حقایق پنهان شده جهان / WCT
78 subscribers
15 photos
30 videos
6 links
این کانال برای انتشار حقایقی که از ما مردم دهها و صدها و هزاران سال مخفی کرده اند تشکیل شده، دوستانتان را عضو کنید.
Download Telegram
💧💧💧دوستان و همراهان گرامی کانال "حقایق پنهان شده جهان" با کسب اجازه از استاد محقق جناب دکتر کرماشانی مطالب مهم کانال قبلی ایشان که متاسفانه توسط عوامل خودفروخته گلوبالیسم و دیپ استیت هک و از کنترل ایشان خارج گردیده بود از این پس بتدریج در اینجا منتشر خواهد شد‌، توجه داشته باشید که مطالب تحقیقی ایشان ۳ سال قبل (2020) یعنی زمانی که میلیاردها نفر در این جهان در خواب بیخبری بودند به رشته تحریر درآمده است!

@wctruth
5
حقایق پنهان شده جهان / WCT
💧💧💧دوستان و همراهان گرامی کانال "حقایق پنهان شده جهان" با کسب اجازه از استاد محقق جناب دکتر کرماشانی مطالب مهم کانال قبلی ایشان که متاسفانه توسط عوامل خودفروخته گلوبالیسم و دیپ استیت هک و از کنترل ایشان خارج گردیده بود از این پس بتدریج در اینجا منتشر خواهد…
◀️◀️◀️◀️◀️دوستان گرانقدر؛ از امروز مجموعه ی جدیدی تحت عنوان «گنجینه ی آگاهی مکتوم» با علامت اختصاری یا مخفف «گآم» بصورت گآم ۱، گآم ۲، گآم ۳، .... در این کانال تقدیم مشتاقان کسب آگاهی میگردد.
درخت تو گر بار دانش (و خرد) بگیرد/ به زیر آوری چرخ نیلوفری را

نویسنده: دکتر کرماشانی


@wctruth
👏4
◀️«گآم ۱»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی

حقایق کتمان شده در تاریخ آنقدر زیادند که هوش از سر هر محقق صاحب تفکری میرباید!
دوستان گرانقدرم، گآم اول را در اینجا با بزرگترین و مخوف ترین و انکارناپذیرترین و در همان حال دردناکترین اتفاق تاریخ یعنی اولین آزمایش بمب اتمی شروع میکنیم:

۱۶ جولای ۱۹۴۵ بمب هسته ای موسوم به ترینیتی با قدرت تخریبی غیر قابل تصور آزمایش شد. آپنهایمر در آن زمان گفت: «دو نفر خندیدند در حالی که دو نفر گریه کردند. در همان حال بیشتر مردم ساکت شدند! در یکی از دست نوشته های مقدس هندویان باستان به نام باها گاوادگیتا فردی به نام ویشنو قصد دارد شاهزاده را متقاعد کند که باید وظیفه ی خودش را به انجام برساند، حتی برای اینکه او را متاثر نماید چند تا دست و بازو را بهم متصل مینماید و میگوید حالا من مرگ هستم و نابودگر دنیاها!»

بعد از آن مسابقه ی تسلیحات اتمی در سراسر جهان شروع میشود: آمریکا، چین، انگلند، روسیه (بعدا نام اتحاد جماهیر شوروی را بر جمهوریهایش نهاد) ، آلمان،... بطوریکه در عرض چند دهه شمار کلاهکهای اتمی به بیش از ۲۰۰۰ عدد در این سیاره رسید!

دیوید ویلکاک میگوید: «آنزمان که بمب اتمی مذکور برای اولین بار آزمایش شد و رابرت آپنهایمر به نوعی گفت قبلا اینکار را انجام داده ایم او در اصل از این موضوع خاص اطلاع داشت. به عبارتی دیگر در متن هند باستان یعنی باهاگاوادگیتا به یک نوع رعد آهنی اشاره دارد که نور آن به اندازه ی هزار خورشید است! در این متن ایجاد بیماریهای ناشی از اشعه های آن نورها توصیف میشود، صحنه هایی را وصف میکند که مردم در آنها جیغ میکشند و سپس می میرند. سیاهی ها یا دوده هایی را توصیف میکند که پس از انفجار بر روی زمین باقی مانده اند!! اینها همه توصیفاتی هستند که ما در عصر هسته ای با آن بسیار آشنا هستیم!! همین فرهنگ هندی باستان که استفاده از اسلحه ی اتمی را تشریح کرده، مسائلی مانند کشتی ها یا سفینه های ضد جاذبه را بوضوح توصیف نموده که بدون داشتن هیچ صدایی در هوا پرواز میکردند و نام آن را «روکما ویمانا» گذاشته است!!»


@Wctruth
◀️«گآم ۲»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی


تحقیق و تفسیر در دست نوشته ها و نقاشیهای هند باستان دقیقا مانند آن است که با یک نور پروژکتور بسیار قوی وارد یک دخمه ی تاریک قدیمی و مخروبه شوید و در آن گنجی بسیار عظیم پیدا کنید که شاید ثروت آن برای تمام مردم این سیاره کافی باشد!! در قسمتی دیگر از دست نوشته ها بوضوح توصیفات زیر را میتوان دریافت:

سفینه ها یا همان فضا پیماها که در گآم اول سخن از آن به میان آمد میتوانسته اند براحتی بداخل کوه بروند و از یک نوع اسلحه دارای اشعه ی ذره ای استفاده کنند!! علاوه بر این، شما موجوداتی را که دارای جثه ها ی بزرگتری از ما آدمها هستند و پوست بدن آبی و دارای قدرتهای فوق بشری هستند می بینید از جمله یکی از آنها به نام کریشنا، همچنین اضافه بر آن موجودات عجیب خزنده ای وجود دارند موسوم به راکشاساز با کد رمز مار که طبیعت آنها خزنده بودن است! بصورتی که نیم تنه بالایی شبیه انسان و نیم تنه پائنی شبیه خزندگان است!!
این موارد تا جاییست که امروزه نیز در معبدهای هندوستان تصاویر افرادی را میبینیم که اصطلاحا «ناگاس» نامیده میشوند با داشتن تنه ی انسان از کمر به بالا و بقیه بصورت بدن مار.

همه ی نکات فوق زمانی اهمیت تحقیقی زیادی خواهند داشت که با این دیدگاه به واقعیت بنگریم که کارکرد ظاهری و عملکرد یک بمب هسته ای با آنچه که در متون ثبت شده ی هند باستان دیده میشود کاملا یکی است!! به همین دلیل آپنهایمر میدانست که این اسلحه تئوریهایی را بوجود آورده که هرگز قبلا دیده نشده بود.

میدانیم که قبل از فاجعه ی هیروشیما و ناکازاکی بسیاری از دانشمندان محبوب و مشهور بودند چند مثال آنها عبارتند از: توماس ادیسون، الکساندر گراهامبل، مارکنی، نیکولا تسلا،... اینها ستارگانی بودند که زندگی ما را پر از هیجان کردند و از اوضاع زندگی اولیه که در آن بمنظور حفظ غذاهایمان چاره ای جز استفاده از جعبه یخ و خاک اره نداشتیم به جایی رساندند که اکنون آنچنان از جنبه های رفاهی پیشرفت کرده ایم که ما یخچال الکتریکی داریم و لامپ داریم که شبها میتوانیم مطالعه کنیم و توانایی آن را داریم که افکار و صدایمان را بدون سیم از رادیو انتقال دهیم و نهایتا تصاویر خودمان را نیز از طریق تلویزیون منتقل کنیم، اینها همه برای بشریت شگفت انگیز بودند. مردم توانستند از راه آهن برای سفر بین قاره ای استفاده کنند چون همه ی اینها هرگز قبلا اتفاق نیوفتاده بود، همچنین اتومبیلهای شخصی بدون نیاز به کشیدن توسط اسب از آنجمله بودند. اما اتفاقی بسیار شوک آور همه چیز را بهم ریخت، در این میان ناگهان با انفجار اتمی هیروشیما و ناکازاکی تکنولوژی به یک بن بست باورنکردنی دقیقا مثل یک دیوار پر از فریاد سنگی برخورد نمود! دیگر نمیتوانستیم به هیچ وجه به تکنولوژی اطمینان کنیم که اسباب بازیهای ما میتوانند مثلا وسایلی برای پیشرفت ما باشند! ولی آنها در حقیقت میتوانستند عامل یا وسیله هایی برای نابودی ما انسانها باشند.

@Wctruth
◀️«گآم ۳»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی


اگر حتی جنبه های ضد بشری و اهریمنی یک سلاح کشتار جمعی مانند بمب هسته ای را در نظر نگیریم که البته قطعا غیر قابل قبول است، بگذارید اینگونه سوالمان را مطرح کنیم؛ «حقیقت مکتوم و ناگفته ای که برای دهه ها مخفی مانده در مورد بکار گیری سلاحهای اتمی چیست؟»


در پاسخ باید بگوییم هر انفجار اتمی دقیقا همانند ایجاد یک نشانه یا علامت خاص برای ارسال به برخی نژادهای غیر زمینی در کهکشان و کهکشانها میباشد!! زیرا انرژی ساطع شده از یک انفجار هسته ای آنقدر قوی و مهیب است که پالس بسیار عظیمی را بوجود میاورد و پس از آن بطور گسترده ای در تار و پود فضا-زمان منعکس میگردد!! باید بدانیم که تمام ستاره ها و تمام سیارات بوسیله ی تارها ی بعضا نامرئی الکترومغناطیسی بهمدیگر متصل هستند!! دانشمندان این حوزه آن ارتباطات را کازمیک وب ( شبکه ی کیهانی) مینامند که شباهت زیادی به تار های عنکبوت بسیار غول پیکر در تمام هستی دارند! حال وقتی که یک انفجار اتمی ایجاد شود انعکاس وسیعی در شبکه ی کیهانی بوجود میاورد که بطور کاملا جدی مشکل ساز خواهد شد، چون نه تنها نژاد های غیر زمینی از طریق همین شبکه در ارتباطند بلکه آنها از همان راه از ستاره ای به سیارات و ستارههای دیگر سفر میکنند. لذا وقتی این اسلحه های مخوف را منفجر میکنیم در اصل عملا به آنها خبر میدهیم که ما نه تنها به حد خاصی از تکنولوژی دست یافته ایم بلکه به همان میزان از ارتقای معنوی و پیشرفت جنبه ی روحی هم بسیار دور شده ایم!!


@Wctruth
2
◀️«گآم ۴»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی

ما انسانها با داشتن سطح پائینی از آگاهی هرگز نخواهیم فهمید که قدرت سلاحهای تکنولوژیک چقدر و تا چه اندازه برای تمام کائنات خطرناک و ویرانگرند!! بنابراین بدون آگاهی درست نمیتوانیم از بکارگیری آن ممانعت بعمل آورده مهارش کنیم. سوال: راه حل چیست؟ بهترین راه حل این است که بایستی ابتدا از خودمان شروع کنیم! هنگامی که عمق آگاهی خود را ابتدا از لحاظ فردی افزایش دهیم این آگاهی در اجتماع بصورت آینه ای منعکس خواهد شد. این قانون را میتوان «قانون تطابق» نامید. لذا وقتی آگاهی تک تک ما بالا میرود متعاقب آن آگاهی جامعه نیز بالا میرود.

توجه خاص و مطالعه ی دقیق تمام آنچه دانشمندان و مطلعین برنامه های اتمی و اتفاقات باور نکردنی پیرامون آن بر زبان آورده یا نوشته اند، مهمترین راه افزایش آگاهی در جوامع بشری است! البته این توجه ویژه نباید فقط محدود به مسائل اتمی باشد چون همانگونه که در گآم اول اشاره گردید همینجا مجددا تاکید میشود حقایق کتمان شده آنقدر زیادند که هوش از سر هر محقق صاحب تفکری ربوده ممکن است نیاز به گروههای متعددی از محققین و دانشمندان حقیقت یاب وجود داشته باشد تا میلیاردها انسان بیخبر از همه چیز را از خواب تحمیل شده ی تاریخی که پر از فریب و دروغ است بیدار نموده و #بیداری_بزرگ را جهانگیر نمایند.

کسانی مانند دیوید ویلکاک، جوردن سازر، دن ویلیس، ویلیام تامپکینز و... همگی به روشن شدن ابعاد مختلف این قضایا کمکهای زیادی نموده اند. ویلکاک میگوید: «آنچه را که تقریبا همه ی مردم از آن بیخبرند این است که دو نفر از مطلعین قابل اعتماد نظامی نیروی هوایی ارتش ایالات متحده به نام های باب دین و پیتر پترسون هر کدام جداگانه به من گفتند که در سال ۱۹۹۰ تمام کلاهک های جنگی اتمی آنها در ایالات متحده و شوروی سابق بطور کامل ذوب و از نظر خاصیت رادیو اکتیو خنثی شده بودند!! حتی خود موشکها هم پس از شلیک مسیر مستقیم همیشگی خود را از دست داده بودند. نکته ی بی نهایت حیرت انگیز دیگر آن است که دقیقا در همان زمان که تمام این کلاهک های انفجاری با محتوای مواد هسته ای در داخل خود موشکها ذوب شده بودند (همزمان در آمریکا و روسیه) ما شکلهای بسیار شگفت انگیزی را یافتیم که در کف دریاچه ی خشک شده ی oregon بوجود آمده بود!! در واقع این نوع شکلها دوایری شبیه همان حلقه های کشتزاری هستند در مقیاس بسیار بزرگتر که حاکی از اعلام نمادین حضور موجودات هوشمند غیرزمینی میباشد!! باید بخاطر داشته باشیم نماد منشا جهان هستی و نماد «ماندالا» نشان دهنده ی یک ذهن هوشمند کیهانی است که به نوعی فرازمینیها میخواهند به ما این اطمینان را بدهند که ما لازم است در مسیر صحیحی برای آینده ی مثبت راجع به بیش از ۳۵ فرهنگ بسیار قدیمی موعود در تمام جهان قرار بگیریم!!»

در جایی دیگر تلویزیون ان بی سی در آنزمان در گزارشی چنین گفت: «گارد ملی ایداهو یک رویداد بسیار مرموز برایش غیر قابل حل مانده است که جزو خبرهای اصلی در این روز است. هنگام اجرای ماموریت عکسبرداری روتین هواپیما های RF4 در بیابانهای این ایالت توجه شان به یک توده ی بسیار عظیم حکاکی شده جلب شد و از آن عکس گرفتند، عرض آن بیش از هزار فوت (هر فوت ۳۳ سانتی متر است) میشد. دو نفر از شاهدان عینی یکی گفت که همه ی مردم آن ناحیه درباره اش حرف میزنند و آن چیزیست که رعشه بر بدن شما میاندازد. دومی گفت اجرای چنین کاری نیاز به مهارت بسیار بالا دارد و علاوه بر آن بغایت زمانبر است چون زمان زیادی برای ساختنش صرف میشود و شاید نیاز به خرج کردن مقدار زیادی هم پول داشته باشد. (این در حالیست که هیچکدام از این احتمالات در کار نبود!!) یکی از کارشناسان حرفه ای با اندازه گیری زوایای مختلف آن شکل هندسی بسیار بزرگ نشان داد که از هر گوشه ای تا گوشه ی دیگرش زاویه اش دقیقا ۱۱.۵ درجه است! زوایا در قسمت های بیرونی دقیقا ۲۳ درجه است بدون هیچ اختلافی! کارشناس دیگری نیز میگوید که یک واقعیت معما برانگیز دیگر وجود دارد و آن اینکه هیچ رد چرخ وسیله نقلیه یا ماشینی دیده نمیشود، هیچ رد چرخ تراکتور شخمزنی یا رد پا هم موجود نیست!!»


@Wctruth
2
◀️«گآم ۵»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی



در ۱۷ ژانویه ۱۹۶۱ دوایت آیزنهاور رئیس جمهور آنزمان آمریکا در آخرین سخنرانی خویش که از تلویزیون پخش شد چنین گفت: «عصر شما هموطنان بخیر، ما در شوراهای دولتی ضروریست که از قدرت گرفتن و رخنه ی بیحساب نظامیان عضو مجموعه ی صنعتی-نظامی جلوگیری نمائیم چه چنین هدفی وجود داشته باشد چه وجود نداشته باشد. چون احتمال افزایش فاجعه بار قدرت در یک جای اشتباه وجود داشته و میتواند ادامه دار باشد. هرگز نباید اجازه دهیم این موضوع بر آزادی ما و روند دموکراسی ما برتری یابد، نباید چیزی را از نظر دور نگهداریم. فقط یک ملت هوشیار میتواند وجود یک ترکیب مناسب در بخش دفاعی دستگاه عظیم نظامی-صنعتی را با داشتن دانش، روشها و اهداف صلح آمیز وادار نماید تا آزادی و امنیت پیشرفت نماید.»

لورا آیزنهاور از نوادگان او میگوید: «وقتی درباره ی سخنان دوایت آیزنهاور در مورد مجموعه ی نظامی-صنعتی فکر میکنم مسایل زیادی را برایم مطرح میسازد. در سال ۲۰۰۶ من برای سفر به خارج از کره ی زمین فرا خوانده شدم و به نظر میرسید که چند سناریو در اینجا وجود داشته باشد که مربوط ساختن کلونی هایی در خارج از زمین بود. در آنزمان بحث ساختن کلونی بر روی مریخ مطرح بود. پس هنگامی که چنین هشداری را (از جانب آیزنهاور بیش از چهل سال قبل از ۲۰۰۶) می شنویم اما در مورد دستور العمل جانبی یا قرارداد بین دولت با غیر زمینیها یا موارد دیگری که اتفاق می افتند هیچ چیزی نمیشنویم، آیزنهاور میخواست واقعا چه چیزی به ما بگوید؟! لایه های متعددی در درون مجموعه ی نظامی-صنعتی وجود دارد که اکنون در حال کشف کردن آن هستیم. من یقینا تحقیقات زیاد و جستجوی زیادی کردم تا بفهمم واقعا منظور آیزنهاور چه بود. همانطور که خیلی ها آگاه شده اند و افشاگریهایی کرده اند، در تجربه ی فراخوانم برای رفتن به مریخ نیز کشف کردم که واقعا برنامه ی فضایی مخفی وجود دارد! در آنجا بود که متوجه شدم یک دولت چند لایه ی پنهان دارای قسمتهای مختلف وجود دارد! قضایایی که بعد از جنگ جهانی دوم اتفاق می افتاد یعنی نفوذ در دولت آمریکا توسط مواردی مانند پروژه ی گیره (۱) ، کی اولترا(۲) با شاخه های جانبی اش و غیره نشان میداد که هشدار آیزنهاور جدی بوده که بدین صورت که در اصل راجع به یک قدرت خاص است که جایگاه اشتباهی قرار گرفته است و اگر ما بعنوان مردم آمریکا قدرت نگیریم ادامه پیدا خواهد کرد. این چیزیست که من از آن سخنرانی فهمیدم. میتوانستم حس کنم که خانواده ی من درباره ی آن سخنرانی چقدر افتخار میکردند اما باید بگویم عضوی از خانواده ام بودم که تشخیص دادم لایه هایی از قدرت وجود دارد که در آموزش و پرورشم تا بزرگسالی برای من بیان نشده بود و من به نحویی این را با آنها در میان میگذاشتم و میگفتم که قسمتهای متفاوتی وجود دارد چرا که در سال ۱۹۴۷ قانونی ساخته شد که در آن میگفت چنین قضایایی را اگر پیامدهای بزرگی نداشته باشد میتوان آشکار کرد. ما اکنون در یک چارچوب خاص زمانی قرار گرفته ایم که بدون امضای هرگونه سوگندنامه ای دارای آزادی بیان و توانایی بیشتری هستیم تا روشنگری بیشتری را در مورد همه ی اینها بعمل آوریم. به همین دلیل است که آن سخنان واقعا بموقع بود چون به جامعه ی امروز مربوط است و آن هشدار ها چیزهایی هستند که سرانجام آشکار شده اند.»

توضیحاتی در مورد(۱) و (۲) :

۱)پروژه ی گیره اصطلاحا پروژه ی گیره کاغذ هم گفته میشود در ظاهر مربوط به حرکت یک دانش آموز دوره متوسط در سال ۱۹۹۸ برای ساختن بنای یادبود قربانیان یهودی هلوکاست بوده که در عرض مدت کوتاهی جهانی شد و ۳۰ میلیون نمونه از آن کاغذها منتشر شد تا بدین وسیله وجود یهودیهای بیشمار در داخل حکومت آمریکا و دولتهای پشت سرهم آن موجه جلوه داده شود! اما در اصل هدف از آن نفوذ تمام عیار نازیها به جزئی ترین ساختارهای قدرت در ایالات متحده بود که نتیجه ی بسیار موفقیت آمیز و شگفت انگیزی داشت بطوریکه تاکنون نیز ادامه داشته است.

۲)پروژه ی کی اولترا یا ام کی اولترا مربوط بکارگیری یک روش مخفی و بر طبق قوانین آمریکا خلاف قانون توسط آژانس مرکزی اطلاعات (cia) برای بازجویی از متهمان بود که در آن یک ماده ی روانگردان را به فرد زندانی و متهم تزریق میکردند تا از طریق شکنجه ی روانی-جسمی و در نهایت شستشوی مغزی او را وادار به اعتراف اجباری نمایند. حتما خبر دارید اکنون چقدر این روشهای ضد انسانی در حکومت دست نشانده ی آخوندی هم رایج است چون از ارباب دیرینه یاد گرفته است!

@WCTRUTH
2
◀️«گآم ۶»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی


افراد مطلع متعددی با زمینه های نظامی و شرکتی به ویلکاک گفته اند که کشتی های فضایی فرازمینی بر روی پایگاههای موشکی هسته ای پرواز کرده و آنها را بطور کامل خنثی کرده اند!! پس از این حادثه ی باورنکردنی یکی از شاهدان در دادگاه نظامی میگوید: «اول میخواهم حادثه ای را که در ماه مارس ۱۹۶۷ تجربه نمودم توصیف کنم. در آن هنگام من ستوان یکم نیروی هوایی ارتش ایالات متحده در پایگاه هوایی مالم ستروم در مونتانا بودم. من دستور وظایف مربوط به موشک های بین قاره ای را به افسر شلیک آموزش میدادم. ما عملیات کنترل ۱۰ موشک اتمی بالستیک را به نام مرد ریز انجام میدادیم. در عصر روز ۲۴ مارس ۱۹۶۷ هنگامی که مطابق دستور من در استراحت با برنامه قبلی به سر میبردم دو تماس تلفنی دریافت نمودم. در تماس اول پرواز اشیای ناشناخته نورانی بر روی تاسسیات موشکی هسته ای گزارش شد.»

در جائی دیگر ویلیس در همین رابطه آشکار میکند که آنها یعنی همان اشیای نورانی بر روی سیلو های اتمی در حال رفت و آمد بودند اما به آنان حمله نکردند! تمام کاری که کردند این بود که سیلوی فرمانده رابرت را مشتمل بر ۸ موشک قاره پیما را که هر کدام یک عدد کلاهک هسته ای داشتند با توالی سریعی از کار انداختند! این سیستم ها سه لایه محافظت کننده ی پشتیبان داشت و نگهبانان در قسمت بالای سیلوها با سلاح هایشان به سمت اشیا با رنگ قرمز درخشان نشانه رفتند ولی آنان با سرعت سرسام آوری به مسافت ۶۰ مایل( یعنی حدود۹۰ کیلومتر) دور شده و مرکز موشکی دیگری را نیز به همین ترتیب خنثی کردند! این حادثه چندین بار رخ داد و حتی در بنت واترز انگلستان نیز گزارش شد.


@wctruth
👍4
◀️«گآم ۷»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی


بعد از جنگ جهانی دوم فرماندهان نازی بر طبق اسناد کاملا طبقه بندی شده جهت در امان ماندن از دادگاهی شدن بدلیل جنایت علیه بشریت به پایگاههای پنهان و کاملا سری در جایی از کره ی زمین که در قطب جنوب با دمای منهای ۶۳ درجه سانتی گراد موسوم به آنتارکتیکا که سالها پیش از جنگ از سال ۱۹۳۸ به بعد با راهنمایی و مدیریت موجودات غیر زمینی شروع به ساختن کرده بودند پناه بردند و برنامه های دیگر مخفی خود را پیگیری میکردند. حیرت و شگفتی این ماجرا آنجایی آشکار میشود که در چنین دمایی بطور عادی هیچ انسانی نمیتواند زنده بماند!! اما آنها موفق شده بودند در این منطقه پایگاههای بزرگی بسازند که در گآمهای بعدی در مورد آنها با جزئیات بیشتری توضیحاتی داده خواهد شد.


بعدها هنگامیکه در سال ۱۹۵۵ دولت آیزنهاور شروع شد، بدلیل شرایط خاص دولتش وادار گشت که با عده ای از نازیها ی آلمانی قرارداد ببندد بدین معنی که در واقع تسلیم آنها شد! یکی از افراد شاهد این اتفاق ژنرال سرتیب لاوکینگ یکی از اعضای وفادار به آیزنهاور بود که اطلاع داشت دولت قدرت خود را به شرکتهای بزرگ واگذار کرده و در جای اشتباهی تمرکز یافته است!

پس از آنکه قرارداد امضا شد نلسون راکفلر تمام زیرساختهای عملیات ام جی ۱۲ مربوط به CIA را از نو طراحی نمود و از آن پس دولت رسمی آمریکا از هیچ نوع حرکت این سازمان اطلاعی نداشت!! او همچنین اعضای گروه ام جی ۱۲ را که قبلا توسط ترومن تعیین شده بودند بطور کامل تغییر داد، تا جائیکه آلن دالاس بعنوان جانشین ام جی ۱ رئیس کل گروه ام جی ۱۲ شد. این عنصر در نفوذ نازیها بر دولت نقش زیادی داشت. پس از این اتفاق تمام کارهای فنی مهندسی معکوس پایگاه هوایی پترسون در اوهایو به منطقه ۵۱ اس ۴ منتقل شد. هنگامی که آیزنهاور سعی کرد که آن را بررسی نماید به او اجازه ی دسترسی به آن منطقه را ندادند، همانجا بود که فهمید کنترل دولتش را از دست داده است. لذا این ژنرال پنج ستاره واقعا خشمگین شد و تهدید نمود که منطقه ی ۵۱ را با واحد ارتش کلورادو مورد حمله ی همه جانبه قرار خواهد داد. بنابراین آنها اجازه پیدا کردند دو نفر مامور دولت آنجا را بررسی کنند تا ببینند در آن منطقه چه میگذرد، آنچه دیدند بسیار شوک آور بود! آنها دیدند که چند سفینه با منشا غیر زمینیها ولی با همکاری نازیها با روش مهندسی معکوس در حال ساخته شدن بودند.


@wctruth
1
◀️«گآم ۸»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی



بر اساس گزارش موثق سازر یکی از مهمترین راههایی که نازیها قبل از جنگ جهانی دوم تکنولوژی پیشرفته ی خود را بدست میاوردند بکار گیری فردی به اسم ماریا اورسیک بود که از طریق ارتباط ثابت شده ی تله پاتی با نوع بسیار خاصی از غیر زمینی ها تماس های بیشماری داشته و پیامهای آنها را منتقل مینمود! بعنوان مثال پیشنهاد شماتیک ساختن سفینه های ضد جاذبه را به او میدادند و او نیز طی شرایط خاصی پیشنهاد را با جزئیات کامل و نحوه ی ساخت به نازیها منتقل میکرد. در اصل اورسیک این اطلاعات کاملا باورنکردنی، بی عیب، دست اول و بی مانند بر سیاره ی زمین را به یک گروه مخفی به نام «وریل» میداد. بعد از مدتی این گروه بعنوان انجمن سری آلمان از تمام اطلاعات بینظیر یاد شده برای ساخت سفینه های زیاد استفاده کردند! از آنجائیکه آنها تاکیدشان بر برتری کیفی بود تا کمیت بجای داشتن تانک و سرباز فراوان جهت داشتن تکنولوژی پیشرفته تلاش میکردند به همین دلیل در جنگهای زمینی اروپا شکست میخوردند! در همان حال با پیشرفت بیشتر در تکنولوژی به منظور حفظ بیشتر آن کار عجیبی که کردند این بود؛ تمام فن آوری شان را به قطب جنوب در همان منطقه ی آنتارکتیکا منتقل کردند! همانطور که در گآم ۷ تاکید گردید دمای سطحی هوا در آنجا منهای ۶۳ درجه سانتی گراد است و هیچ انسانی نمیتواند در آنجا زنده بماند! ممکن است بپرسید پس چطور اینها به آنجا رفته اند و نه تنها زنده مانده اند بلکه در چنین جایی ساکن شده و صاحب پایگاههای بسیار پیشرفته هم شده اند؟! در پاسخ به چنین سوالی با قاطعیت به شما میگویم که تنها یک دلیل دارد؛ نوعی از غیر زمینی ها با تکنولوژی غیر قابل تصور و افسانه ای خودشان به آنها کمک کردند تا پایگاههایی در عمق چند کیلومتری زمین در آنجا بسازند! حقیقت آن است که در اوایل دهه ۱۹۳۰ یعنی بیشتر از ۹۰ سال قبل نازیها یک گروه تحقیقاتی را با راهنمائی موجودات بسیار هوشمندتر از انسان که همان فرازمینی ها از نژاد مخصوص هستند! به قطب جنوب فرستاده بودند در نتیجه مسایل زیادی را کشف کردند!! آنها منطقه ای را در زیر یخها یافتند که بدلیل گرمای ناشی از آتشفشان زیرین آن بوجود آمده بود! وسعت این منطقه با یخهای آب شده حدود چهار و نیم کیلومتر و هزاران متر عمق یخ در آنجا بود بطوریکه مانند عایق حالت خانه های برفی اسکیموها را پیدا کرده و گنبد آن مرتب بدلیل گرما وسعتش بیشتر میشد و یخهای ذوب شده همراه با آب در داخل آن حرکت میکردند. اما در زیر این منطقه نواحی بسیار عالی برای ساختن پایگاههایی در عمق زمین وجود داشت و نازیها این کار را انجام دادند. لذا با کمک غیر زمینیها نه تنها این پایگاهها را ایجاد کردند بلکه با پیشرفتشان در تکنولوژی فضایی باز هم با کمک غیر زمینیها یک مرکز بسیار عظیم فضایی را در آنجا بوجود آوردند!! پس از تکمیل آن نازیها این مرکز را به آمریکاییها پس از توافقاتی یکطرفه که تماما به نفع نازیها بود واگذار کردند. طبیعتا آنها نیز با دریافت این موقعیت و مکان بینظیر شروع به ساختن مراکز تکمیلی و تحقیقاتی بیشتر در سردترین قسمت قطب جنوب نمودند!!

@wctruth
1
◀️«گآم ۹»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی


پس از تحویل پایگاه قطب جنوب به آمریکائیها در اواخر دهه ی ۱۹۵۰ با امضای قراردادی بین کشورهایی که از این موضوع مطلع شده بودند بنا شد که فقط جهت اهداف صلح آمیز از جمله تحقیقات علمی در آن مراکز مورد استفاده قرار بگیرد. پس از آن کاری که آمریکائی ها کردند این بود که حفاریهای بسیار بزرگی را در مناطق مختلف قطب جنوب در زیر یخها بوجود آوردند و در هرکدام مجتمع های غول آسایی ساختند دقیقا مثل آنچه در پروژه ی ایسلند که بعدا در دهه ی ۱۹۶۰ برای ساختن موشکهای قاره پیما در منطقه ی گرینلند با همان روش و برنامه زمانی توسط مهندسهای نظامی کاملا تعلیم دیده ی آمریکائی انجام دادند! این مراکز از نظر تکنولوژیک بسیار پیشرفته و شبیه آنچه بود که در قطب جنوب ساخته شده بود.

شرکتهایی که اجازه ی دسترسی به این مراکز تحقیقاتی را پیدا کردند شروع به آزمایش و بکارگیری برنامه ی ان بی سی که یک نوع برنامه ی هسته ای، زیستی و شیمیایی است نمودند که هدف پشت پرده و حقیقی از آن ایجاد کلون بود ! به عبارت ساده تر در واقع برنامه ای در مورد ساخت انسان نماها بود بدین صورت که با کار کردن بر روی ترکیبات شیمیایی مختلف در جهت سنجش تاثیرات آنان بر روی روان و طبیعت زیستی آدمها پیش میرفت! لذا دقیقا برخلاف پیمان امضا شده از همان زمان برنامه های بسیار ضد انسانی و تبهکارانه ای را در پوشش ظاهری تحقیقات علمی در قطب جنوب شروع نمودند که متاسفانه حتی تا به امروز ادامه دارد!!

نمونه های بسیاری از این اعمال کثیف را میتوان اشاره نمود. بعنوان مثال در یکی از برنامه هایشان موسوم به « برنامه ی شیمیایی آزمایشگاه من» ترکیبات شیمیائی خاص و‌ مختلفی را بر روی قربانیان انسانی خود آزمایش میکردند تا تغییرات روانی و رفتاری از جمله حس همدردی یا خلاف آن را ارزیابی کنند. این مواد شیمیائی معمولا این نوع توانائیها را در آنها افزایش میداد. در موارد دیگر ترکیباتی را بمنظور افزایش میزان چالاکی و قدرت آزمایش میکردند. بهمین ترتیب آزمایشات گوناگونی را بر جسم و روان قربانیان امتحان میکردند بدون آنکه بدانند نتیجه چه خواهد شد! برخی از آنها کاملا برده و مطیع دیپ استیت میشدند یا اینکه به برنامه های متعدد فضائی مخفی راه پیدا میکردند. ماکس اسپیرس از جمله کسانی بود که از همان دوران بچگی بدلیل داشتن ژنتیک خاص بدن تحت آزمایشهایی قرار گرفت بطوریکه او از سن ۶ سالگی تا ۲۵ سالگی بصورت اجباری مورد آزمایش و تعلیمات تغییر دهنده ی کاملا غیر معمول قرار گرفته بود!!

@wctruth
1
◀️«گآم ۱۰»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی


در گآم دهم لازم میدانم جهت آگاهی بیشتر عزیزان عضو توضیحات مختصری در  مورد موجودات فرا زمینی ارائه شود تا با آگاهی بیشتر و دیدگاه وسیعتری بتوانیم تمام مسائل و حوادث سطح و زیر این سیاره را به همدیگر مرتبط نمائیم:

آیا قانونی به اسم «قانون قطبیت» را جائی دیده یا شنیده اید؟! اگر در موردش ندیده یا نشنیده اید و یا آگاهی ندارید هیچ مشکلی نیست چون باید بدانید که در عمل بصورت روزمره و در تمام جنبه های هستی قطعا با آن برخورد داشته اید! به تعبیری دیگر در تمام کائنات برای هر له یک علیه، برای هر تز یک آنتی تز، برای هر زیبا یک زشت ، برای هر روشنائی یک تاریکی، برای هر صفت خوب یک صفت بد، و.... وجود دارد. این قانون را «قانون قطبیت» مینانیم. بنابراین اگر نگاهی به اطراف خود بیاندازید مثالهای بیشماری را خواهید دید و یا درک میکنید.

بر اساس همین قانون در کائنات و جهان هستی موجودات زمینی هم مثبت دارند و هم منفی. در خصوص غیر زمینی ها نیز دقیقا این قانون درست است! لذا فرا زمینیها به دو دسته ی کلی تقسیم میشوند؛ ۱)خوب و مثبت ۲) بد و منفی

نژادهای خوب و مثبت هدایتگر روشنائی و عاشق بی قید و شرط نژاد بشر هستند و دوست دارند که به آدمها کمک کنند!! در مقابل نژاد های بد و منفی هدایتگر تاریکی و تبهکاری و حریص و پلید و ضد عشقند و فقط بدنبال به بردگی کشیدن بشریت و زدودن انسانیت از سطح و عمق زمین هستند!!

حقیقت مکتوم در مورد سیاره ی زمین چیست؟! حقیقت آن است که متاسفانه سیاره ی زیبای ما انسانها از هزاران سده پیش  توسط نژادهای مختلفی از غیر زمینیها البته تقریبا از انواع منفی تسخیر شده است!!!!! پس بدون تردید بایستی شاخت بیشتری از آنها پیدا کنیم و به افشاگری وسیعی در این خصوص بپردازیم. به همین جهت توضیحات تکمیل کننده ی این مبحث کاملا محرمانه نگهداشته شده و بسیار مرموز را در گآم آتی تقدیم مشتاقان جستجوی حقیقت خواهم نمود که احتمالا برای بسیاری از خوانندگان گرامی در عین جذابیت فوق العاده فراتر از تصور خواهد بود!!

     @wctruth
◀️«گآم ۱۱»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی



یکی از نژادهای فرازمینی دراکورپتلیان ها هستند. اینها موجوداتی بسیار هوشمند اند که توانایی تغییر شکل را هم بطور کامل دارند و حتی میتوانند بشکل ظاهری یک آدم در آیند!!! در واقع دلیل آن داشتن تکنولوژیهای آنچنان پیچیده و پیشرفته است که برای ما آدمها حتی میتوان گفت دست نیافتنی است!!! آنها پس از تسخیر زمین از هزاران سال قبل بر زمین تسلط کامل یافتند و سپس شروع به دستکاری تمام اطلاعات موجود در آنزمان کردند که با نهایت تاسف تا به امروز ادامه داشته است. به همین دلیل به جرأت به شما میگویم که تمام آنچه را می بینیم و میدانیم بدون شک از فیلتر آنها عبور و تغییر داده شده است!!! لذا میتوان گفت همه چیز را باید با دیده ی تردید نگریست!!!

در خصوص قطب جنوب که اکنون فقط یکی از هزاران پایگاههای زیر زمینی است در قسمت شرقی و عمیق آن غارهای بسیار عظیم و متعدد در زیر یخها وجود دارند که بدلیل داشتن حرارت بالا ناشی از وجود کانونهای آتشفشانی بر خلاف تصور ما برای آدمیان اصلا قابل تحمل نیست!!! اما این جاها برای دارکو رپتلیان ها عالی ترین مکان است و در واقع شهر های وسیع  و متعددی هستند که میلیونها از آنها را در خود جای داده و برای آنها بهترین جا محسوب میشود!!!

پس از  جنگ جهانی دوم آنها بصورت عمده در پایگاههای زیرزمینی که در تمام دنیا گسترش یافته است سکونت پیدا کردند!! همینجا اگر اشاره ی کوتاهی به اطلاعات پنهان مانده در مورد این پایگاهها بنمایم خالی از لطف نیست:

در همین لحظه که این نوشتار را مطالعه میفرمائید بیش از ۳۵۰۰ ( سه هزار و پانصد ) پایگاه در زیر زمین با عمق های متفاوت از ۳/۵ کیلومتر گرفته تا ۱۰ کیلومتر در سراسر کره ی زمین با تونل هایی بطول بیش از ۱۶ هزار و ۵۰۰ کیلومتر به همدیگر متصل میباشند!!!!! بعدا در اولین فرصت روشنگریهای بیشتری را در رابطه با این پایگاهها و راههای ارتباطی تقدیم شما خواهم نمود.

دلیل اصلی بیان حقایق و افشاگریهای فوق چیست؟ پاسخ بسیار ساده است! یکی از بزرگترین رازهایی که کابال نمیخواسته است که ما از آن آگاه شویم اطلاع یافتن میلیاردها نفر در جهان از وجود چنین پایگاههای به ظاهر تحقیقاتی است که در آنها جنایتهای بی شماری بر علیه بشریت بشکل مداوم انجام می شده است!!!!!

انواع مختلفی از فرازمینیهای دراکورپتلیان وجود دارند که کلا جزو دسته ی دوم یعنی منفی و بد هستند. اینها شامل خاکستری های بلند، خاکستریهای کوتاه که به نوعی خدمتکار خاکستریهای بلندند،  آرکانها، اوریانها، اجداد اولیه ای هم موسوم به آنکی ها دارند. آنها بشکل بسیار مرموز و عجیبی از انرژی آزاد شده در اثر ترس و وحشت ایجاد شده بدلیل آسیبهای روانی و شکنجه های فیزیکی و روحی تغذیه و استفاده میکنند!!!!!

حقیقت باورنکردنی مذکور نگارنده را به این نتیجه ی دهشتناک میرساند که هر نوع شکنجه و ترسی که توسط بردگان این موجودات هدایتگر تاریکی بر بشریت تحمیل میگردد مستقیما خدمت بزرگی به اربابان نامرئی حاکم بر آنهاست که از هزاران سال قبل بر نژاد بشر تسلط یافته اند!!!!!  

یک نتیجه ی بسیار تلخ دیگر که از حقایق فوق میتوان گرفت این است؛ تمام حکومتها و به ظاهر رهبران آن بردگانی بیش نیستند که قدرت را به نفع اربابان اصلی مورد سو استفاده قرار میدهند! و #ما_مردم بر روی این سیاره نیز از ابتدای ورودمان به زمین تاکنون بردههای ریز همان بردگان درشت بوده ایم!!!
 
در برنامه های محرمانه ی فضائی در ارتش ایالات متحده افراد معدودی را پس از طی مراحل و آزمایشهای سخت و پیشرفت های قابل ملاحظه از نظر شهودی و روحی آماده میکردند تا با این موجودات روبرو شوند!!!!!
یکی از این افراد کوری گود است که از ۱۶ سالگی وارد این برنامه شد و با امضای اسنادی محرمانه زندگی خود را به آنها سپرد! او را آنگونه که خودش اذعان میدارد برای رو برو شدن با فرا زمینیها به پایگاهی در ماه بردند. این پایگاه توسط نازیها با کمک همان فرازمینیها در اواخر دهه ی ۱۹۳۰ بر روی ماه ایجاد شده بود!! 


@Wctruth
◀️«گآم ۱۲»

✍️تدوین ونگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی

بازگوئی خاطرات  کوری گود آنچنان تکان دهنده است که شاید نتوان آن را به آسانی اثبات نمود! او در یک دوره ی ۲۰ ساله ی همکاری با برنامه ی سر‌ّی فضائی با مواردی برخورد کرده بود که تقریبا هیچ کسی از آن خبر نداشت. بعنوان مثال اولین کشف او در رابطه با  وجود یک تجارت باور نکردنی به اسم «تجارت کهکشانی بردگان» بود. بدین صورت که برای مدتهای طولانی اعضای جنایتکار کابال افرادی را از جاهای مختلف دنیا جمع آوری میکردند و در ازای تحویل گرفتن تکنولوژی های پیشرفته و نمونه های بیولوژیک خاص از سوی دراکورپتلیانها بصورت دسته جمعی آن افراد را بعنوان برده تحویلشان میدادند!!!

برنامه ی فضائی سر‌ّی آنقدر وسیع بود که نه تنها شامل منظومه شمسی و کهکشان میشد بلکه شامل تمام برنامه های مخفی در زیر زمین نیز میشد! به همین جهت هزینه های زیادی برایش صرف میشد. فقط در فاصله ی ۱۴ سال از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۵  بیش از شش و نیم تریلیون دلار از بودجه ای که به پنتاگون داده شده بود گم شد!! که بعدها مشخص شد برای پیشبرد این برنامه ها مصرف شده بود. اما بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ به یک باره ورق برگشت و تصمیم او برای تأسیس نیروی چهارم نظامی ایالات متحده به نام «نیروی فضا» زمانبندیهای کابال را در جهت مخفی نگهداشتن برنامه هایشان به هم ریخت!

یکی از بزرگترین شاهدان زنده ی حوداث بسیار شگفت انگیزی که در گآم های قبلی تا حدودی مطرح و توضیح داده شد ویلیام تامپکینز است. ویلکاک در مورد تامپکینز میگوید داستان این مرد مرموز ۹۳ ساله واقعا جالب است. او دقیقا پس از شروع کارش در نیروی دریائی ارتش آمریکا برای مشارکت در یک برنامه ی طبقه بندی شده ی کاملا پنهانی و سری برای دولت ایالات متحده در بالاترین سطح برگزیده شد. او شخصا بعنوان مسئول گرفتن اطلاعات از ۲۳ جاسوس مختلف آمریکائی که در برنامه ی فضائی آلمان نازی وارد شده بودند تعیین گردید که ظاهرا شامل همان پایگاههایی میشد که نازیها در قطب جنوب ساخته بودند.


@Wctruth
👍2
◀️«گآم ۱۳»

✍️تدوین ونگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی


اکنون با قسمتهایی از آنچه تامپکینز فاش میکند آشنا خواهید شد که بدون شک موجبات بازنگری در تفکرات و دیدگاهتان به این جهان و مسائل پیرامونش را فراهم میسازد!

بر اساس مطالبی که تامپکینز بیان داشته بطور خلاصه یکی از جاسوسان نیروی دریایی آمریکا در سال ۱۹۳۹ وارد آلمان شد. او با مسائل باور نکردنی روبرو شد چون در آنجا سازمانهای بسیار عجیب و گروههای تحقیقاتی مختلفی نه تنها در تمام آلمان بلکه در کشورهای اشغال شده توسط نازیها وجود داشتند. شگفت انگیز تر از همه این بود که نازیها در حال ساختن فضا پیماهای حیرت انگیزی بودند که نه بال داشتند نه دُم!!!اما وسایلی برای فرود آمدن داشتند. شاید اوج حیرت شما هنگامی است که اگر دقت نمائید این تکنولوژی باورنکردنی از ۸۲ سال قبل بدور از چشم و گوش جهانیان در حال اجرا بوده!!! انواعی از آنها مثلثی، انواعی دیگر مستطیلی و برخی دیگر نیز دایره ای بودند که همانند بشقاب پرنده به نظر میرسیدند. او در داخل آلمان متوجه تمام این موارد فوق العاده شگفت انگیز شد بود. نکته ی جالب اینجاست که او به محض برگشتن به آمریکا به جای گزارش دادن به رئیس خودش مستقیما پیش فرمانده کل نیروی دریائی بنام ژنرال فارستال رفت. پس از آن از مقامهای بالاتر به فارستال گفته شد که از افسرهای تحصیلکرده ی نیروی دریائی برای رهبری این جاسوسی ها استفاده نکند. چرا؟ پاسخ را در ادامه خواهید خواند. به او گفته شد فردی را انتخاب نماید که هرگز قدم در آکادمی نیروی دریائی موسوم به آناپولیس نگذاشته باشد! این در حالی است که تقریبا همه ی افسران نیروی دریائی چه تک ستاره چه پنج ستاره برای کار در این نیرو به آناپولیس رفته و آموزش داده میشوند.

اکنون پاسخ چرا؟ حدس میزنم این جواب میتواند یک زلزله ی فکری مهیبی در ذهن هریک از شما دوستان گرامی ایجاد نماید!!! به ژنرال فارستال گفته شد که تمام کتابهای موجود در کتابخانه ها، کالج ها، دانشگاهها و در عمل هر کتابی که بر روی زمین است دروغی بیش نیستند بعبارت دیگر همه ی اطلاعات داخل آنها غلط هستند!!!


@Wctruth
◀️«گآم ۱۴»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی


بر اساس توضیحاتی که در گآم ۱۱ و گآم ۱۳ مطالعه شد فهمیدیم با نهایت شگفتی و تاسف تقریبا تمام اطلاعات نوشته شده ی موجود بر روی کره ی زمین اشتباهند!! زیرا آن اطلاعات توسط جمعیت نامعلومی از غیرزمینیهای منفی که عمدتا دراکو رپتلیان ها هستند از حدود ۷ هزار سال قبل دستکاری و به بشریت تحمیل شده اند و تا بحال هم ادامه داشته است!!!

در همین رابطه سازر با تاکید بر صحت این حقیقت تلخ تصریح مینماید که ما هر چیزی را در سیستم های آموزشی حکومتها یاد گرفته ایم و میگیریم بطور کاملا اختصاصی برای برنامه نویسی بر روی مغز ما جهت دور شدن از حقیقت است تا بدین ترتیب افکار ما کنترل گردند!!!!! اطلاعات فیزیک دروغ است!! اطلاعات پزشکی دروغ است!! اطلاعات تاریخ دروغ است!! هر آنچه در درون کتابهای بزرگ درسی به ما گفته شده اکثرا دروغند!! تمام اینها بصورت هدفمند و عمدی انجام شده تا ندانیم چگونه پیش برویم، چگونه از تغذیه ی درست استفاده کنیم، تا ندانیم حقیقت در بطن تاریخ چیست یعنی در گذشته حقیقتا چه اتفاقاتی افتاده، تا ندانیم تکنولوژی در واقع چه کارهایی از آن بر میاید! تمام این قضایا اگر بطور حقیقی آموزش داده شوند میتوانند ما را بسیار پرقدرت بسازند. اضافه بر آن ما را یاری خواهند داد که فهم دقیق و درستی از آنچه در دنیای واقعی میگذرد پیدا نمائیم!!

تامپکینز مرد مرموزی که در گآم قبل اشاره شد جعبه ی سیاه اسرار نیروهای سر‌ّی آمریکا است. وی در قسمت دیگری از  خاطراتش چنین مینویسد:
« فرمانده نیروی دریائی ارتش در نهایت ریکو بارا را که غیر آمریکائی است انتخاب میکند. او بهمراه خانواده اش به آمریکا آمده بود و به مدرسه رفته و تا سال دوم متوسطه ادامه داده بود. سپس مدرسه را ترک و با درجه سوم کلاس C1 وارد نیروی دریایی شده و درجات خود را طی کرده بود تا به مقام فرماندهی رسیده بود. اکنون او توسط فرمانده نیروی دریایی یعنی ژنرال فارستال انتخاب شد تا تمام جاسوسها را رهبری و هدایت کند که مجددا به آلمان برگردند و سر در بیاورند که آنجا چه خبر است. دلیل این انتخاب آن بود که او هرگز اطلاعات اشتباهی را در خصوص رشته های فنی موجود در دنیا دریافت نکرده بود!

معنی اصلی این سخن را چنین باید عنوان کرد که او هرگز به کالج یا دانشگاه نرفته بود که با اطلاعات دروغ ذهنش پر شود! ایشان در ادامه چنین تشریح مینماید؛ وقتی به ساندیاگو میروید و به سمت ایلند شمالی بنگرید ساختمان بلندی را میبینید. در بالاترین قسمت آن یک اتاق کار کوچکی وجود دارد که در آنزمان دفتر کار فرمانده  ی جاسوسها بود که مکانی برای حضور آنها و ارائه ی گزارش بود. معاون او پیش من در محل خدمتم آمد و با زدن بر شانه ام فقط گفت او اینجاست. در نهایت ما با هم وارد آن اتاق کار شدیم، ریکو بارا در یک سمت نشسته بود. در طرف دیگر من و سه مافوق دیگرم که همه کاپیتان بودند، برای من تعجب آور بود چون ریکو بارا به تازگی از  موسسه اسکریپس-لاکهید که یک شرکت هواپیمائی است برگشته و اکنون دو ستاره شده بود. جاسوسها هم در آنطرف میز نشسته بودند. سپس او شروع به حرف زدن درباره ی کارهای بسیار شگفت انگیز آلمانی ها نمود که در واقع برای ما کاملا بی مفهوم بود!

در این گروه ۸ نفر خانم و ۳ نفر با تحصیلات بالا (پی اچ دی) حضور داشتند. ما تمام گزارشهای ارائه شده ی جاسوسان را بصورت جداگانه دسته بندی میکردیم عده ای از آنها عکسهای گرفته شده بودند و گاهی تعدادی بصورت دستخط نوشته شده بودند و تعدادی هم بصورت دستورالعمل بودند. تعدادی از یادداشتها یا دست نوشته ها اصلا به زبان انگلیسی یا آلمانی یا هر زبان رایج دیگری نبودند!! آنها به شکل زبان خاصی بودند که اصطلاحا هیروگلیف گفته میشد یعنی زبان مخصوص غیرزمینیها که غالبا به روش تصویری است!! ما همه ی اینها را با چشم خودمان می دیدیم و می شنیدم و می فهمیدیم که آلمانی ها چه چیزهایی دارند از غیرزمینیها دریافت میکنند!! آنها نه تنها اسناد و مدارکی را از غیرزمینیها در آلمان گرفته بودند بلکه سفینه های فضایی کاملا جدید و دست نخورده را نیز با خود آورده بودند!! بطوریکه چندین سفینه را جهت آموزش دادن افرادشان برای نحوه ی هدایت آنها کنار هم قرار داده بودند.

مدتی پس از آن آنها مرا به درون یک آزمایشگاه مخفی بردند که در آن مشغول طراحی و ساخت نوع خاصی از فضا پیما بودند که قسمتی از آن شبیه جت و قسمتی شبیه سفینه فضایی بدون بال و دُم بود! اولین سری سفینه های ما زیردریایی از نوع تهاجمی نیروی دریائی ایالات متحده بودند!! ما برنامه هایی را جمع آوری کرده بودیم که میتوانستیم نه تنها به فضا برویم بلکه به عمق کهکشانها هم نفوذ کنیم!! »


@WCTRUTH
◀️«گآم ۱۵»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی



قبلا در رابطه با مجموعه ی نظامی-صنعتی آمریکا در گآم پنجم توضیحاتی را از طریق سخنان بسیار معنا دار آیزنهاور داده بودیم. این سیستم کارهای مخفی و پنهانی را همچنان ادامه میداد تا اینکه با تکنولوژیهای پیشرفته ای که بعد از جنگ جهانی دوم از نازیها و فرا زمینیها دریافت کرده بود پس از چندین آزمایش متوالی برای اولین بار یک نوع زیردریایی بسیار پیشرفته ساخت که با استفاده از آن توانست براحتی از زیر آبهای اقیانوسی خارج و وارد فضا در خارج از جو زمین شود!!!!!

ممکن است از خود سوال کنید چگونه چنین چیزی ممکن است؟!چرا از زیردریائی استفاده کردند؟! جواب به این سوالها نیز ساده است، چون خدمه ی آن معمولا تمام تمهیدات لازم برای ماندن در داخل یک محفظه و فضای محدود را تا حداقل ۶ ماه با خود دارند و آمادگی جسمی و روحی چنین سفر طولانی را نیز دارند بنابراین به خارج از زمین رفتن نیز مشکلی برای آنها ایجاد نمیکرد.

پس از عملی شدن اولین سفر هیجان انگیز و باور نکردنی در خارج از جو زمین آنهم با یک زیر دریائی امکانات مالی و فنی فراوانی برای ساختن تعداد بیشتری از آنها فراهم گشت و سفینه های متعدد سیگاری شکل که گاها طول آنها تا ۱۰۰۰ متر هم میرسید با کیفیت بهتر توسط همین تکنولوژی دریافت شده از فرازمینیان و نازیها ساخته شدند!

بعدها آنقدر پیشرفت کردند که میتوانستند قسمتهایی را به بدنه ی سفینه اضافه و دوباره کم کنند تا بمنظورهای مختلف از جمله اهداف تحقیقاتی، اکتشافی و نظامی و غیره از آنها استفاده کنند. در اوایل از انرژی هسته ای برای نیروی برق آن استفاده میکردند سپس آن را به نیروی خاصی موسوم به نیروی توریوم تغییر دادند و در انتها به سمت تولید برق از راه نقطه ی صفر متمایل شدند و تا زمان نگارش این گآم(گنیجینه آگاهی مکتوم) هم از همین سیستم بهره میگیرند.

تامپکینز همان مرد مزموز مورد بحث ما در ادامه ی خاطراتش آشکار میسازد که این اتفاقات که در سال ۱۹۴۲ غیرزمینیها از نوع دراکورپتلیانها که از مدتها قبل از یک جای نامعلوم این کهکشان بزرگ وارد زمین شده بودند کشور آلمان را بر روی زمین انتخاب کردند تا بشریت را بیشتر از قبل مسحور نمایند! این اصلا باور کردنی نیست، اما حقیقت است!! آنها در این انتخاب دو هدف را دنبال میکردند: ۱) اول اینکه هر آدمی را که هیتلر هم در آلمان و هم در تمام سیاره ی زمین نمیخواست بتوانند از بین ببرند. ۲) دوم اینکه تمام مردان و زنان و کودکان باقیمانده را مجبور کنند که برده ی آنها شوند. به عبارت دیگر هدف این بود که مردان و زنان و کودکان را به کارخانه های مخصوص بردگان برای ساختن انواع سفینه های فضایی جنگی دراکو  رپتلیانها ببرند!! این اهداف دیوانه کننده بود ولی اتفاق افتاد!!

جهت یادآوری شما مخاطبان گرامی این کانال در جنگ ویرانگر هیتلری معروف به جنگ جهانی دوم که بیش از ۶ سال یعنی از اول سپتامبر ۱۹۳۹ تا دوم سپتامبر ۱۹۴۵ ادامه یافت، دهها میلیون نفر کشته شدند و بهمان میزان آواره و به بردگی گرفته شدند!! 

@WCTRUTH
◀️«گآم ۱۶»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی

از آنجائیکه تامپکینز بصورت مداوم با جاسوسهای مختلف در ارتباط بود و براحتی به اسناد و اطلاعات آنها دسترسی کامل داشت، از تمام اطلاعات مخفی که از طریق آنها بدست آمده بود متوجه حقیقت وحشتناکی شد و آن عبارت بود از اینکه در نهایت  شگفتی نازیها با بدترین و منفی ترین نوع از نژاد کلی رپتلیانها یعنی همان دراکورپتلیانها یا سوریانها قراردادی امضا کرده بودند که بر طبق آن تکنولوژی بسیار پیشرفته ای که بتواند با سیستم های معمولی آنزمان مطابقت داشته باشد را دریافت کنند که به نوعی از توربینهای تولید انرژی با جیوه مخصوصی به نام جیوه قرمز  کمک میگرفت.

در اوایل سال ۱۹۳۹ قبل از آغاز جنگ که جرقه ی اصلی آن با حمله به لهستان در اواخر تابستان همان سال شروع شد، نازیها با بهره گیری از قرارداد کاملا محرمانه ی فوق توانستند بصورت مخفیانه به فضا بروند و با کمک دراکورپتلیانها پایگاههای نظامی خاصی را قبل و حتی در حین جنگ دوم در خود ماه و سیاره ی مریخ تاسیس کردند!!!!!

معنی ساده تر جملات فوق آن است که از حدود ۸۲ سال قبل نازیها در ماه و مریخ موفق به تاسیس پایگاههای نظامی پیشرفته شده بودند!!!!! حدس نزدیک به یقین اینجانب آن است که آلمانیها یکی از مهمترین دلایلشان برای خود برتر بینی مطلق و معرفی خود بعنوان نژاد برتر جهان یا ژن کاملا متمایز نسبت به سایر ساکنان زمین در حقیقت رسیدنشان به چنین جایگاه تکنولوژیک و استراتژیک فضائی افسانه ای در دهه ی ۱۹۳۰ بود!! جهت آگاهی شما حتی در هم اکنون نیز گروههایی از نازیهای آلمان به روشی بسیار نژادپرستانه به شدت روی برتری ژنی و نژادیشان تاکید میکنند و بدنبال تحمیل ایدئولوژی فاشیستی خود بر جهان هستند، اینها را اصطلاحا "نئونازی" مینامند.
 
جالب اینجاست که بسیاری از مردم در آنزمان تامپیکنز را خیالاتی و بی عقل و حتی دیوانه میپنداشتند!! دقیقا مانند زمان حال که علیرغم این همه پیشرفت در ارتباطات مردم بر روی این سیاره میلیاردها نفر وجود موجودات غیر زمینی را محال و خیالات میدانند! چه برسد به توانائیهای تکنولوژیک آنها که قاعدتا از نظرشان توهم است!!

بهرحال در آن زمان جاسوسهای آمریکائی هنگامی که در آلمان بودند با چشمان خویش موجودات عجیب و بزرگی را دیده بودند که ظاهری کاملا مخوف داشتند و قد آنها از ۲/۵ تا ۴ متر متغییر بود و غالبا بد بو هم بودند!! اینها همان دراکورپتلیانها بودند که جدا از کمک به ساخت پایگاه در مریخ و ماه به نازیها نحوه ی ساخت و تجهیز پایگاههایی در جاهای مختلف از جمله در قطب جنوب را در حین جنگ آموزش میدادند!!

با مراجعه به گآم پیشین (گآم ۱۵) اگر دقت بفرمائید مطالب و توضیحاتی در خصوص اهداف غیرزمینیهای منفی قبل و بعد از جنگ تقدیم شما عزیزان شد. لذا بسیار بجاست که در گآم امروز تا حدودی آن را بسط و  به همدیگر ربط دهیم.


با کمی تأمل متوجه این ارتباط میشویم. در اصل آنها قصد داشتند که پس از پایان جنگ درصدی از کسانی را که به بردگی گرفته اند برای ساختن سفینه ها و سایر محصولات تکنولوژیک به درون آن پایگاههای مختلف آماده شده ببرند و تا زمانی که زنده میماندند باید به بردگی میزیستند و بمحض از دست دادن جانشان نیز بعنوان غذا تحویل دراکو رپتلیانها میشدند!!!!!

حال برگردیم به واکنش ارتش آمریکا به اعمال نازیها در حین و بعد از جنگ تا بیشتر بتوانیم لابلای خطوط را بخوانیم و بدانیم که هرگز به اخبار جعلی رسانه های کنترل شده نباید اطمینان نمود!

در سال ۱۹۴۷ یعنی دو سال پس از پایان جنگ دوم عملیاتی سر‌‌ّی توسط نیروی دریائی آمریکا به فرماندهی ریچارد برند انجام شد موسوم به پرش بلند که در ظاهر برای مردم تحقیقات علمی اعلام شد ولی پشت پرده و در حقیقت برای بکارگیری ۳۳ کشتی، ۱۳ هواپیما با استفاده از پنج هزار نیروی انسانی بود که قبل از جنگ جهانی دوم شروع و هنگام جنگ نیز ادامه یافته بود. هدف از این عملیات رفتن به قطب جنوب و نابود کردن پایگاههای نازیها در آنجا بود! اما با توجه به برنامه ی نفوذ بسیار موذیانه و مرموز نازیها در ساختار قدرت آمریکا این عملیات ناکام ماند و همانطور که در گآم ۷ اشاره شد بعدن منجر به تسلیم آیزنهاور و قراردادی که تماما به نفع نازیها میشد گردید.


@WCTRUTH
◀️«گآم ۱۷»


✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی

چگونگی نفوذ نازیهای نژادپرست و سلطه طلب به درون قاره ی آمریکا و مهمترین بخش آن یعنی آمریکای مرکزی بسیار عجیب و جالب است. یکی از راههای نفوذ تاریخی آنها را در ادامه میخوانید.

در جولای ۱۹۵۲ اشیای پرنده ی نورانی ناشناخته ای بر فراز شهر واشنگتن دی سی ظاهر شدند، در حالیکه بسیاری از مردم ساکن آنجا فکر میکردند اینها مربوط به فرازمینیها هستند اما در واقع آنها بشقاب پرنده هایی بودند که توسط همان بردگان بیچاره ای که در گآم ۱۶ توصیف شدند با مدیریت غیر زمینیها و دیکتاتوری کثیف نازیها در قطب جنوب و ماه و مریخ ساخته شده بودند که در آن موقعیت خاص مکانی و زمانی بر فراز کاخ سفید پرواز میکردند!!

هدف از فرستادن یکی از مهمترین محصولات تکنولوژیک شان به پایتخت شرکت ایالات متحده ی آمریکا چه بود؟! (دوستانی که از قبل مطالب این کانال را دنبال مینمایند بخوبی میدانند چرا در اینجا باید از کلمه ی “شرکت “ استفاده کرد. ) هدف آنها این بود که با نشان دادن برتری مطلق شان دانشمندان مورد اطمینان آلمان نازی را به درون ترکیب اصلی قدرت در آمریکا وارد کرده و به آن تحمیل کنند! نتیجه ی این کار کاملا مشخص بود و همینطور هم شد یعنی آنها دقیقا به هدف مد نظر شان رسیدند. چنان سیل بزرگی از مهندسین تا پزشکان و خبرنگاران و سیاستمداران و غیره از حلقه به گوشهای نازیها در بنیادهای حکومت آمریکا نفوذ کردند که میتوان گفت تاریخ آمریکا را بکلی دگرگون ساخت!

از طرف دیگر پس از پایان جنگ دوم ژنرال جیمز فارستال که همراه جان اف کندی بود برای دیدن مراکز تحقیقاتی آلمان به اروپا رفته بود. در این سفر تاریخی اهداف زیادی نهفته بود که از دید نازیها مخفی نماند به همین علت در پایان منجر به مرگ از قبل برنامه ریزی شده ی ژنرال نامدار آمریکائی گردید.

پس از اتمام جنگ نازیها تلاشهای کم نظیری را برای نفوذ بر شرکت ایالات متحده عملی نموده بودند. برخی بر این باورند که ژنرال فارستال جان اف کندی را از وجود برنامه های فوق محرمانه و مخفی نازیها و اشیای پرنده آگاه نموده بود. ژنرال فارستال تا قبل از مرگش مسایل نظامی و سیاسی زیادی را با کندی مطرح مینمود که در نهایت ظاهرا با یک سناریوی خودکشی از یک بیمارستان چند طبقه سقوط و جانش را از دست داد. بسیاری از صاحب نظران گفته اند که جهت جلوگیری از افشای پروژهای مخفی نازیها و بشقاب پرنده ها از طریق جان اف کندی او را با نقشه ی قبلی از آن ساختمان پرت و به قتل رسانده بودند!


@wctruth
◀️« گآم ۱۸ »


✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی


اگر به یاد داشته باشید در گآم ۵ بوضوح بیان شد که آیزنهاور در سخنرانی معروفش با هشدار در مورد توانایهایی که بصورت اشتباه در دست مافیای قدرت قرار گرفته صریحا اشاره کرده بود که فقط یه ملت آگاه میتواند محافظت از آزادیهایمان را تضمین نماید.

بعدها که جان اف کندی رئیس شرکت ایالات متحده شد با توجه به اینکه از تمام عملیات نظامی  که از ۱۹۴۲ به بعد اجرا شده بود خبر داشت و در باره ی مسائل نیروی دریائی نیز اطلاعات زیادی‌ داشت در جهت مبارزه با قدرت لجام گسیخته مجموعه ی نظامی-صنعتی عزمش را جزم کرده بود.

یکی از مهمترین و خطرناکترین کارهایش که با شجاعت پیش برد برکناری رئیس فاسد CIA آلن دالس و برگزیدن جان مککنون به جای او بود. هدف کندی یافتن اطلاعات مخفی بود اما از همان عنصر فاسدی که برکنار شد غافل گردید چون به سرعت نقشه ی قتل او را به اسم یادداشت سوخته طراحی و در فرصت پیش آمده اجرا کرد! او در این یادداشت با اشاره به لانسر که منظورش همان کندی بود نوشته بود که او قصد دارد تا از تمام فعالیتهای ما سر در بیاورد ولی ما نباید بگذاریم چنین اتفاقی بیوفتد! در آنزمان CIA با گروه پیمان ۱۹۵۵ همکاری نزدیک داشت. لذا وقتی کندی همراه با رئیس جدیدی که خودش تعیین کرده بود سعی داشت با بررسی سند عملیات بسیار محرمانه ی ام جی ۱۲ مربوط به فرا زمینیها آنرا افشا کند دقیقا ۱۰ روز بعد از شروع بررسی این سند ترور شد!

پس از کندی فقید رئیس کمسیون وارن که بظاهر مسئول تحقیق درباره ی قتل کندی بود در یک اظهار نظر بسیار مضحک گفت این ترور فیزیکی به تنهائی توسط یک فرد انجام شده است تا سریعا پرونده را سرپوش نهاده و حقیقت مثل همیشه مکتوم بماند!! اگر به اعضای این کمسیون دقت کنیم متوجه میشویم که ترکیب آن همگی جزو فراماسونهای رتبه ۳۳ بودند!!

لازم به یادآوریست این قبیل کمسیونها و گروههای زیر مجموعه ی مافیای اهریمنی جهان در مقابل هرکسی که بدنبال یافتن حقیقت بود عبارت بسیار مسخره و بی مفهوم «تئوری توطئه» را مطرح مینمودند تا علاوه بر اغفال کامل افکار عمومی دنیا اعتبار سوال کننده را نیز از بین ببرند ، کما اینکه با نهایت تاسف تا به امروز هم به همین روش پیش رفته اند!

از نظر اینجانب شخصیت جان اف کندی آنقدر دارای جاذبه و ابهت میباشد که صرفه نظر از جوانب سیاسی میتواند الگوی حقیقی یک انسان درست اندیش با اهداف والا قرار گیرد چون پس از ایشان جهان پوست اندازی عجیبی نمود!

نکته ی بسیار قابل تامل در این میان آن است که تا قبل از ترور فیزیکی ایشان مافیای مخوف قدرت پنهان جهان یعنی کابال کاملا بصورت مخفی جهان را تحت کنترل خود داشت و تقریبا هیچ کسی بجز عده ی محدودی از وجود آنها خبر نداشت اما با حذف فیزیکی ایشان در تاریخ ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ در برابر چشمان تمام جهانیان، هیولای هزار سر اجبارا از لاک خویش برای کنترل مخفیانه ی جهان خارج و آشکارا وجودش را بعنوان کنترل کننده ی تمام قدرت های جهان حتی با اثبات توانائی نابودی حکومت آمریکا اعلام نمود!

کندی در یکی از بخشهای سخنرانی تاریخی اش در ۲۷ آوریل ۱۹۶۱ دقیقا به «مافیای دولت پنهان» با عبارت «انجمنهای مخفی» اشاره مینماید و میگوید: «پنهانکاری در یک جامعه ی آزاد و باز مفهومی کاملا تنفرانگیز  و ضد آزادیست. ما بعنوان مردم هم از لحاظ ذاتی و هم از لحاظ تاریخی در مقابل انجمن های مخفی، پیمانهای مخفی و جریانات مخفی میایستیم. ما از خیلی وقت پیش به این نتیجه رسیده ایم که خطرات بالقوه ی پنهانکاری حقایقی هستند که نسبت به دلایل متعدد بیان شده برای توجیه آن بسیار بیشتر هستند. حتی امروزه نیز ارزش چندانی در مقابله با پنهانکاریهای انجمنهای مخفی از طریق کپی کردن کورکورانه از محدودیتهای خاص حاضر در جوامع واقعا وجود ندارد! اینکه بخاطر مصادره ی مفهوم «امنیت در جامعه» تمام تلاشها برای بسط افراط گونه ی سانسور و پنهانکاری توسط انجمنهای مخفی صورت بگیرد خطر بسیار بزرگی وجود خواهد داشت. چنان روندی را تا جایی که قدرت در اختیار من است اجازه نمیدهم اتفاق بیوفتد.»

@WCTRUTH
◀️«گآم ۱۹»

✍️تدوین و نگارش و ویرایش:
دکتر کرماشانی

در مقایسه با کندی وقتی به اعمال و سخنان عروسکهایی مانند جورج بوش پدر و پسر مینگریم تفاوت زمین تا آسمان را با ایشان بسیار بهتر درک خواهیم نمود. تنها بعنوان یک مثال کوچک وقتی از بوش در مصاحبه ای میپرسند توضیحش در مورد انجمن مخفی با علامت «جمجمه و دو استخوان و عدد ۳۲۲» چیست؟ در پاسخ میگوید: «این انجمن آنقدر مخفی است که اصلا نمیتوانم در این مورد توضیحی بدهم!!» بله دوستان، یاد یک ضرب المثل معروف افتادم که احتمالا شنیده اید: «هر گردی گردو نیست!»

بهر حال هدف اینجانب از مطرح نمودن بحث فوق آن است که بدانید برنامه ی کندی بسیار جدی و قدرتمند پیش میرفت بطوریکه قصد داشت با شروع سال ۱۹۶۳ با افشاگریهایش جهان را متحول نماید، بدین معنی که اگر حذف نمیشد با افشاگریهایش طلسم حیات بشر بر روی این سیاره را به یکباره می شکست!! و همان زمان زمینیان را آگاه میساخت بدین صورت که میلیاردها نفر را از تنها نبودنشان در این جهان هستی آگاه میساخت و تمام تکنولوژیهای آن روز  و حتی امروز را نیز یک اسباب بازی بی ارزش معرفی مینمود!!! میدانید چرا؟! چون تکنولوژیهایی که موجودات غیرزمینی داشته و دارند به جرات میتوان گفت صدها و هزاران سال از تکنولوژی فعلی ما آدمها پیشرفته ترند!!!

دوستان گرامی، در حقیقت تا بحال ما توسط یک شبکه ی تاریک و کثیفی از فرازمینیان و بظاهر آدم نمایان بد و منفی در اسارت مطلق بوده ایم بطوریکه بدون ذره ای اجبار با خواست آنها هزاران میلیون انسان و حتی برخی دیگر از فرازمینیان ضعیفتر را برده ی بی چون و چرای خویش نموده اند و تمام ابزارها و تکنولوژیهای افسانه ای را برای همین منظور (بردگی، بردگی، و باز هم بردگی بی پایان...) صرفا در اختیار چنین شبکه ی منفی وسیعی که ساخته اند قرار داده اند. آنچه را نیز که در زمان حاضر می بینید فقط در حد بسیار انتخاب شده و اولیه در دسترس ساکنان زمین قرار داده اند البته نه از سر مهر و دلسوزی بلکه جهت کنترل بیشتر بر بشریت!!

کلمه ی «کنترل» که در پاراگراف قبل بیان شد بسیاری از مفاهیم کلیدی را در بر میگیرد که شاید صدها صفحه کتاب در مورد آن  بتوان نوشت!! اما در یک کلام باید به آگاهی شما برسانم که این کنترل شامل تمام جوانب زندگی ما انسانها میگردد؛ از خوراک و پوشاک گرفته تا خواب و کار و تکنولوژی و خصوصی ترین امور شخصی و...!!

@WCTRUTH