از علاقهم به آب یخ همینقدر بگم که دو ساعته تشنهم ولی چون بطری آبی که توی فریزر گذاشتم هنوز به دمای دلخواهم نرسیده، نشستم منتظر.
ناموسا من روم نمیشه به استوری اِکسِ همکارم! ریاکشن 🔥 بدم، چطوری میرین سراغ اکس رفیقتون؟
اگه دکتر میدونست من سر کلاسهای آنلاین نقد ادبیش تو چه عالمی بودم الان حتی نگاهمم نمیکرد چه برسه ازم سوال بپرسه :))
بالاخره پروپوزال تموم شد و برای بار چهارم فرستادمش واسه استاد و تقریباً مطمئنم که بار پنجمی هم در کار خواهد بود. شک ندارم.
داشتم میخوابیدم که یادم اومد باید یه کتاب کامل رو بازخوانی کنم امشب و فردا اول وقت تحویل نشر بدم. کاش بودی، با قهوه میومدی کنار میز، میگفتی «بعداً که اومدی، تو خواب بغلم کن.» منم میگفتم چشم.
الانم میگم چشم.
الانم تو خواب بغلت میکنم.
داشتم میخوابیدم که یادم اومد باید یه کتاب کامل رو بازخوانی کنم امشب و فردا اول وقت تحویل نشر بدم. کاش بودی، با قهوه میومدی کنار میز، میگفتی «بعداً که اومدی، تو خواب بغلم کن.» منم میگفتم چشم.
الانم میگم چشم.
الانم تو خواب بغلت میکنم.
یکی اومده نوشته دیگه دواتی نیستی که من میشناختم. رفیق، من ۲۱ ساله بودم که این کانال رو زدم. الان ۲۷ سالهم. تو این شیش سال چندبار پوستم رو کنده باشن خوبه؟
هفت خوابیدم
نُه بیدار شدم
از سبحان قهوه گرفتم
مثل اسب میدویدم سمت خونه
که توی راهرو محکم خوردم به یکی از دخترهای نوجوون مجتمع و واسه اینکه کلهپا نشه ناخواسته بین زمین و هوا کمرش رو گرفتم.
عالی شد.
قد یه رمان کامل م. مودبپور داده گیرش اومد.
نُه بیدار شدم
از سبحان قهوه گرفتم
مثل اسب میدویدم سمت خونه
که توی راهرو محکم خوردم به یکی از دخترهای نوجوون مجتمع و واسه اینکه کلهپا نشه ناخواسته بین زمین و هوا کمرش رو گرفتم.
عالی شد.
قد یه رمان کامل م. مودبپور داده گیرش اومد.