دوات
17.7K subscribers
195 photos
14 videos
314 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.
Download Telegram
آیا من برای شما یک لطیفه هستم؟ :)))
از این به بعد آخر همه‌ی پست‌های عاشقانه‌م‌ پارس می‌کنم.
از علاقه‌م به آب یخ همین‌قدر بگم که دو ساعته تشنه‌م ولی چون بطری آبی که توی فریزر گذاشتم هنوز به دمای دلخواهم نرسیده، نشستم منتظر.
کلِ زندگی من خونه خالیه!
ناموسا من روم نمیشه به استوری اِکسِ همکارم! ری‌اکشن 🔥 بدم، چطوری میرین سراغ اکس رفیقتون؟
البته خب منم کسخلم‌ تا حدی.
اگه دکتر میدونست من‌ سر کلاس‌های آنلاین نقد ادبیش تو چه عالمی بودم الان حتی نگاهمم نمی‌کرد چه برسه ازم سوال بپرسه :))
شب من درد می‌کنه :))
شک ندارم من و V اگه توی یه شهر زندگی می‌کردیم، الکلی می‌شدیم.
Forwarded from خودش
اگه شد اگه بشه اگه میشد
میخوام یه ماشین بگیرم
زنگ بزنم بت بگم بیا
بی چک و چونه بیا
بزنیم به جاده
بریم ته دنیا
آخر شب
ستاره ها رو بشمریم.
راست می‌گه. به تو چه.
شما یادتون نمیاد ولی این «مشتی» تکیه کلام من بود که علی شادمانتون یاد گرفت.
بالاخره پروپوزال تموم شد و برای بار چهارم فرستادمش واسه استاد و تقریباً مطمئنم که بار پنجمی هم در کار خواهد بود. شک ندارم.
داشتم می‌خوابیدم که یادم اومد باید یه کتاب کامل رو بازخوانی کنم امشب و فردا اول وقت تحویل نشر بدم. کاش بودی، با قهوه میومدی‌ کنار میز، می‌گفتی «بعداً که اومدی، تو خواب بغلم کن.» منم می‌گفتم چشم.
الانم می‌گم چشم.
الانم تو خواب بغلت می‌کنم.
هاپ، هاپ.
سِر شدم دیگه.
عیبی نداره.
زخم‌هات رو می‌بندم.
یکی اومده نوشته دیگه دواتی نیستی که من می‌شناختم. رفیق، من ۲۱ ساله بودم که این کانال رو زدم. الان ۲۷ ساله‌م. تو این شیش سال چندبار پوستم رو کنده باشن خوبه؟
ویراستار Vs. مترجم
FIGHT!
دلم تنگ شده برای روزایی که دلت میخواست کشفم کنی.
هفت خوابیدم
نُه بیدار شدم
از سبحان قهوه گرفتم
مثل اسب می‌دویدم سمت خونه
که توی راهرو محکم خوردم به یکی از دخترهای نوجوون مجتمع و واسه اینکه کله‌پا نشه ناخواسته بین زمین و هوا کمرش رو گرفتم.
عالی شد.
قد یه رمان کامل م. مودب‌پور داده گیرش اومد.