و عطرها رو توی لحظه نمی‌فهمی طعمشون رو. اما گاهی می‌دونی. می‌دونی این عطر، این اهنگ، یه روزی، شیش ماه دیگه، دو سال دیگه، ده سال دیگه، توی یه هوایی تو گوش و مشامت می‌پیچه که عیناً همون هوا برمیگرده بهت. همون موقع حسش می‌کردم. عطر خاصی نداشت ولی بینی درون‌ من بو می‌کشید نوستالژی رو که اون تابستون قرار بود تو این تابستون سرم بیاره.
به الهه حصاری: هستی هنوز؟
به الهه حصاری:
Slm. Bidri?
به الهه حصاری:
Chi tnte?
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
بابا تو خیلی بامزه‌ای اه. بامزه‌ترین و درعین‌حال عبوس‌ترینی. 😐
حقیقتا بیا تحویل بگیر سرکار خانم. همه در عجبن که چرا نیستی. 😒
ول کن سرکار خانوم رو
نخواست که نخواست
دوستان با مدرک موثق شماره الهه خانوم حصاری رو‌ برام درآوردن و خدا رو بنده نیستم دیگه :)))))))
شب و روزگار خوش!!

خب، گفتی chi tnte... (صدایش دور می‌شود.)
«حتی اگر سهم دل من هیچ‌کس باشد
من هیچ‌کس را؛ هیچ‌کس را با تو می‌خواهم!»

#لیلا_کریمی
Forwarded from مُبی
«خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو
لیکن ای جانا تو هم خاطر ز ما برداشتی»
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
غمگین شدم که انگار هیچوقت هیچ جایی نبودم.
به آرایشگرم میگم هوا گرمه رضا، صفرش کن. شونه‌ی دو میندازه می‌گه «پاییز نزدیکه عجولانه گه نخور.» :))
من سپهرم. کجا میخوای بری که آسمون رو نبینی؟
بزرگ شدم انقلاب میکنم ستاد امر به منکر و نهی از معروف می‌زنم.
شت
ساعت ۴ خوابیدم ۷ و ربع بیدار شدم.
تابستون خوابیدم الان مشهد پاییزه.
با چشای نیمه‌باز خودمو کشوندم تا کافه سبحان.
دختر این مردادشه انقد پاییزه، من پاییزشو چطوری بگذرونم بدون تو؟
من بنده‌ی اون اِکسی‌ام که بعد ده یازده سال، طوری باهام حرف می‌زنه انگار همه‌چی خواب بوده و ما هیچوقت، هرگز، دروغه!