گیرم که منو خواستی. دستمو میگیری نشون عالم و آدم بدی بگی این دیوانهی منه؟ نه. نه نمیگیری. نمیگی. هیشکی نمیگه.
من اما میگیرم. من با افتخار دستتو میگیرم و عین یه رزمیکار برنده میبرم بالا. جلو همه.
جلوی. فاکینگ. همه.
جلوی. فاکینگ. همه.
Forwarded from برنامه ناشناس
انقدر با احساساتت ریلیت میکنم که اشک تو چشمام جمع شد.
انقدر با احساساتت ریلیت میکنم که اشک تو چشمام جمع شد.
از یه سنی به بعد دیگه چیزی تموم نمیشه. همهچی فقط شروع میشه و ادامه پیدا میکنه تا زمانی که مرگ همهش رو تموم کنه.
فشار در حدیه که وقتی بات ناشناس ازم میپرسه «چه کاری برات انجام بدم؟» درخواستهای بیشرمانه دارم ولی اینم با «متوجه نشدم :/» ادا تنگها رو درمیاره.
دبیرستانی بودیم یکی از رفقامون مُرد. ۱۶ سالش بود. آبگرمکن خونهشون خراب بود و با گازگرفتگی توی حموم، همونجا گرفت خوابید و دیگه بیدار نشد.
رفیق صمیمیش یه قطره هم اشک نریخت. بدفاز بود. حرف نمیزد. یه بار که خیلی پاپیش شدم بریزه بیرون، گفت ببین. حالم بده نه فقط چون مرد. دعوامون شده بود. حرف نمیزدیم. ازم دلخور بود که مُرد.
این جمله یادم موند. «ازم دلخور بود که مُرد.»
گاهی فکر میکنیم چندین و چند نفر آدم، شام نخورده و دلخور، پتوی خاک رو کشیدن روی سرشون؟
رفیق صمیمیش یه قطره هم اشک نریخت. بدفاز بود. حرف نمیزد. یه بار که خیلی پاپیش شدم بریزه بیرون، گفت ببین. حالم بده نه فقط چون مرد. دعوامون شده بود. حرف نمیزدیم. ازم دلخور بود که مُرد.
این جمله یادم موند. «ازم دلخور بود که مُرد.»
گاهی فکر میکنیم چندین و چند نفر آدم، شام نخورده و دلخور، پتوی خاک رو کشیدن روی سرشون؟
رفیقی که هفت هشت سال پیش رفتیم عروسیش امروز بهم گفت طلاق گرفته و ریخت طرف رو هم نمیخواد ببینه. همینه زندگی انگار. یه روز قلب طرفی، یه روز یه ارگان دیگهشی.
به لجن کشیدیم زندگی رو. آدما رو یهبارمصرف ول میکنیم. همه برای هم اشتباهیم. چقد سخته از هر صدتامون دوتا آیدا و شاملو دربیاد بتمرگیم بمونیم پای دلمون؟
اونجایی به سگ میرم که میدونم تمام تلاشم رو کردم اینجایی که الان هستیم نباشیم.
Forwarded from -یه تیکه از من-
«یا رَبِّ لا تُعَلِّق قَلْبِی بِما لَیْسَ لِی»
پروردگارا..! قلب مرا به آنچه برای من نیست، وابسته مگردان.
-محمد العدوی
پروردگارا..! قلب مرا به آنچه برای من نیست، وابسته مگردان.
-محمد العدوی
دوات
Lou'y alsaeed ♪ – Classical Music Alwaq3i 22
شاید بخشی از سرماش واسه اینه که نیمساعته دارم توی تاریکی خونه این رو میشنوم و خیرهم به سقف البته.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
بی اندازه نیاز دارم احساسات را درون خودم بکشم.
Forwarded from کارامل ماکیاتو
من بعد برنامه زود خوابیدنه چون بعد ساعت ۱۲-۱۱ نه اتفاق خوبی میوفته، نه اونی که باید باشه هست، نه خبر خوبی میدن بهت، فقط همش کوفت و تنهایی و مرگه.
نه تنها توی این شهر و خونه که تو تنم هم احساس غربت میکنم. انگار تا خرخره سگی خوردم و میخوام تگری بزنم ولی نمیتونم چون مهمونم و همه غریبهن.
آدمِ دیگهای نمیخوام تو زندگیم. هیچ جوره. تو هیچ نقشی. خونوادهم همینا که هستن لازمن. دوستام همینا که هستن خوبن. همکارها همین تعداد که میشناسم کافیان. دوتا لولهکش هم دارم که باهم تا بیست سال دیگه جوابن اگه عمری باشه. دلبری که ندارم هم نیمهی گمشده بوده از اول. هرکی پیدا کرده برداره واسه خودش. من واسه هیچ مردی تهدید حساب نمیشم تو این دنیا.
خیلی تنهام.
خیلی تنهام ولی یه گربه بسه.
خیلی تنهام.
خیلی تنهام ولی یه گربه بسه.