Forwarded from کانال رعدشب ( #رعدشب )
🔴 برای تداوم اعتراضهای خیابانی، لازم است که با اعتصاب سراسری نیز همراه شود...
در هر قیام موفقی، اعتصاب سراسری نقطهی عطفی است که به مدافعان رژیم هشدار میدهد که نظام حاکم ماندنی نیست و نیروهای انتظامی و نظامی را در مقابله با مردم، منفعل کرده و از تلفات بیمورد (از هر دو طرف) خواهد کاست.
با اعتصاب سراسری، نفر به نفر نیروهای سرکوب، با چشم خودشان خواهند دید که مدافع حکومتی شدهاند که دیگر حاکمیتی بر مردم ندارد و برای نظامی سینه سپر کرده اند که دیگر وجود ندارد.
در هر قیام موفقی، اعتصاب سراسری نقطهی عطفی است که به مدافعان رژیم هشدار میدهد که نظام حاکم ماندنی نیست و نیروهای انتظامی و نظامی را در مقابله با مردم، منفعل کرده و از تلفات بیمورد (از هر دو طرف) خواهد کاست.
با اعتصاب سراسری، نفر به نفر نیروهای سرکوب، با چشم خودشان خواهند دید که مدافع حکومتی شدهاند که دیگر حاکمیتی بر مردم ندارد و برای نظامی سینه سپر کرده اند که دیگر وجود ندارد.
👍8
Forwarded from کانال رعدشب ( #رعدشب )
🅾 تشکیل دولت موقت
در آستانهی دهمین روز اعتراضهای سراسری، برای آنکه کار درست و اصولی پیش برود و بخش باقیمانده و مرددِ جامعه نیز چشمانداز قابل دستیابی برای سرانجامِ کار ببیند و با آغاز اعتصاب سراسری همراه شود، نیاز به اعلام دولت موقت داریم...
⭕️ (در بهترین حالت) این دولت موقت میتوانست که مدتها قبل، توسط ائتلاف اپوزیسیون تشکیل و به عنوان (دولت موقت در تبعید) معرفی شود و میزان مقبولتش با شعارهای مردم در کف خیابان تا کنون سنجیده و مشخص میشد...
⭕️ (در شرایط انقلابی) که حالت فوق بموقع محقق نشده باشد، برای فعالان تشکلها و جنبشهای شناخته شده مانند جنبشهای زنان و دانشجویی و کارگری و صنفی فرصتی فراهم است که بطور مشترک یک شورا یا مجمع انتقالی تشکیل داده و یک دولت موقت معرفی کنند...
در این شرایط انقلابی ساختمان مساجد و پایگاههای بسیج، به نفع دولتِ انقلاب، قابل مصادره است و در هر محله و منطقهای که آزاد شود با همکاری مردم و سربازان فراری و پرسنل انتظامی و نظامی که به مردم ملحق شوند، بطور خودجوش کمیتههای محلی تشکیل میشوند و مقرشان هم پاسگاههای انتظامی آزاد شده و پایگاههای بسیج تصرف شده است و این کمیتههای محلی با اعلام تبعیت از دولت موقت، سبب تثبیت اوضاع و برقراری نظم و امنیت میشوند...
دولت موقت، در دوران گذار، قابل ترمیم است و اگر حضور برخی افراد در ابتدا نتواند اطمینان خاطر مردم را فراهم کند آن افراد قابل جایگزینی هستند و لزوما نیازی نیست که از ابتدا حتما دارای رییس هم باشد و میتواند به شکل شورای وزیران با ریاست چرخشی باشد.
⭕️ (در بدترین حالت) اگر شورای انقلاب یا شورای انتقالی اولیه برای معرفی دولت موقت تشکیل نشود، در هر وزارتخانه که به دست مردم میافتد کارمندانی که اولین صبح روز کاری و غیرتعطیل پس از تصرفِ وزارتخانه در محل کارشان حاضر و انزجار از نظام ساقط شده را اعلام کنند میتوانند که از بین خود، ارشدترین مدیری که متواری نشده و اعلام وفاداری به انقلاب کرده باشد را با امضای طوماری به عنوان سرپرست وزارتخانه معرفی کنند و با این سرپرستها یک شورای سرپرستی خواهیم داشت که وظایف دولت موقت را تا زمان تشکیل مجلس موسسان انجام دهد.
⭕️ برای سرپرستی دادگستری و قوهقضاییه در هر سه حالت فوق، حقوقدانان خوش نام و شناخته شده به دفاع از حقوق مردم که در نظام ساقط شده مورد طرد و زندان قرار داشتند گزینههای مناسبی هستند.
🅾 شاید بگویید که اینها همه در حرف، قشنگ است ولی چه تضمینی هست که عملی شوند؟
تضمینش این است که از اول تا آخرش در دست خود مردم است و مردم هم بطور ذاتی خواهان ثبات و امنیت هستند و این هم کوتاهترین مسیر پیشنهادی برای ثبات و امنیت است که نیازمندِ اعتمادِ مردم به یک شخص نیست بلکه نیازمندِ اعتمادِ ما مردم به خودمان است.
در آستانهی دهمین روز اعتراضهای سراسری، برای آنکه کار درست و اصولی پیش برود و بخش باقیمانده و مرددِ جامعه نیز چشمانداز قابل دستیابی برای سرانجامِ کار ببیند و با آغاز اعتصاب سراسری همراه شود، نیاز به اعلام دولت موقت داریم...
⭕️ (در بهترین حالت) این دولت موقت میتوانست که مدتها قبل، توسط ائتلاف اپوزیسیون تشکیل و به عنوان (دولت موقت در تبعید) معرفی شود و میزان مقبولتش با شعارهای مردم در کف خیابان تا کنون سنجیده و مشخص میشد...
⭕️ (در شرایط انقلابی) که حالت فوق بموقع محقق نشده باشد، برای فعالان تشکلها و جنبشهای شناخته شده مانند جنبشهای زنان و دانشجویی و کارگری و صنفی فرصتی فراهم است که بطور مشترک یک شورا یا مجمع انتقالی تشکیل داده و یک دولت موقت معرفی کنند...
در این شرایط انقلابی ساختمان مساجد و پایگاههای بسیج، به نفع دولتِ انقلاب، قابل مصادره است و در هر محله و منطقهای که آزاد شود با همکاری مردم و سربازان فراری و پرسنل انتظامی و نظامی که به مردم ملحق شوند، بطور خودجوش کمیتههای محلی تشکیل میشوند و مقرشان هم پاسگاههای انتظامی آزاد شده و پایگاههای بسیج تصرف شده است و این کمیتههای محلی با اعلام تبعیت از دولت موقت، سبب تثبیت اوضاع و برقراری نظم و امنیت میشوند...
دولت موقت، در دوران گذار، قابل ترمیم است و اگر حضور برخی افراد در ابتدا نتواند اطمینان خاطر مردم را فراهم کند آن افراد قابل جایگزینی هستند و لزوما نیازی نیست که از ابتدا حتما دارای رییس هم باشد و میتواند به شکل شورای وزیران با ریاست چرخشی باشد.
⭕️ (در بدترین حالت) اگر شورای انقلاب یا شورای انتقالی اولیه برای معرفی دولت موقت تشکیل نشود، در هر وزارتخانه که به دست مردم میافتد کارمندانی که اولین صبح روز کاری و غیرتعطیل پس از تصرفِ وزارتخانه در محل کارشان حاضر و انزجار از نظام ساقط شده را اعلام کنند میتوانند که از بین خود، ارشدترین مدیری که متواری نشده و اعلام وفاداری به انقلاب کرده باشد را با امضای طوماری به عنوان سرپرست وزارتخانه معرفی کنند و با این سرپرستها یک شورای سرپرستی خواهیم داشت که وظایف دولت موقت را تا زمان تشکیل مجلس موسسان انجام دهد.
⭕️ برای سرپرستی دادگستری و قوهقضاییه در هر سه حالت فوق، حقوقدانان خوش نام و شناخته شده به دفاع از حقوق مردم که در نظام ساقط شده مورد طرد و زندان قرار داشتند گزینههای مناسبی هستند.
🅾 شاید بگویید که اینها همه در حرف، قشنگ است ولی چه تضمینی هست که عملی شوند؟
تضمینش این است که از اول تا آخرش در دست خود مردم است و مردم هم بطور ذاتی خواهان ثبات و امنیت هستند و این هم کوتاهترین مسیر پیشنهادی برای ثبات و امنیت است که نیازمندِ اعتمادِ مردم به یک شخص نیست بلکه نیازمندِ اعتمادِ ما مردم به خودمان است.
👍7❤2
mp30t (14010710).PNG
442 KB
⭕️ فایلهای سری جدید (مهر ۱۴۰۱) برای پرینت تراکت
با پرینت دو فایل تصویری ضمیمه بر پشت و روی کاغذ و سپس برش در هفت ردیف سه تایی ، از هر برگ A4 تعداد ۲۱ عدد تراکت کوچک به دست آمده و برای پخش آماده است...
هنگام پرینت گزینه fit to page را فعال کنید تا تراکتها در ابعاد صحیح چاپ شوند و بهتر است که هنگام پرینت و برش از دستکش استفاده نموده و هنگام پخش، دستههای تراکت را در میان دستمالکاغذی حمل نمایید.
با پرینت دو فایل تصویری ضمیمه بر پشت و روی کاغذ و سپس برش در هفت ردیف سه تایی ، از هر برگ A4 تعداد ۲۱ عدد تراکت کوچک به دست آمده و برای پخش آماده است...
هنگام پرینت گزینه fit to page را فعال کنید تا تراکتها در ابعاد صحیح چاپ شوند و بهتر است که هنگام پرینت و برش از دستکش استفاده نموده و هنگام پخش، دستههای تراکت را در میان دستمالکاغذی حمل نمایید.
👍8
mp32t (14010725).PNG
466.8 KB
⭕️ فایلهای سری جدید (۲۵ مهر ۱۴۰۱) برای پرینت تراکت
دوستان علاقمند به پخش تراکت؛ با پرینت دو فایل تصویری ضمیمه بر پشت و روی کاغذ و سپس برش در هفت ردیف سه تایی ، از هر برگ A4 تعداد ۲۱ عدد تراکت کوچک به دست آمده و برای پخش آماده است...
هنگام پرینت گزینه fit to page را فعال کنید تا تراکتها در ابعاد صحیح چاپ شوند و بهتر است که هنگام پرینت و برش از دستکش استفاده نموده و هنگام پخش، دستههای تراکت را در میان دستمالکاغذی حمل نمایید.
دوستان علاقمند به پخش تراکت؛ با پرینت دو فایل تصویری ضمیمه بر پشت و روی کاغذ و سپس برش در هفت ردیف سه تایی ، از هر برگ A4 تعداد ۲۱ عدد تراکت کوچک به دست آمده و برای پخش آماده است...
هنگام پرینت گزینه fit to page را فعال کنید تا تراکتها در ابعاد صحیح چاپ شوند و بهتر است که هنگام پرینت و برش از دستکش استفاده نموده و هنگام پخش، دستههای تراکت را در میان دستمالکاغذی حمل نمایید.
👍7
در سال ۵۷ و زمانی که حکومت نظامی برقرار بود طالقانی اعلام کرد که روز تاسوعا پیاده به سمت میدان شهیاد خواهد رفت و با این کارش جمعیت عظیمی با او همراه شدند که کمر حکومت وقت را همین حرکت شکاند.
کاری به درست یا غلط بودن اهداف مردم آن زمان نداریم ولی میتوانیم از شیوههایی که قیام آنها را به پیروزی رساند درس بگیریم...
حال که در آستانهی سالگرد آبان خونین هستیم، چهرههای معروف از مادران دادخواه (مانند مادر ستار بهشتی و دیگران) اگر اعلام چنین حرکتی کنند احتمال استقبال میلیونی از چنین حرکتی بسیار زیاد است و حکومت قادر به سرکوب جمعیت عظیم و میلیونی که از قبل در بین مردم تبلیغ گسترده شده باشد نیست و حتی اگر قبل از آن روز حکومت مادران داداخواه را بازداشت کند باز هم جمعیت عظیمی خواهند آمد.
دوستانی که با جمعیت مادران دادخواه و دیگر چهرههای شناخته شدهی مورد توجه و اقبال عمومی در ارتباط هستند از طرح این پیشنهاد به ایشان دریغ نورزند.
کاری به درست یا غلط بودن اهداف مردم آن زمان نداریم ولی میتوانیم از شیوههایی که قیام آنها را به پیروزی رساند درس بگیریم...
حال که در آستانهی سالگرد آبان خونین هستیم، چهرههای معروف از مادران دادخواه (مانند مادر ستار بهشتی و دیگران) اگر اعلام چنین حرکتی کنند احتمال استقبال میلیونی از چنین حرکتی بسیار زیاد است و حکومت قادر به سرکوب جمعیت عظیم و میلیونی که از قبل در بین مردم تبلیغ گسترده شده باشد نیست و حتی اگر قبل از آن روز حکومت مادران داداخواه را بازداشت کند باز هم جمعیت عظیمی خواهند آمد.
دوستانی که با جمعیت مادران دادخواه و دیگر چهرههای شناخته شدهی مورد توجه و اقبال عمومی در ارتباط هستند از طرح این پیشنهاد به ایشان دریغ نورزند.
👍10
Forwarded from ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
اعدام و کشتن هر نفر، این موج عظیم را تبدیل به سونامی خواهد کرد، چرا که همین موج حاصل کشتارها و اعدامهای پیشین حکومت بوده!
#محمد_قباد_لو
#سامان_صیدی
#محسن_رضا_زاده_قراقلو
#سعید_شیرازی
#محمد_بروغنی
#ابوالفضل_مهری_حسین_حاجی_لو
#منوچهر_مهمان_نواز
@mananey
#محمد_قباد_لو
#سامان_صیدی
#محسن_رضا_زاده_قراقلو
#سعید_شیرازی
#محمد_بروغنی
#ابوالفضل_مهری_حسین_حاجی_لو
#منوچهر_مهمان_نواز
@mananey
👍4🔥2👏1
Forwarded from Aasoo - آسو
روایتیک نوجوان از یک جنبشِ جوان🔻
✍ همه با چشمبند نشسته بودیم. بعد از مدتی کسانی را که بیماری زمینهای داشتند یا مثل من زیر ۱۸ سال بودند، به بند دیگری منتقل کردند. در بند دو تا اتاق وجود داشت، یکی ما و یکی هم کسانی که در روزهای قبل دستگیر شده بودند. زندانیان اتاق بغلی میگفتند تا ۵-۶ روز بهشان اجازهی تلفن زدن و اطلاع دادن به خانواده را نداده بودند. در نیمههای شب برای بازجویی بیدارم کردند. البته بازجویی را «تحت نظر بودن» و بازجو را «کارشناس» میگفتند. مدتی در اتاق بازجویی منتظر ماندم. دو بازجو آمدند و سؤالاتی کردند، مانند اینکه در محل تظاهرات چه کار میکردهام. آیا به گروهی وصل هستم یا نه و یک سری سؤالات روتین دیگر. حدس زدم که تصویر یا مدرکی ازم ندارند. برای همین داستانی را که وقت دستگیری و شب قبل ساخته بودم تعریف کردم. دهها بار با پیچاندن سؤالها و به هر روشی سعی کردند ازم آتو بگیرند. اما من تا آخرش سر حرفم ماندم و هیچ سوتی ندادم که برای چه در محل تظاهرات بودم.
✍ به همهی همبندیها گفته بودند که بعد از چند روز آزاد میشوند اما بیشتر از ۱۰ روز بود که هنوز زندانی بودند. البته به فضا عادت کرده بودند و با هم کنار آمده بودند. بساط بازیِ مافیا هم گرم بود. یکی از بچهها تا کلاس نهم خوانده بود. ترک تحصیل کرده بود و کار میکرد. یکی دیگر برای خرید کتانی آمده بود و در تظاهرات دستگیر شده بود. یکی دیگر هم سر چهارراه دیگری سر دعوای خصوصی دستگیر شده بود اما جرمش را حضور در اعتراضات ثبت کرده بودند. چند افغان هم بودند که احساس غریبگی میکردند. داشتیم رفیق میشدیم که صدایم کردند.حدود عصر بود که گفتند نامهی آزادیات آمده. اینجا هم یک تعهد دیگر دادم. یعنی سه بار و سه جای متفاوت. روز بعد دوباره رفتم دادگاه برای انجام کارهای نهایی. قاضی حکم به آزادی داد اما خوب نشنیدم که «تعلیق» یا چیزی شبیه به این هم اضافه کرد. آنجا هم دوباره تعهد گرفتند. چیز دیگری هم باید مینوشتم. دو صفحهی کامل در مورد حقوق شهروندی و اینکه چرا در این اغتشاشات شرکت کردهای و از این جور مهملات. سرِ نوشتن این متن خیلی عذاب کشیدم. گفتند با توجه به این که بار اول بوده حکم نمیگیرم و اگر تا دو سال مرتکب هیچ جرمی نشوم این داستان برایم سوءسابقه حساب نخواهد شد. برای خداحافظی با رئیس یکی از اتاقهای بازپرسی که در طول این ماجرا یکی دوبار چیزکی ازش پرسیده بودم و جوابم را با مهربانی داده بود به اتاقش رفتم. یواش گفت: «دمتون گرم. حواستون جمع باشه. شما دارید جور ما رو میکشید.» خداحافظی کردم و آزاد شدم.
✍ بعد از شروع اعتراضات یک سری از آدمهایی که اصلاً انتظارشان را نداشتم تغییر کردند و به ما پیوستند.برای همین در مدرسه تقریباً همه با هم هستیم. نه فقط دوستانی که از قبل با هم بودیم. بچههیئتیِ مدرسه هم با ما اعتراض میکند. میشناسمش. نه اینکه ادا دربیاره یا نفوذی باشه. نه! بچهشیعه است ولی از سرِ ماجرای مهسا دیگه طرف ماست. کلاً فضای مدرسه راجع به همین چیزهاست. دیروز ناظم آمد سرِ کلاس و یکی از بچهها رو با خودش به دفتر مدیر برد. ناگهان همهپا شدیم پشت سرشون رفتیم دم دفتر که دوستمون تنها نماند. درجا دوستمون رو ول کردند. از کل کلاسِ سی و خوردهای نفرهی ما فقط دو یا سه نفر همراهمون نیامدند. کسانی که با ما نیامدند تیپهای مشخصی دارند اما جرئت رودررویی ندارند. حتی ناظمهایی هم که تیپ ارزشی دارند جرئت نمیکنند که چیزی بگویند. داخل ما اما همه جور مدلی هست.
✍ چیزی که این جریان رو جذابتر کرده اینه که همهی مردم توش سهیم هستند. در ماجرای آبان یا هواپیما گروههای مردمی متحد نبودند. به همین دلیل، چند روز طول میکشید و بعد با سرکوب میخوابید. ولی این بار داستان برای همهی مردمه. فضا طوری است که جلوی مدرسهها نیروی ویژه گذاشتهاند. اما فقط یک حرکت کافیه تا اعتراضها شروع بشه. مردمی که اینها را میبینند شروع به بوق زدن میکنند. و این خودش به یک جور تظاهرات تبدیل میشه. وقتی دستگیر شدم در بازجویی فهمیدم که اینها هنوز در ذهینت قدیمیشان گیر کردهاند. فکر میکنند که چیزی پشت پردهی این اعتراضات هست که اون رو جلو میبره. مثلاً گروههای معاندی هستند که این اعتراضات را سازماندهی میکنند. یا معترضان ایدئولوژی ویژهای دارند. هنوز نفهمیدهاند که این خودِ خودِ مردماند که از جمهوری اسلامی خسته شدهاند و زندگی بهتری میخواهند.
@NashrAasoo 💭
✍ همه با چشمبند نشسته بودیم. بعد از مدتی کسانی را که بیماری زمینهای داشتند یا مثل من زیر ۱۸ سال بودند، به بند دیگری منتقل کردند. در بند دو تا اتاق وجود داشت، یکی ما و یکی هم کسانی که در روزهای قبل دستگیر شده بودند. زندانیان اتاق بغلی میگفتند تا ۵-۶ روز بهشان اجازهی تلفن زدن و اطلاع دادن به خانواده را نداده بودند. در نیمههای شب برای بازجویی بیدارم کردند. البته بازجویی را «تحت نظر بودن» و بازجو را «کارشناس» میگفتند. مدتی در اتاق بازجویی منتظر ماندم. دو بازجو آمدند و سؤالاتی کردند، مانند اینکه در محل تظاهرات چه کار میکردهام. آیا به گروهی وصل هستم یا نه و یک سری سؤالات روتین دیگر. حدس زدم که تصویر یا مدرکی ازم ندارند. برای همین داستانی را که وقت دستگیری و شب قبل ساخته بودم تعریف کردم. دهها بار با پیچاندن سؤالها و به هر روشی سعی کردند ازم آتو بگیرند. اما من تا آخرش سر حرفم ماندم و هیچ سوتی ندادم که برای چه در محل تظاهرات بودم.
✍ به همهی همبندیها گفته بودند که بعد از چند روز آزاد میشوند اما بیشتر از ۱۰ روز بود که هنوز زندانی بودند. البته به فضا عادت کرده بودند و با هم کنار آمده بودند. بساط بازیِ مافیا هم گرم بود. یکی از بچهها تا کلاس نهم خوانده بود. ترک تحصیل کرده بود و کار میکرد. یکی دیگر برای خرید کتانی آمده بود و در تظاهرات دستگیر شده بود. یکی دیگر هم سر چهارراه دیگری سر دعوای خصوصی دستگیر شده بود اما جرمش را حضور در اعتراضات ثبت کرده بودند. چند افغان هم بودند که احساس غریبگی میکردند. داشتیم رفیق میشدیم که صدایم کردند.حدود عصر بود که گفتند نامهی آزادیات آمده. اینجا هم یک تعهد دیگر دادم. یعنی سه بار و سه جای متفاوت. روز بعد دوباره رفتم دادگاه برای انجام کارهای نهایی. قاضی حکم به آزادی داد اما خوب نشنیدم که «تعلیق» یا چیزی شبیه به این هم اضافه کرد. آنجا هم دوباره تعهد گرفتند. چیز دیگری هم باید مینوشتم. دو صفحهی کامل در مورد حقوق شهروندی و اینکه چرا در این اغتشاشات شرکت کردهای و از این جور مهملات. سرِ نوشتن این متن خیلی عذاب کشیدم. گفتند با توجه به این که بار اول بوده حکم نمیگیرم و اگر تا دو سال مرتکب هیچ جرمی نشوم این داستان برایم سوءسابقه حساب نخواهد شد. برای خداحافظی با رئیس یکی از اتاقهای بازپرسی که در طول این ماجرا یکی دوبار چیزکی ازش پرسیده بودم و جوابم را با مهربانی داده بود به اتاقش رفتم. یواش گفت: «دمتون گرم. حواستون جمع باشه. شما دارید جور ما رو میکشید.» خداحافظی کردم و آزاد شدم.
✍ بعد از شروع اعتراضات یک سری از آدمهایی که اصلاً انتظارشان را نداشتم تغییر کردند و به ما پیوستند.برای همین در مدرسه تقریباً همه با هم هستیم. نه فقط دوستانی که از قبل با هم بودیم. بچههیئتیِ مدرسه هم با ما اعتراض میکند. میشناسمش. نه اینکه ادا دربیاره یا نفوذی باشه. نه! بچهشیعه است ولی از سرِ ماجرای مهسا دیگه طرف ماست. کلاً فضای مدرسه راجع به همین چیزهاست. دیروز ناظم آمد سرِ کلاس و یکی از بچهها رو با خودش به دفتر مدیر برد. ناگهان همهپا شدیم پشت سرشون رفتیم دم دفتر که دوستمون تنها نماند. درجا دوستمون رو ول کردند. از کل کلاسِ سی و خوردهای نفرهی ما فقط دو یا سه نفر همراهمون نیامدند. کسانی که با ما نیامدند تیپهای مشخصی دارند اما جرئت رودررویی ندارند. حتی ناظمهایی هم که تیپ ارزشی دارند جرئت نمیکنند که چیزی بگویند. داخل ما اما همه جور مدلی هست.
✍ چیزی که این جریان رو جذابتر کرده اینه که همهی مردم توش سهیم هستند. در ماجرای آبان یا هواپیما گروههای مردمی متحد نبودند. به همین دلیل، چند روز طول میکشید و بعد با سرکوب میخوابید. ولی این بار داستان برای همهی مردمه. فضا طوری است که جلوی مدرسهها نیروی ویژه گذاشتهاند. اما فقط یک حرکت کافیه تا اعتراضها شروع بشه. مردمی که اینها را میبینند شروع به بوق زدن میکنند. و این خودش به یک جور تظاهرات تبدیل میشه. وقتی دستگیر شدم در بازجویی فهمیدم که اینها هنوز در ذهینت قدیمیشان گیر کردهاند. فکر میکنند که چیزی پشت پردهی این اعتراضات هست که اون رو جلو میبره. مثلاً گروههای معاندی هستند که این اعتراضات را سازماندهی میکنند. یا معترضان ایدئولوژی ویژهای دارند. هنوز نفهمیدهاند که این خودِ خودِ مردماند که از جمهوری اسلامی خسته شدهاند و زندگی بهتری میخواهند.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
روایت یک نوجوان از یک جنبشِ جوان
گزارش یک دستگیری دوشنبه بود. رفتم میدان «…»[1]. به همه گفته بودم که برای تماشا میروم. تا رسیدن به تظاهرات هم مطمئن نبودم. ولی نتوانستم کنار بایستم و تماشا کنم. میدانستم که اگر هدف کنار ایستادن و تماشا باشد، آنجا بودنم مسخره است. یک گروه تظاهرکننده دیدم.…
❤3👍2
mp32t (14010822).PNG
482.9 KB
⭕️ فایلهای سری جدید (۲۳ آبان ۱۴۰۱) برای پرینت تراکت
علاقمندان به پخش تراکت؛ با پرینت دو فایل تصویری ضمیمه بر پشت و روی کاغذ و سپس برش در هفت ردیف سه تایی ، از هر برگ A4 تعداد ۲۱ عدد تراکت کوچک به دست آمده و برای پخش آماده است...
هنگام پرینت گزینه fit to page را فعال کنید تا تراکتها در ابعاد صحیح چاپ شوند.
علاقمندان به پخش تراکت؛ با پرینت دو فایل تصویری ضمیمه بر پشت و روی کاغذ و سپس برش در هفت ردیف سه تایی ، از هر برگ A4 تعداد ۲۱ عدد تراکت کوچک به دست آمده و برای پخش آماده است...
هنگام پرینت گزینه fit to page را فعال کنید تا تراکتها در ابعاد صحیح چاپ شوند.
👍5
mp33t (14010826).PNG
474.9 KB
⭕️ فایلهای سری جدید (۲۶ آبان ۱۴۰۱) برای پرینت تراکت
علاقمندان به پخش تراکت؛ با پرینت دو فایل تصویری ضمیمه بر پشت و روی کاغذ و سپس برش در هفت ردیف سه تایی ، از هر برگ A4 تعداد ۲۱ عدد تراکت کوچک به دست آمده و برای پخش آماده است...
هنگام پرینت گزینه fit to page را فعال کنید تا تراکتها در ابعاد صحیح چاپ شوند.
علاقمندان به پخش تراکت؛ با پرینت دو فایل تصویری ضمیمه بر پشت و روی کاغذ و سپس برش در هفت ردیف سه تایی ، از هر برگ A4 تعداد ۲۱ عدد تراکت کوچک به دست آمده و برای پخش آماده است...
هنگام پرینت گزینه fit to page را فعال کنید تا تراکتها در ابعاد صحیح چاپ شوند.
👍5❤1
👍3❤1❤🔥1
👍4❤1❤🔥1