اندیشکده 0<1
14.2K subscribers
197 photos
84 videos
9 files
68 links
📈 اندیشکده آینده‌پژوهی و اقتصاد 1>0

💡 جایی که تحلیل‌های کلان به بینش عملی تبدیل می‌شوند.

🏛️ در گروه تلگرامی اندیشکده همراه ما باشید: https://t.me/+YluDIlGfINhlYzg0
Download Telegram
🏛️ نقطه صفر اقتصاد بیمار: انحلال سازمان برنامه و بودجه در سال ۱۳۸۴

داستان اقتصاد ایران در دو دهه اخیر را نمی‌توان بدون اشاره به یک تصمیم ساختارشکن در سال ۱۳۸۴ روایت کرد: انحلال سازمان برنامه و بودجه و ادغام آن در سازمان مدیریت.

این نهاد، که میراثی از دوران برنامه‌ریزی توسعه و موتور محاسبات فنی کشور بود، تنها یک اداره عادی نبود. سازمان برنامه، دماسنج و ترمز فنی دولت محسوب می‌شد. کارکرد اصلی آن، محاسبه واقع‌بینانه درآمدهای دولت، تنظیم بودجه بر اساس توان اقتصادی، و جلوگیری از هزینه‌کردهای هیجانی و سیاسی بود.

چه اتفاقی افتاد؟
با حذف این نهاد مستقل و ادغام آن در ساختار اجرایی دولت:
۱.استقلال بانک مرکزی عملاً نابود شد: دیگر نهادی فنی و قوی وجود نداشت که جلوی فشار دولت برای تأمین کسری بودجه از طریق چاپ پول (استقراض از بانک مرکزی) را بگیرد. بانک مرکزی به «صندوق خودپرداز دولت» تبدیل شد.
۲.بودجه‌ریزی از علم به شعار تبدیل شد: بودجه دیگر نه بر پایه محاسبات اقتصادی، که بر اساس وعده‌های سیاسی و رقابت برای جلب رضایت گروه‌های مختلف تنظیم شد. کسری بودجه مزمن، به بخشی همیشگی از معادلات مالی کشور بدل گشت.
۳.دروازه تورم بی‌امان باز شد: تزریق پول بدون پشتوانه به اقتصاد (که مستقیماً از رابطه بی‌قید دولت و بانک مرکزی ناشی می‌شد)، به رشد افسارگسیخته نقدینگی و تورم‌های دورقمی و حتی سه‌رقمی دامن زد.

🔥 سرآغاز یک روند مرگبار: دولتی‌سازی مارکسیستی اقتصاد
این تصمیم،فقط یک تغییر اداری نبود. این سرآغاز رسمی‌سازی «حاکمیت سیاست بر اقتصاد» و حرکت به سمت دولتی‌سازی تمام‌عیار منابع کشور بود. وقتی نهاد برنامه‌ریز بلندمدت حذف می‌شود، تصمیم‌گیری‌ها کوتاه‌مدت، سیاسی و بر اساس دیدگاه‌های ایدئولوژیک می‌شود.

بلایایی که به واسطه نبود این سازمان بر سر اقتصاد ایران آمد:
•رشد قارچ‌گونه قراردادهای دولتی بدون نظارت فنی و گسترش فساد.
•حذف تدریجی بخش خصوصی واقعی، زیرا رقابت با بودجه بی‌کفیت دولت ممکن نبود.
•بی‌ثباتی دائمی در بازار ارز و طلا به دلیل نبود چشم‌انداز بلندمدت.
•تبدیل «رانت» به موتور محرکه اصلی اقتصاد، به جای «تولید» و «کارآفرینی».
•عمیق‌تر شدن شکاف طبقاتی و نابودی طبقه متوسط.

💎 جمع‌بندی:
انحلال سازمان برنامه،یکی از مهم‌ترین و کم‌ترین گفت‌وشنود‌شده‌ترین تصمیمات اقتصادی تاریخ معاصر ایران است. این اقدام، سنگ بنای یک نظام اقتصادی ناکارآمد را محکم کرد؛ نظامی که در آن، دولت هم بازیکن است، هم داور، هم قانون‌گذار و هم ناظر. نتیجه این مدل را امروز در تورم لگام‌گسیخته، رکود تولید، بیکاری فزاینده و فرار سرمایه‌ها به وضوح می‌بینیم. غلبه کوتاه‌مدت‌نگری سیاسی بر عقلانیت اقتصادی، از همان سال‌ها آغاز شد و امروز ما دارایی‌های ملی را با چک‌های بی‌محلی که در آن زمان صادر شد، می‌پردازیم.

@MLstrategy
21👍6
کار عمیق؛ کلید برتری در عصر حواس‌پرتی

@webedu1
27🔥2
🔥یکبار برای همیشه کار عمیق رو یاد بگیر ...
🧠 کار عمیق؛ حلقهٔ گمشدهٔ نسل ما

بارها گفتیم که در دنیای امروز،کارعمیق چقدر مهم و حیاتی هست

🎧در این ویس یاد می‌گیرید
«چطور ذهن رو برای کار عمیق تربیت کنید»

♟️ @webedu1 ♟️
25👍4
📚به کدام دسته از کتاب ها علاقه مندید؟
Anonymous Poll
33%
💸مالی
7%
♟️فروش
28%
🗽اقتصادی
17%
تاریخی
15%
💡کارافرینی
4
اگر جنگ جهانی سومی رخ بده، اتمی ☢️نیست.⚠️
وقتی بمب دست همه‌ست، جنگ شکل دیگه‌ای پیدا می‌کنه.
چرا؟

💥پست جدید💥

♟️@webedu1♟️
7
⭕️حرف های بی پرده…

♟️@webedu1♟️
🔥10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍15🤣53
📚 #کتاب پوپولیسم ایرانی
✍🏻 نویسنده: علی سرزعیم

💡 موضوع کتاب:
تحلیل ریشه‌های پوپولیسم در اقتصاد و سیاست ایران.
کتاب نشان می‌دهد چگونه تصمیم‌های کوتاه‌مدت، شعارمحور و عوام‌پسند،
در بلندمدت به بی‌ثباتی اقتصادی، تورم مزمن و فرسایش سرمایه اجتماعی منجر می‌شوند.

🎯 مناسب برای:
• کسانی که می‌خواهند اقتصاد و سیاست ایران را عمیق‌تر بفهمند
• افرادی که به دنبال درک چرایی بحران‌های تکرارشونده اقتصادی هستند
• دانشجویان، تحلیل‌گران و فعالان اقتصادی


♟️ @webedu1 ♟️
13👍4
🎬 فرصت همکاری با تیم اندیشکده 0<1

به دنبال دو ادیتور خلاق و دقیق هستیم — کسی که بتونه از ویدیوهای خام، محتوای حرفه‌ای و جذاب بسازه
یک ادیتور برای یوتیوب
یک ادیتور برای اینستاگرام

ویژگی‌ها:
•وقت ازاد
• تسلط به Premiere Pro یا CapCut
• ساخت ویدیوهای تمیز، منسجم و حرفه‌ای برای پست و ریلز
• دقت بالا در هماهنگی صدا، متن، ریتم و حس ویدیو

🔴اگر می‌خوای توی تیم اندیشکده 0<1 باشی
به آیدی زیر پیام بده 👇
👉 @Suppor1t_0

♟️@webedu1♟️
6
درگیر حاشیه بودجه امسال نشید
صدا و سیما چی شد سازمان تبلیغات چی شد و ...

مهم ترین اتفاق، حذف ارز ترجیحی ۲۸.۵۰۰ از بودجه امسال، و اینکه بلاخره یکسان سازی قیمت بزنین و این سرطان سوخت قراره حل شه

این خیلی خیلی مثبته ها

بله سال پیش رو بسیار دردناک خواهد بود به هممون بیشتر فشار میاد
اما اولین سالی هست توی ۴۷ سال که این فشار حداقل ارزشش رو داره و بی هدف نیست

فردا توی یک ویدیو کامل به بودجه امسال می‌پردازم
@MLstrategy
👍3511👎7🤣4🔥1
🎙 اشتباهاتی که رهبران را نابود کرد

💢هیچ قدرتی،هرچقدر هم بزرگ
از «اشتباهات تصمیم‌گیری» در امان نیست.

⚠️در همین نقطه است که خود رهبران باعث نابودی امپراتوری‌های خود می شوند
استارتاپ‌ها نابود می‌شوند،
و ملت‌ها هزینه‌ی یک خطای ذهنی را می‌پردازند.
تاریخ پر است از کسانی که قربانی‌اش شدند…
اما بدتر از آن، خیلی‌ها الان دارند همان مسیر را می‌روند
بی‌آنکه بفهمند.


🕯 در پست بعدی، درباره‌ی این اشتباه ذهنی صحبت می‌کنیم…

♟️ @webedu1 ♟️
12
سقوط رهبران : رازهایی که ناپلئون هیل فاش کرد☝️
🎙️این پادکست صوتی ‌
درباره مهم‌ترین اشتباهات رهبران بزرگ دنیا
و چرا شناخت آن‌ها حیاتی است.

📥 شاید یکی از این اشتباهات، همین حالا در ذهن تو در حال تکرار است…

♟️ @webedu1 ♟️
25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راز هایی در میان است..

🔞📵 ناعادلانه ترین دادگاه تاریخ

@MLstrategy
17👎1
🧠چرا نوع فکر کردن، از خود فکر مهم‌تر است؟

در دنیای امروز تحلیل‌ها، گفتگوها، و حتی تصمیم‌های شخصی همه‌چیز یا «درست» است یا «غلط»

بیشتر پدیده‌های انسانی و اجتماعی، از دل تناقض‌ها ساخته می‌شوند.
کسی که فقط به دنبال پاسخ نهایی است، هیچ‌وقت مسیر فهم را طی نمی‌کند.

📍 درک عمیق، از لحظه‌ای شروع می‌شود که یاد بگیریم:
هر ایده، هم درست است و هم ناقص.

و اینجا نقطه‌ای است که «تفکر دیالکتیکی» معنا پیدا می‌کند.
تفکری که نه در دو سرِ سیاه و سفید، بلکه در جریان پویای بین آن‌ها زنده است.

♟️ @webedu1 ♟️
9👍7
🧩 تفکر دیالکتیکی یعنی چه؟

🧠 تفکر دیالکتیکی (Dialectical Thinking) یعنی توانایی دیدن هر پدیده از چند زاویه‌ی مخالف، درک این‌ که حقیقت اغلب در برخورد و ادغام تضاد شکل می‌گیرد.

در این نوع تفکر، تضاد دشمن نیست؛
سوخت رشدِ فهم است.

📍 در دنیای پیچیده‌ی امروز از تحلیل اقتصاد و سیاست گرفته تا مدیریت و روابط انسانی تفکر دیالکتیکی بسیار مهم است

⭕️وقتی این نوع تفکر را نداری:

1. نمی‌توانی بین تضادها ارتباط منطقی پیدا کنی.
2. در تحلیل مسائل پیچیده (اقتصادی، سیاسی یا شخصی) دچار توهم انتخاب درست میشوی.
3. قدرت دیدن «حرکت و تغییر» در نظام‌ها را از دست می‌دهی.
4. استراتژی‌هایت سطحی و کوتاه‌مدت می‌شوند.
5. نمی‌توانی بفهمی چرا دو چیز متضاد ممکن است همزمان درست باشند


💥منتظر پست بعدی باشید…

♟️ @webedu1 ♟️
20🔥3
📘 یادگرفتن تفکر دیالکتیکی

این تفکر فقط مطالعه فلسفه نیست، یادگیری نحوه‌ی حرکت ذهن در تضادها و تغییرهاست.

📌مورد هایی که برای این تفکر باید یاد بگیریم:

-منطق و فلسفه تحلیلی
پایهٔ هر تفکر دیالکتیکی، توانایی دیدن روابط علّی و ساختار استدلال است.
یاد بگیرید چطور از پیش‌فرض‌ها، نتایج و تناقض‌ها آگاه شوید.

-شناخت نظام‌های پیچیده
جهان را نه به‌صورت تکه‌تکه، بلکه به‌عنوان یک شبکه در حال تغییر ببینید.

-فلسفه کلاسیک — به‌ویژه هگل و مارکس
دیالکتیک را باید در بستر تاریخی‌اش فهمید.

-روش‌شناسی علمی و تاریخی
یاد بگیرید چطور روندها، نه رویدادها، را تحلیل کنید.
تفکر دیالکتیکی همیشه به «تغییر در زمان» نگاه می‌کند.

-تفکر انتقادی

-تمرین عملی: تحلیل پدیده‌های متضاد
سعی کنید در هر مسئله‌ای، دو نیروی ظاهراً متناقض را شناسایی کنید و ببینید چطور هم‌زیستی می‌کنند.

این تفکر چیزی نیست که فقط با مطالعه سطحی بهش رسید…

♟️ @webedu1 ♟️
10🔥4
برای فهم عمق تحولات بودجه ۱۴۰۵، باید از چارچوب نظریه «دولت رانتیر» بهره گرفت. در این مدل، دولت نه بر پایه‌ی مالیات از شهروندان، بلکه بر درآمدهای بیرونی (نفت) متکی است. این استقلال از جامعه، سبب شکل‌گیری دولتی فربه اما ضعیف در تولید رفاه عمومی می‌شود. بودجه ۱۴۰۵، نقطه‌ی عطف تاریخی فروپاشی این مدل و تلاش برای گذار به یک «دولت مالیاتی» است، اما این گذار در بدترین شرایط اقتصادی ممکن رخ می‌دهد.

بخش اول:
تحلیل روند درآمدهای نفتی - از وفور تا فرورفتگی ساختاری

۱. دوره طلایی (دهه‌های ۱۳۸۰ و اوایل ۱۳۹۰): درآمدهای نفتی سالانه به طور متوسط بالای ۶۰ میلیارد دلار و در اوج به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار می‌رسید. این رقم معادل بیش از ۷۰٪ کل درآمدهای دولت را تشکیل می‌داد. دولت نه تنها نیاز مالیاتی نداشت، بلکه به توزیع رانت و یارانه گسترده می‌پرداخت. اقتصاد به شدت دوپاره شد: بخش مولد ضعیف و بخش بازرگانی-دلالی قوی.

۲. دوره فشار تدریجی (نیمه دوم دهه ۱۳۹۰): تشدید تحریم‌ها و کاهش تدریجی تولید و فروش نفت، درآمدها را به ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار کاهش داد. با این حال، دولت با استفاده از صندوق توسعه ملی و منابع بانک مرکزی، همچنان می‌توانست کسری بودجه را بپوشاند و مدل رانتیر را به صورت ناقص حفظ کند.

۳. شوک ساختاری (۱۴۰۲ به بعد): تحریم‌های حداکثری، کاهش شدید خریداران، محدودیت‌های لجستیکی و احتمالاً کاهش ظرفیت تولید، درآمد نفتی را به مرز ۹ تا ۱۵ میلیارد دلار سوق داده است. رقم ۹.۴ میلیارد دلاری بودجه ۱۴۰۵ نه یک افت موقتی، بلکه نشان‌دهنده یک «فرورفتگی ساختاری» است. در این سطح، درآمد نفت حتی از هزینه‌های جاری بودجه (مانند حقوق کارکنان دولت) نیز پایین‌تر می‌آید. نفت از موتور محرکه بودجه به یک منبع حاشیه‌ای و آسیب‌پذیر تبدیل شده است

بخش دوم:
افزایش درآمدهای مالیاتی - علاجی دردناک در شرایط نامساعد

۱. نقطه عطف تاریخی: پیش‌بینی وصول حدود ۱۱۰۰ هزار میلیارد تومان مالیات در مقابل ۴۷۰ هزار میلیارد تومان نفت، یک گذار اجباری را نشان می‌دهد. دولت ناچار است برای بقا، به شهروندان و بنگاه‌ها متکی شود. این از منظر تئوری دولت رانتیر، یک تغییر پارادایم است.

۲. تناقض ذاتی: این گذار در بدترین زمان ممکن رخ می‌دهد:
* اقتصاد در رکود تورمی:پایه‌های تولیدی اقتصاد به دلیل تحریم‌ها، بی‌ثباتی سیاست‌ها و ناکارایی نظام توزیع منابع، ضعیف شده است. مالیات‌ستانی از یک اقتصاد در حال انقباض، مانند خون‌گیری از یک بیمار کم‌خون است.
* فشار دوگانه بر بخش مولد:بنگاه‌ها همزمان با کاهش تقاضا، افزایش هزینه‌های تولید (ناشی از تورم ۴۰-۵۰ درصدی) و محدودیت دسترسی به نهاده‌ها مواجهند. فشار برای افزایش وصول مالیات، یا منجر به تعمیق رکود (با خروج سرمایه و تعطیلی واحدها) یا افزایش قیمت‌ها (انتقال بار مالیاتی به مصرف‌کننده) می‌شود که خود تورم را دامن می‌زند.
* فرار سرمایه و گسترش اقتصاد زیرزمینی:افزایش فشار مالیاتی، انگیزه برای فرار مالیاتی، قاچاق کالا و خروج سرمایه را افزایش می‌دهد که خود پایه مالیاتی آینده را بیشتر می‌فرساید


بخش سوم:
بحران ترکیبی و آینده‌شناسی سال ۱۴۰۵

سال ۱۴۰۵ را می‌توان سال «تراژدی سه‌پرده‌ای اقتصاد سیاسی ایران» نامید:

پرده اول: دولت در تنگنای مالی مرگبار
دولت با کسری بودجه‌ای ساختاری مواجه است.راه‌های پرکردن این کسری محدود و پرهزینه است:

· کاهش هزینه‌های عمرانی: این امر به معنای فرسوده‌تر شدن زیرساخت‌ها و کاهش اشتغال آینده است.
· استقراض از بانک مرکزی (چاپ پول): این مستقیم‌ترین مسیر برای تشدید تورم لجام‌گسیخته است.
· فروش دارایی‌های دولتی (خصوصیسازی اجباری): این اغلب به معنای واگذاری اموال ملی به قیمت نازل به گروه‌های خاص و تعمیق شکاف طبقاتی است.

پرده دوم: اقتصاد جامعه در محاصره
مردم و بنگاه‌ها در میان دو آسیاب قرار می‌گیرند:

· آسیاب بالایی: تورم بالا و رکود. قدرت خرید کاهش یافته و فرصت‌های سرمایه‌گذاری مولد نابود می‌شود.
· آسیاب پایینی: افزایش فشار مالیاتی و کاهش یارانه‌ها. درآمد مازاد اندک باقی‌مانده نیز توسط دولت برای پرکردن کسری خود جمع‌آوری می‌شود.

پرده سوم: تشدید ناکارایی‌های ساختاری (مثل قاچاق سوخت)
مورد قاچاق سوخت که شما اشاره کردید،نماد کامل این ناکارایی است. دولت مجبور است ارز ارزان (با نرخ ترجیحی) را به واردات سوخت اختصاص دهد، زیرا سیستم حمل‌ونقل و کشاورزی به یارانه سوخت وابسته است. اما به دلیل شکاف قیمت با بازار منطقه، بخشی از این سوخت یارانه‌ای به صورت رانت خارج می‌شود. نتیجه این می‌شود که دولت هم درآمد نفتی ندارد، هم ارز یارانه‌ای می‌دهد، و هم بخشی از همان یارانه را از دست می‌دهد. این یک «چرخه معیوب هدررفت منابع ملی» است.


جمع‌بندی و سناریوهای محتمل برای سال ۱۴۰۵
@MLstrategy
9💔1
بودجه ۱۴۰۵ تصویری از یک «دولت در حال کوچک‌شدن اجباری» را ارائه می‌دهد، اما این کوچک‌شدن نه بر اساس یک برنامه توسعه‌ای، بلکه به شکل «فروپاشی درآمدی و انتقال فشار به جامعه» است. سناریوهای محتمل عبارتند از:

۱. سناریوی محتمل (Baseline Scenario):
تداوم رکود تورمی، کاهش رشد اقتصادی به نزدیک صفر یا منفی، تشدید فشار بر دهک‌های میانی و پایین، گسترش اقتصاد زیرزمینی و افزایش تنش‌های اجتماعی ناشی از کاهش رفاه.

۲.سناریوی بدبینانه (Downside Scenario):
در صورت شوک خارجی اضافی (مانند تشدید تحریم‌ها یا کاهش بیشتر قیمت نفت) یا اشتباهات بزرگ در مدیریت مالی (مانند استقراض گسترده از بانک مرکزی)، کشور می‌تواند به دور «تورم ابری» (Hyperinflation) و فروپاشی بیشتر تولید وارد شود.

۳.سناریوی خوشبینانه (Upside Scenario - کم‌احتمال):
تنها در صورت یک تغییر ژئوپلیتیکی عمده (مانند توافق پایدار با غرب و رفع گسترده تحریم‌ها) و انجام اصلاحات داخلی عمیق (حذف یارانه‌های غیرهدفمند، مبارزه واقعی با فساد و قاچاق، ایجاد ثبات برای تولید)، می‌توان امید به توقف این روند نزولی داشت.


در نهایت، بودجه ۱۴۰۵ نه یک سند معمولی، بلکه «گزارش پزشکی اقتصاد ایران» است که نشان می‌دهد بیمار، پس از سال‌ها مصرف استروئید (درآمد نفت)، اکنون با قطع ناگهانی آن، دچار علائم شدید «خماری ساختاری» شده است. درمان این حال، نه با مسکن‌های مقطعی (چاپ پول، فروش دارایی)، که با یک «بازتوانی سخت و طولانی» تحت یک برنامه منسجم اقتصادی ممکن خواهد بود. غیبت چنین برنامه‌ای در افق بودجه ۱۴۰۵، آینده‌ای چالش‌برانگیز را ترسیم می‌کند.

@MLstrategy
26👍4💔2
📚 #کتاب پول: داستان واقعیِ پدیده‌ای ساختگی
(Money: The True Story of a Made-Up Thing)
✍🏻 نویسنده: جیکوب گلدستین (Jacob Goldstein)

💡 موضوع کتاب:
«پول» برخلاف تصور عمومی، یک واقعیت طبیعی نیست؛
بلکه یک ساخت اجتماعی است که انسان‌ها برای حل مشکل مبادله، اعتماد و قدرت ساخته‌اند.
با زبانی تحلیلی و داستان‌محور، مسیر تحول پول را از صدف و سکه تا بانک‌ها، بدهی و پول مدرن توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد چرا پول، بیش از آن‌که اقتصادی باشد، سیاسی و نهادی است.

🎯 مناسب برای:
• کسانی که می‌خواهند بفهمند پول دقیقاً چیست و چرا ارزش دارد
• افرادی که می‌خواهند فراتر از «پس‌انداز و سرمایه‌گذاری» ماهیت واقعی پول را درک کنند
• علاقه‌مندان به اقتصاد سیاسی، تاریخ اقتصاد و ساختارهای مالی


♟️ @webedu1 ♟️
9👍4
در پست جدید درباره‌ی بقای دولت‌ و
احتمال شکل‌گیری اعتراضات صحبت کردیم.
دولت‌‌چطور سعی می‌کند ثبات خودشان را حفظ کنند.


🎥پست جدید: [کلیک کن]

♟️ @webedu1 ♟️
37🤣3
تحلیل ترکیبی «دکترین سندبگ» و «مدل حسنی مبارک» در استراتژی آمریکا نسبت به ایران

خلاصهٔ یک پاراگرافی:
ایالات متحده،به ویژه در دوران ترامپ، با تلفیق «دکترین سندبگ» (مدیریت فشار برای جلوگیری از فروپاشی فاجعه‌بار) و «مدل حسنی مبارک» (هدف قرار دادن رأس هرم به جای نابودی کل ساختار)، استراتژی خود را نه بر اساس «تغییر رژیم» به سبک لیبی، بلکه بر پایهٔ «تغییر رفتار» یا «تغییر مدیریت» درون همان ساختار موجود بنا نهاد. در این نگاه، ایران مانند یک «سد» در نظر گرفته می‌شود که فروپاشی آن سیل بی‌ثباتی منطقه را به دنبال دارد. بنابراین، آمریکا با «کیسه‌های شن» تحریم و فشار حداکثری، می‌خواهد آنقدر به ساختار حکومت فشار وارد کند تا یا مجبور به مذاکره و دادن امتیاز کلان (تغییر رفتار در سیاست‌های هسته‌ای و منطقه‌ای) شود، یا اینکه — شبیه به آنچه برای مبارک در مصر افتاد — نهادهای درونی سیستم (مثل شورای نگهبان، سپاه، یا بخش‌های میانه‌روتر) برای حفظ کلیت نظام، رأس تصمیم‌گیر (رهبری یا جناح تندرو) را کنار بزنند و یک مدیریت جدید، انعطاف‌پذیرتر و قابل مذاکره را بر سر کار آورند. هدف نهایی، ایجاد یک ایران ضعیف‌شده، قابل پیش‌بینی و درگیر با مشکلات داخلی است که توان و هزینهٔ مقابله‌جویی‌اش کاهش یابد، بدون آنکه کشور به ورطهٔ هرج و مرجی فروافتد که کنترل آن از دست واشنگتن خارج شود. این استراتژی، ریسک‌گریزانه و مبتنی بر اصل «بدترین ثبات، بهتر از بی‌ثباتی مطلق» است.
@MLstrategy
👍2414💔2👎1🔥1